کتاب کودک و مطالعه
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۲/۰۴
آخرین بروزرسانی: ۱۴۰۳/۱۲/۲۷
کودکان کنجکاوان و جستجوگران طبیعی هستند و عشق به مطالعه در آنها میتواند رشد ذهنی و عاطفی آنها را تسریع کند. مطالعه نه تنها به کودکان کمک میکند تا دانش و واژگان خود را گسترش دهند، بلکه آنها را با دنیای جدید، شخصیتها و فرهنگها آشنا میسازد. در نهایت، مطالعه به کودکان کمک میکند تا توانایی تفکر نقادانه، همدلی و خلاقیت خود را تقویت کنند و این مهارتها برای موفقیتهای آینده آنها بسیار حیاتی هستند. بنابراین، فراهم آوردن دسترسی به کتابهای مناسب و ایجاد محیطی که عشق به مطالعه را تشویق کند، از اهمیت بالایی برخوردار است. در این نوشتار به معرفی کتاب کودک و مطالعه پرداختهایم.
آنچه خواهید خواند!
مقدمه
این بخش مقدمه رسمی نویسندگان بر کتاب کتاب کودک و مطالعه است. بسیار گفته شده و شنیده ایم که عادت به مطالعه، باید از کودکی آغاز شود.» با اندک تسامحی میتوان گفت که این جمله از جهاتی هم صادق و هم کاذب است. از آن جهت صادق است که آنچه در کودکی آموخته می شود به فرموده پیامبر اسلام (ص)، کالنقش فی الحجر»، پایا و مداوم است و از آن جهت کاذب است که اگر کسی در کودکی چیزی را در خود نپروراند، نباید نا امید باشد. انسان دائماً در حال «شدن» است و این «شدن» محدود به کودکی نیست کسی نباید به این بهانه که فرصتهای کودکی خویش را از دست داده است فرصتهای باقی عمر را بر باد دهد. به هر حال در این کتاب به جنبه صادق جمله فوق خواهیم پرداخت.

شاید واژه «عادت» که در عبارت پیش گفته آمده است نیازمند اندک توضیحی باشد. عادات را میتوان از یک دیدگاه به دو دسته کلی تقسیم کرد: عادات مسبوق به تقلید و عادات مسبوق به آگاهی، بدین ترتیب مشاهده می شود که نمی توان حکمی کلی صادر کرد و به موجب آن، هر عملی که ناشی از عادت باشد را فاقد ارزش دانست آن عاداتی فاقد ارزش اند که ریشه در تقلید و دنباله روی بدون ذکر و فکر دارند اما عادتی که از روی آگاهی در نفس بشر مستقر شود و ملکه او گردد نه بی ارزش که عین ارزش است. مطالعه نیز از این اصل مستثنی نیست آن مطالعه ای که باید در کودک پا بگیرد و عادت او شود مطالعه متفکرانه است، نه «مطالعه تقلیدی» در کتاب کودک و مطالعه سعی ما این خواهد بود که درباره چنین مطالعه ای صحبت کنیم اشکال ممکن است این گونه شود که تقلید در مطالعه دیگر چه صیغه ای است؟ درست است که تقلید در مطالعه در مقایسه با تقلید در آداب و رسوم، فرهنگ مذهب اخلاق و….. مبهم تر به نظر می رسد، لیکن با اندکی دقت می توان به معنای آن راه یافت. در این کتاب، مطالعه را «تفکر به کمک نشانه ها فرض کرده ایم. مقصود از بیان این تعریف در اینجا، تأکید بر نسبت مطالعه» و «تفکر» است. اگر این نسبت را به درستی درک و تبیین کنیم به اهمیت «مطالعه»، پی خواهیم برد. این به نوبه خود نتایج کاربردی گرانبهایی را به ارمغان خواهد آورد.

