قدرت کلمات در سیاست
یادداشت روز

قدرت کلمات در سیاست

قدرت کلمات در سیاست غیر قابل انکار است. تاریخی، شکل گیری ایدئولوژی، جلب حمایت، نقش رسانه، خطرات بلاغت و مسئولیت اخلاقی تاثیر کلمات بر سیاست از جمله قدرت‌های بی بدیل واژگان هست که راجع به آنها در ادامه سخن خواهیم گفت.

کلمات همواره ابزار قدرتمندی در عرصه سیاسی بوده‌اند. در طول تاریخ، رهبران بزرگ و شخصیت‌های تأثیرگذار از مهارت‌های سخنوری (oratory skills) خود برای الهام بخشیدن، قانع کردن و بسیج توده‌ها استفاده کرده‌اند. در دنیای معاصر که رسانه‌ها نقش حیاتی در شکل‌دهی به افکار عمومی ایفا می‌کنند، قدرت کلمات بیشتر شده است. این یادداشت (multifaceted influence of language) به بررسی تأثیر چندوجهی زبان در سیاست می‌پردازد و چگونگی شکل‌دهی ایدئولوژی‌ها، جلب حمایت و حتی تغییر مسیر تاریخ را بررسی می‌کند.


زمینه تاریخی (The Historical Context)

اهمیت کلمات در سیاست پدیده‌ای جدید نیست. سخنوران باستانی مانند سیسرو (Cicero) و دموستنس (Demosthenes) استادان فن بلاغت بودند و از فصاحت خود برای تغییر نظر عمومی و تأثیرگذاری بر نتایج سیاسی استفاده می‌کردند. در تاریخ معاصر، شخصیت‌هایی مانند وینستون چرچیل و مارتین لوتر کینگ جونیور از سخنرانی‌های خود برای تحریک ملت‌ها و حمایت از تغییرات بزرگ استفاده کردند. سخنرانی‌های چرچیل (Winston Churchill) در طول جنگ جهانی دوم، مملو از اراده و سرسختی برای تقویت روحیه بریتانیایی‌ها بود. به همین ترتیب، سخنرانی “رویایی دارم” (I Have a Dream) کینگ (King) تبدیل به سنگ بنای جنبش حقوق مدنی شد و تأثیر عمیق کلمات مناسب در سیاست را برجسته کرد.


شکل‌دهی ایدئولوژی‌ها (Shaping Ideologies)

زبان سیاسی در شکل‌دهی ایدئولوژی‌ها نقش اساسی دارد. سیاستمداران پیام‌های خود را به دقت طراحی می‌کنند تا با مخاطبان هدف خود همخوانی داشته باشد و از عبارات و روایت‌های خاصی استفاده می‌کنند تا سیاست‌های خود را در شفافیتی مطلوب به تصویر بکشند. این تکنیک که به عنوان قاب‌بندی شناخته می‌شود، شامل برجسته‌سازی جنبه‌های خاصی از یک موضوع پیچیده و کم‌اهمیت نشان دادن جنبه‌های دیگر است. به عنوان مثال، اصطلاحاتی مانند “تخفیف مالیاتی” نشان می‌دهد که مالیات‌ها دارای بار معنایی منفی و ناعادلانه هستند، در حالی که “سرمایه‌گذاری در خدمات عمومی” مالیات‌ها را به عنوان یک مشارکت ضروری در رفاه اجتماعی مطرح می‌کند؛ در حالیکه که دقیقاً همان معنا را دارد. با استفاده راهبردی از زبان، سیاستمداران می‌توانند درک عمومی افراد را تحت تأثیر قرار دهند و باورهای مخاطبان خود را با باورهای خود همسو کنند.

اثربخشی تلاش‌ها برای استفاده از قدرت کلمات در سیاست اغلب به جذابیت عاطفی زبان مورد استفاده بستگی دارد.