مطالعه در تلقی عامه از آن رمزگشایی خواندن و درک و فهم انسانها از نشانه های چاپی و در سطحی بالاتر دیداری و شنیداری است. اگر مطالعه را در این معنی مدنظر قرار دهیم آن را تنها به ارتباط با «جسم تفکر» محدود کرده ایم مطالعه را در این حالت سر و کاری با «جان تفکر نخواهد بود. جسم تفکر، اندیشه های موجود در کتابها و کتابخانه هاست که می توان به سراغ آن رفت و فرا گرفتش اما جان تفکر آن چیزی است که به نظم و تعدیل و پریشانی زدایی می انجامد و آن را با «تمدن» نسبتی وثیق است. درست است که با پیشامد تفکر طرح عالمی در انداخته می شود یا بنای یک عالم مستحکم میشود اما طرح عالم و بنیان گذاری آن، از جمله نتایج تفکر نیست، بلکه عین آن است. عالم با تفکر بنیاد می شود و مردم در آن، با نظر به افقی که فرارویشان گشوده شده است مسکن می گزینند و درک و فهم خاصی پیدا میکنند و با آن فهم صورتی از زندگی و تمدن را پدید می آورند.»

تفکر، مستلزم نوعی تفرد درونی است. کسی که از درون منفرد نیست در زمره عامه قرار دارد و در زمره عامه قرار گرفتن به معنی این است که انسان، قوام وجودی خود را همواره در جمع اشیاء و امثال جستجو می کند و از متمایز بودن خود با دیگر موجودات، آگاه نیست. به عبارت دیگر، می توان گفت که عامی بودن به معنی این نیست که انسان، خواندن و نوشتن نمی داند و بلکه عاری بودن از تفرد درونی و عدم توانایی بر فاصه گرفتن از آنچه به آن می توان اندیشید، نوعی عامی بودن به شمار می آید. انسان وقتی از عامی بودن خارج می شود که ذهن او جدا از ذهنیت جمعی آغاز به اندیشیدن میکند. فرهنگ پخته و پرورده انسانی از هنگامی پدیدار می گردد که «فرد» آدمی به طور منفک و جدا از ذهنیت جمعی و گروهی اندیشیدن را آغاز میکند.»
از همین جاست که شاید بتوان گفت که تفکر با خودآگاهی نسبت به حوالت تاریخی، رابطه مند است. آن هنگام که انسان از حوالت تاریخی می گذرد و «خلاف آمد عادت اندیشیدن را می آغازد، می توان او را به صفت متفکر منصف ساخت.

آن مطالعه ای که صرفاً تکرار طوطی وار افکار و اندیشه های نقش بسته بر کتابهاست نسبتی با تفکر ندارد بلکه رابطه ای است که با جسم تفکر برقرار میشود. مطالعه باید راهگشای جان تفکر باشد و چنین مطالعه ای نسبت مستقیم با «پرسش دارد پرسش آن چنان که هایدگر می گوید پارسایی تفکر است. چون و چرا درباره روح حاکم بر روابط و مناسبات کار و بار و معاش انسانها با تفرد درونی و اندیشه مستقل از ذهنیت جمعی ارتباط وثیق دارد پرسش از دگمهای عصر تجدد همچون خرد باوری خود بنیاد بشرانگاری حضور تکنیکی اباحه گری و خالی دیدن جهان از امر قدسی که زبان زاتر از سایر آموزه های مدرنیته است برای رهایی از وضع عسرت بار کنونی بشر و گام نهادن به فردایی بهتر، ضروری است. امید ما آن است که آشنایی با مطالعه ای که ملازم با تفکر تذکر است راهگشای این پرسشگری باشد.
در کتاب کودک و مطالعه کوشیده ایم تا راهی به مطالعه به مثابه «تفکر به کمک نشانه ها بگشاییم. داعیه آن نداریم که در این راه، کاملاً موفق بوده ایم و به این اثر به عنوان مقدمه ای برای کارهای عمیق تر و منسجم تر می نگریم و تمام کاستیهای آن را بر عهده میگیریم از ناشر محترم که در این آشفته بازار کتابهای علمی و تخصصی وظیفه پر مشقت چاپ کتابهای کتابداری و آن می توان اندیشید، نوعی عامی بودن به شمار می آید. انسان وقتی از عامی بودن خارج می شود که ذهن او جدا از ذهنیت جمعی آغاز به اندیشیدن میکند. فرهنگ پخته و پرورده انسانی از هنگامی پدیدار می گردد که «فرد» آدمی به طور منفک و جدا از ذهنیت جمعی و گروهی اندیشیدن را آغاز میکند.»
از همین جاست که شاید بتوان گفت که تفکر با خودآگاهی نسبت به حوالت تاریخی، رابطه مند است. آن هنگام که انسان از حوالت تاریخی می گذرد و «خلاف آمد عادت اندیشیدن را می آغازد، می توان او را به صفت متفکر منصف ساخت.
آن مطالعه ای که صرفاً تکرار طوطی وار افکار و اندیشه های نقش بسته بر کتابهاست نسبتی با تفکر ندارد بلکه رابطه ای است که با جسم تفکر برقرار میشود. مطالعه باید راهگشای جان تفکر باشد و چنین مطالعه ای نسبت مستقیم با «پرسش دارد پرسش آن چنان که هایدگر می گوید پارسایی تفکر است. چون و چرا درباره روح حاکم بر روابط و مناسبات کار و بار و معاش انسانها با تفرد درونی و اندیشه مستقل از ذهنیت جمعی ارتباط وثیق دارد پرسش از دگمهای عصر تجدد همچون خرد باوری خود بنیاد بشرانگاری حضور تکنیکی اباحه گری و خالی دیدن جهان از امر قدسی که زبان زاتر از سایر آموزه های مدرنیته است برای رهایی از وضع عسرت بار کنونی بشر و گام نهادن به فردایی بهتر، ضروری است. امید ما آن است که آشنایی با مطالعه ای که ملازم با تفکر تذکر است راهگشای این پرسشگری باشد. در این کتاب کوشیده ایم تا راهی به مطالعه به مثابه «تفکر به کمک نشانه ها بگشاییم.

فهرست مندرجات
به جهت آشنایی علاقمندان با کتاب کودک و مطالعه، در ادامه فهرست این اثر ارزنده را آوردهایم. مطالعه این کتاب برای کلیه علاقمندان به حوزه کتاب و کتابداری و مهمتر از همه، دانشجویان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و همچنین علوم تربیتی توصیه میشود.
√ مقدمه
- تعریفها
- مواردی از مراحل مطالعه
√ فصل اول
- مطالعه چیست؟
- عوامل تأثیر گذار بر پذیرش خواننده
- میزان مهارت در مطالعه
- شرایط محیطی مطالعه
- ارتباط خواننده با نویسنده
- انتظارات خواننده
- دانش پیش زمینه خواننده
- تجربه و تداعی خاص خواننده
- خواننده و متن
- مطالعه و ناخود آگاه ذهن
- گسترش نظریه مطالعه فراتر از چاپ
- منابع و ماخذ
√ فصل دوم
- نظریه های رشد
- تجربه مستقیم و غیر مستقیم
- نظریه رده بندی زیست شناختی
- انواع رشد
- کودک و مطالعه
- نظریههای رشد
- ژان پیاژه
- زیگموند فروید
- نظریه بازی
- منابع و ماخذ
√ فصل سوم
- مطالعه و رشد
- مطالعه و رشد جسمانی
- مطالعه و رشد عقلانی
- مطالعه و رشد زبانی
- مطالعه و رشد عاطفی
- مطالعه و رشد شخصیتی
- مطالعه و رشد اجتماعی
- مطالعه و رشد اخلاقی
- مطالعه و رشد معنوی
√ فصل چهارم
- آموزش مطالعه
- رمان نوجوانان
- منابع و ماخذ
- نحوه آموزش مطالعه
- برنامه مطالعه در مدرسه
- وظیفه ما در قبال فراگیر – خواننده ماهر
- حمایت از فراگیر – خواننده
- مهارت در مطالعه
- نکته ای در باب روان خوانی
- منابع و ماخذ
√ فصل پنجم
- تصویر خوانی
- کارکرد تصاویر
- تصاویر و داستانها
- قابلیتهای تصویر
- روان خوانی تصاویر
- تصاویر برای نوجوانان
- منابع و ماخذ
√ فصل ششم
- کتابهای مناسب، کتابهای نامناسب
- مزایای مطالعه
- ادبیات کلاسیک
- مهمل خوانی
- کتابهای نامناسب
- معیارهایی برای ارزیابی کتابهای کودکان
- کیفیت محتوا
- کیفیت ساخت و پرداخت
- کیفیت زبان و شیوه نگارش
- کیفیت تصویرها
- منابع و ماخذ
√ فصل هفتم
- کودک و کتابخانه
- مراجعه کننده دردسرساز
- کتابدار موفق کودکان
- نگرشها و رهیافتها
- کودک و مطالعه
- کودکان خاص خوانندگان خاص
- منابع و ماخذ
√ فصل هشتم
- مدیریت ترویج مطالعه
- خط مشی مطالعه
- منابع
- مجموعه
- کارکنان
- محل کار
- سایر منابع
- ابزارهای لازم
- تبلیغات
- ارزیابی
- منابع و ماخذ
- واژنامه انگلیسی – فارسی
دیدگاه شخصی درباره کتاب:
بیتردید رشته کتابداری و علم اطلاعات نیز همانند سایر عرصههای علم و دانش مشمول گذر زمان است و با ورود محتوای جدید نیاز به روزآمدی دارد. این کتاب اولین نوبت در سال ۱۳۸۲ به چاپ رسیده است و الان بیش از دو دهه از نگارش آن میگذرد و بخشهایی از آن یا کارایی لازم را ندارند یا اثربخشی مطلوب را.
فراتر از این مقوله، پس از مطالعه کتاب، اولین نکتهای که به ذهن خواننده میرسد انتخاب عنوان ناصحیح برای آن است. عمده محتوای این اثر را دیدگاههای فلسفی و نظری محض تشکیل داده است که آن هم عموماً با طرح نظریات صرف و عمومی اندیشمندان مختلف است؛ بنابراین اثر نه برای معلمان و افراد دخیل در حوزه آموزش و پرورش کودکان آنچنان کارامد خواهد بود زیرا محور آن کتاب و کتابخوانی است و نه برای کتابداران زیرا رویکرد کاربردی ندارد. بر این اساس ای کاش نگارندگان از عنوان “فلسفه مطالعه در کودکان” استفاده میکردند تا شاید محتوای موجود را بهتر القا کند. علاوه بر عنوان کتاب کودک و مطالعه، تصویر روی جلد نیز که کودکی خندان را نشان میدهد هرگز نمیتواند نشان دهنده طرح مباحث قلسقی و نظری محض باشد بلکه جلوهای کودکانه و فانتزی دارد.
نکته دیگری که با خواندن این اثر به ذهن خطور میکند، عدم ساختاربندی صحیح محتوا از یک سو و گسسته و پیوسته نبودن مطالب در فصول کتاب است. به نحوی که خواننده پیش از ورود به فصل مقدمه مختصری را از نظر میگذارند اما شمهای از دید کلی و محتوای آن فصل بدست نمیآورد. لحن فلسفی و قلم پیچیده نویسندگان نیز بر این ابهامات افزوده است به نحوی که در پارهای از مطالب درک مقصود نگارندگان برای خواننده غیرممکن است. البته شاید بتوان این مقوله را بی ارتباط با اشتباهات علائم نگارشی مانند ویرگول، نقطه، پرانتز و … ندانست.
کوتاه سخن آنکه، این اثر در صورتی که از سوی افراد علاقمند به حوزه فلسفه کتابداری و علم اطلاعات و یا فعالان حوزه فلسفه تعلیم و تربیت مطالعه شود، کارامد خواهد بود.