جلب حمایت (Mobilizing Support)

یکی از مهم‌ترین وظایف داشتن بلاغت سیاسی توانایی بسیج حامی کردن شهروندان است. سخنرانی‌های انتخاباتی، شعارها و مناظرات همه برای قانع کردن رأی‌دهندگان و جلب حمایت از یک نامزد یا موضوع خاص طراحی شده‌اند. اثربخشی این تلاش‌ها اغلب به جذابیت عاطفی زبان مورد استفاده بستگی دارد. کلماتی که احساسات قوی مانند امید، ترس، غرور یا خشم را برانگیزند، می‌توانند افراد را به اقدام وادار کنند. به عنوان مثال، شعار “بله ما می‌توانیم” باراک اوباما احساس امید و امکان را برانگیخت و به طور قابل توجهی به موفقیت انتخاباتی او کمک کرد.

قدرت زبان در کمپین سیاسی


نقش رسانه (The Role of Media)

در عصر دیجیتال، نقش کلمات در سیاست با رسانه تقویت شده است. رسانه‌های سنتی، رسانه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال همه محمل‌هایی هستند که پیام‌های سیاسی از طریق آنها منتشر می‌شود. برش‌هایی از صداها، توییت‌ها و ویدیوهای همه گیر شده (وایرال) می‌توانند به سرعت پخش شوند و در مدت زمان کوتاهی به میلیون‌ها نفر برسند. این فوریت در انتشار تأثیر بالقوه بلاغت سیاسی را افزایش می‌دهد. بنابراین، کلمات می‌توانند به راحتی از بافت خود خارج شوند و منجر به سوء تفاهم یا استفاده از اطلاعات غلط گردد.


خطرات بلاغت (The Dangers of Rhetoric)

در حالی که کلمات می‌توانند الهام‌بخش و متحدکننده باشند، از سوی دیگر نیز می‌توانند گمراه‌کننده و تفرقه‌افکن نیز باشند. بلاغت سیاسی می‌تواند  با هدف دستکاری افکار عمومی، انتشار اطلاعات نادرست و تحریک به خشونت استفاده شود. تبلیغات، نفرت‌پراکنی و سیاست‌های نژادی همه نمونه‌هایی از چگونگی استفاده ابزاری از زبان هستند. ظهور پوپولیسم در نقاط مختلف جهان نشان می‌دهد که چگونه بلاغت تفرقه‌افکنانه می‌تواند باعث بهره‌برداری از ترس‌ها و تعصبات اجتماعی گردد و منجر به التهاب و درگیری شود. بنابراین، آگاهی سیاستمداران و عموم مردم از خطرات بالقوه زبان سیاسی ضروری است.

آگاهی سیاستمداران و عموم مردم از خطرات بالقوه زبان سیاسی ضروری است.


مسئولیت اخلاقی (The Ethical Responsibility)

با توجه به قدرت کلمات در سیاست، سیاستمداران موظف هستند با دقت و مسئولیت از کلمات و زبان خود استفاده کنند. هدف ارتباطات سیاسی اخلاقی باید اطلاع‌رسانی و درگیر کردن عموم مردم در گفتمانی معنادار باشد، نه دستکاری یا فریب دادن و نیز باید به دنبال ارتقای درک و همکاری گردد نه تفرقه و دشمنی. برای عموم مردم، تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای (media literacy) ابزارهای اساسی برای تشخیص قصد و درستی پیام‌های سیاسی هستند.


نتیجه‌گیری

قدرت کلمات در سیاست را نمی‌توان دست کم گرفت. از شکل‌دهی ایدئولوژی‌ها تا جلب حمایت، از الهام‌بخشی به تغییر تا تحریک به درگیری، زبان سیاسی تأثیر بسزایی دارد. با تغییر کانال‌هایی که از طریق آنها پیام‌های سیاسی منتقل می‌شوند، اهمیت استفاده اخلاقی و مسئولانه از کلمات بیشتر می‌شود. با شناخت و احترام به قدرت کلمات، سیاستمداران و شهروندان می‌توانند به جامعه‌ای آگاه‌تر، با تعامل بیشتر و همبسته‌تر کمک کنند.

تصویر نویسنده
محمد مومن

مترجم و مشاور علمي داراي مجوز رسمي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به شماره 8154 و كارشناس ارشد علم اطلاعات دانشگاه بيرجند هستم كه در اين مجموعه تلاش داريم خدماتي علمي و در سطح جهاني را به جامعه فارسي زبانان ارائه كنيم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *