معرفی و نقد کتاب ۱۰ دقیقه مطالعه
چکیده کوتاه
کتاب تاجر ونیزی اثر ویلیام شکسپیر با ترجمه ابوالحسن تهامی؛ معرفی، خلاصه داستان، شخصیت‌ها، پیام‌ها، نقد و بررسی این شاهکار ادبی جهان.

اگر به دنبال یکی از ماندگارترین شاهکارهای ادبیات جهان هستید، کتاب تاجر ونیزی اثری است که نباید از دست بدهید. این نمایشنامه مشهور از ویلیام شکسپیر، با ترجمه روان و ماندگار ابوالحسن تهامی، داستانی پرکشش از عشق، دوستی، عدالت، انتقام و بخشش را در بستر شهر ونیز روایت می‌کند. در این مطلب، علاوه بر معرفی کتاب تاجر ونیزی، با خلاصه داستان، شخصیت‌های اصلی، مهم‌ترین پیام‌ها، نقد و بررسی اثر و دلایلی که آن را به یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ ادبیات تبدیل کرده است آشنا خواهید شد؛ اگر قصد خرید یا مطالعه این کتاب را دارید، این معرفی می‌تواند راهنمای کاملی برای شما باشد.


شناسنامه کتاب تاجر ونیزی

نویسنده: ویلیام شکسپیر

مترجم: ابوالحسن تهامی

انتشارات: نگاه

قطع: رقعی

تعداد صفحه: 197

تاجر ونیزی

خرید این کتاب از فروشگاه ایران کتاب


آشنایی با ویلیام شکسپیر

ویلیام شکسپیر (William Shakespeare)، بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویس تاریخ ادبیات انگلیسی، در آوریل سال ۱۵۶۴ در شهر استراتفورد-آپون-آون (Stratford-upon-Avon) به دنیا آمد. تاریخ دقیق تولدش مشخص نیست، اما چون در ۲۶ آوریل غسل تعمید داده شد، معمولاً ۲۳ آوریل را روز تولد او می‌دانند. پدرش، جان شکسپیر (John Shakespeare)، بازرگان و عضو شورای شهر بود و مادرش، مری آردن (Mary Arden)، از خانواده‌ای مرفه و زمین‌دار می‌آمد. ویلیام در مدرسه گرامر شهرش درس خواند و همان‌جا با زبان لاتین، ادبیات کلاسیک و تاریخ آشنا شد، اما برخلاف بسیاری از نویسندگان هم‌دوره‌اش هرگز به دانشگاه نرفت. در هجده‌سالگی با آن هاتاوی (Anne Hathaway)، که هشت سال از او بزرگ‌تر بود، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های سوزانا (Susanna Shakespeare)، همنت (Hamnet Shakespeare) و جودیت (Judith Shakespeare) بود. مرگ زودهنگام همنت در یازده‌سالگی ضربه سنگینی به شکسپیر وارد کرد و بسیاری از پژوهشگران معتقدند اندوه این اتفاق بعدها در آثار تراژیک او، به‌ویژه نمایشنامه هملت (Hamlet)، بازتاب پیدا کرده است. از زندگی او بین سال‌های ۱۵۸۵ تا ۱۵۹۲ اطلاعات دقیقی در دست نیست؛ دوره‌ای که به «سال‌های گمشده» شهرت دارد و روایت‌های مختلفی درباره آن وجود دارد، از معلمی و بازیگری گرفته تا سفر با گروه‌های نمایشی.

آشنایی با ویلیام شکسپیر

او اوایل دهه ۱۵۹۰ راهی لندن شد و خیلی زود توانست جایگاه خود را در دنیای تئاتر پیدا کند. شکسپیر ابتدا به عنوان بازیگر روی صحنه رفت، اما استعداد اصلی‌اش در نمایشنامه‌نویسی بود. او به گروه نمایشی مردان لرد چمبرلین (Lord Chamberlain’s Men) پیوست که بعدها با حمایت شاه جیمز اول (King James I) به مردان شاه (King’s Men) تغییر نام داد و به موفق‌ترین گروه تئاتری انگلستان تبدیل شد. شکسپیر همچنین یکی از سهامداران تئاتر گلوب (Globe Theatre) بود؛ سالنی که بسیاری از شاهکارهایش نخستین بار در آن اجرا شدند. او در حدود دو دهه فعالیت، نزدیک به ۳۹ نمایشنامه، ۱۵۴ غزل و چند اثر منظوم دیگر خلق کرد. آثارش را معمولاً در سه دسته قرار می‌دهند: کمدی‌هایی مانند رویای شب نیمه تابستان (A Midsummer Night’s Dream)، شب دوازدهم (Twelfth Night) و تاجر ونیزی (The Merchant of Venice)؛ تراژدی‌هایی چون هملت (Hamlet)، مکبث (Macbeth)، شاه لیر (King Lear)، اتللو (Othello) و رومئو و ژولیت (Romeo and Juliet)؛ و نمایشنامه‌های تاریخی مانند ریچارد سوم (Richard III)، ریچارد دوم (Richard II) و هنری پنجم (Henry V). شخصیت‌هایی که او آفرید، از هملت و لیدی مکبث (Lady Macbeth) گرفته تا شایلاک (Shylock) و فالستاف (Falstaff)، هنوز هم زنده‌اند و آثارش پس از چهار قرن همچنان روی صحنه‌های تئاتر جهان اجرا می‌شوند.

بیشتر بخوانید!

شکسپیر در سال‌های پایانی عمر به زادگاهش بازگشت و زندگی آرام‌تری را در استراتفورد سپری کرد. او در ۲۳ آوریل ۱۶۱۶، در ۵۲ سالگی، درگذشت و در کلیسای تثلیث مقدس (Holy Trinity Church) همان شهر به خاک سپرده شد. هفت سال پس از مرگش، دو دوست و همکارش، جان همینگز (John Heminges) و هنری کاندل (Henry Condell)، مجموعه‌ای از نمایشنامه‌های او را با نام فرست فولیو (First Folio) منتشر کردند؛ کتابی که اگر چاپ نمی‌شد، احتمالاً نزدیک به نیمی از آثار شکسپیر برای همیشه از بین می‌رفت. زندگی او البته همیشه با حاشیه‌هایی نیز همراه بوده است. مشهورترین بحث، تردید برخی افراد درباره نویسندگی آثار اوست؛ عده‌ای در طول تاریخ ادعا کرده‌اند که نویسندگانی مانند فرانسیس بیکن (Francis Bacon) یا ادوارد دو ویر (Edward de Vere)، هفدهمین ارل آکسفورد، خالق واقعی این نمایشنامه‌ها بوده‌اند، اما هیچ سند معتبری این فرضیه‌ها را تأیید نمی‌کند و تقریباً همه پژوهشگران ادبیات، شکسپیر را نویسنده واقعی آثار می‌دانند. امروزه او نه‌تنها چهره‌ای ماندگار در ادبیات انگلیسی، بلکه یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان تاریخ جهان به شمار می‌رود؛ نویسنده‌ای که آثارش به بیش از صد زبان ترجمه شده‌اند و هنوز هم درباره عشق، قدرت، جاه‌طلبی، خیانت، عدالت و پیچیدگی‌های روح انسان، حرف‌هایی تازه برای گفتن دارند.


خلاصه کتاب تاجر ونیزی

داستان تاجر ونیزی در شهر ونیز آغاز می‌شود؛ جایی که آنتونیو، تاجری خوش‌نام اما غمگین، برای کمک به دوست صمیمی‌اش باسانیو حاضر می‌شود هر کاری انجام دهد. باسانیو عاشق بانویی ثروتمند و خردمند به نام پورشیا شده، اما برای سفر به قصر او و خواستگاری به پول نیاز دارد. از آنجا که سرمایه آنتونیو در کشتی‌های تجاری‌اش در دریاست، او ناچار از شایلاک، رباخوار یهودی و دشمن قدیمی خود، وام می‌گیرد. شایلاک که سال‌ها به دلیل تحقیرها و توهین‌های آنتونیو کینه او را به دل گرفته است، شرطی عجیب می‌گذارد: اگر وام در موعد مقرر بازپرداخت نشود، حق خواهد داشت یک پوند از گوشت بدن آنتونیو را جدا کند. آنتونیو که مطمئن است کشتی‌هایش به‌موقع بازمی‌گردند، قرارداد را امضا می‌کند. در همین زمان، باسانیو راهی سرزمین بل‌مونت می‌شود و برای ازدواج با پورشیا باید میان سه صندوقچه طلا، نقره و سرب، صندوق درست را انتخاب کند. او برخلاف خواستگاران دیگر، فریب ظاهر را نمی‌خورد و صندوقچه سربی را برمی‌گزیند و به عشقش می‌رسد.

خلاصه کتاب تاجر ونیزی

اما خوشبختی باسانیو دیری نمی‌پاید. خبر می‌رسد که کشتی‌های آنتونیو یکی پس از دیگری در دریا نابود شده‌اند و او دیگر توان بازپرداخت بدهی را ندارد. شایلاک که در این میان دخترش جسیکا نیز با مردی مسیحی به نام لورنزو گریخته و بخشی از ثروتش را با خود برده است، بیش از پیش خشمگین می‌شود و با وجود پیشنهاد چند برابر شدن مبلغ بدهی، حاضر به گذشت نیست. او تنها اجرای دقیق قرارداد و گرفتن یک پوند گوشت آنتونیو را می‌خواهد. دادگاه تشکیل می‌شود و همه تلاش می‌کنند شایلاک را از تصمیمش منصرف کنند، اما او با پافشاری بر حق قانونی خود، خواهان اجرای قرارداد می‌شود. در حساس‌ترین لحظه داستان، پورشیا که لباس قاضی بر تن کرده و هویتش را پنهان کرده است، وارد دادگاه می‌شود و ابتدا با سخنرانی معروف خود درباره ارزش رحمت و بخشش، شایلاک را به گذشت دعوت می‌کند، اما وقتی او نمی‌پذیرد، از همان متن قرارداد علیه خودش استفاده می‌کند. پورشیا اعلام می‌کند شایلاک حق دارد یک پوند گوشت بردارد، اما قرارداد بر اساس قوانین ونیز اجازه ریختن حتی یک قطره خون را به او نداده است؛ از آنجا که جدا کردن گوشت بدون خونریزی ممکن نیست، اجرای قرارداد غیرممکن می‌شود.

بنر ترجمه تخصصی عصر زبان

با شکست شایلاک، ورق کاملاً برمی‌گردد. دادگاه او را به جرم تلاش برای گرفتن جان یک شهروند ونیزی محکوم می‌کند و بخش بزرگی از دارایی‌اش مصادره می‌شود. همچنین مجبور می‌شود از انتقام خود دست بردارد و طبق حکم دادگاه، اموالش را پس از مرگ به جسیکا و لورنزو واگذار کند و به مسیحیت بگرود؛ پایانی که هنوز هم یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های نمایشنامه به شمار می‌رود. در سوی دیگر داستان، پورشیا و ندیمه‌اش نریسا پیش از ترک دادگاه، انگشترهایی را که به نشانه وفاداری به همسرانشان داده بودند، با زیرکی از باسانیو و دوستش گرتسیانو می‌گیرند. وقتی همه دوباره در بل‌مونت دور هم جمع می‌شوند، ماجرای انگشترها به سوءتفاهمی شیرین تبدیل می‌شود و در نهایت پورشیا حقیقت را آشکار می‌کند. هم‌زمان خبر خوشی نیز می‌رسد که برخی از کشتی‌های آنتونیو برخلاف تصور سالم به بندر رسیده‌اند و او از ورشکستگی نجات یافته است. تاجر ونیزی با وجود پایان نسبتاً خوش، پرسش‌های عمیقی درباره عدالت، انتقام، تبعیض، تعصب دینی، بخشش و ارزش انسان مطرح می‌کند و به همین دلیل، پس از بیش از چهارصد سال همچنان یکی از خواندنی‌ترین و بحث‌برانگیزترین آثار ویلیام شکسپیر به شمار می‌رود.


پیام کتاب تاجر ونیزی

عدالت بدون رحمت، می‌تواند به بی‌عدالتی تبدیل شود. اجرای خشک قانون همیشه به معنای تحقق عدالت نیست و گاهی بخشش، ارزشمندتر از مجازات است.

کینه و انتقام، پیش از هر چیز خودِ انسان را نابود می‌کند. شایلاک آن‌قدر درگیر انتقام می‌شود که در نهایت همه چیزش را از دست می‌دهد.

ظاهر همیشه حقیقت را نشان نمی‌دهد. آزمون سه صندوقچه یادآور این است که ارزش واقعی انسان‌ها و انتخاب‌های درست، پشت ظاهر فریبنده پنهان است.

دوستی واقعی با فداکاری معنا پیدا می‌کند. آنتونیو برای خوشبختی دوستش حاضر می‌شود جان خود را به خطر بیندازد و بهای سنگینی بپردازد.

طمع و پول‌پرستی، روابط انسانی را از بین می‌برد. نمایشنامه نشان می‌دهد وقتی ثروت به مهم‌ترین معیار زندگی تبدیل شود، عشق، اخلاق و انسانیت رنگ می‌بازند.

تعصب و تبعیض، چرخه‌ای از نفرت ایجاد می‌کند. رفتار شخصیت‌ها نشان می‌دهد که نفرت مذهبی و اجتماعی، قربانی و ستمگر را هم‌زمان گرفتار می‌کند.

عقل و تدبیر، از زور و خشونت مؤثرتر است. پورشیا با هوش، دانش و استدلال حقوقی، گره‌ای را باز می‌کند که با قدرت و تهدید حل‌شدنی نبود.

وفاداری در عمل ثابت می‌شود، نه در حرف. ماجرای انگشترها یادآوری می‌کند که اعتماد و پایبندی در زندگی مشترک با رفتار سنجیده می‌شود.

انسان‌ها را نباید تنها از روی باور، دین یا ظاهرشان قضاوت کرد. شکسپیر مخاطب را وادار می‌کند درباره پیش‌داوری‌ها و قضاوت‌های شتاب‌زده فکر کند.

بخشش، انسان را بزرگ‌تر از انتقام می‌کند. شاید ماندگارترین پیام تاجر ونیزی این باشد که جامعه‌ای که در آن رحمت، همدلی و گذشت جای نفرت را بگیرد، به عدالت واقعی نزدیک‌تر خواهد بود.


برداشت شخصی من

به نظرم تاجر ونیزی بیشتر از اینکه درباره پول و دادگاه باشه، درباره انسانه. من موقع خوندنش بیشتر از همه درگیر این سؤال شدم که عدالت بدون اخلاق اصلاً ارزشی داره یا نه. حس می‌کنم شکسپیر می‌خواد بگه اگه قانون از انسانیت جدا بشه، ممکنه اسمش عدالت باشه، ولی نتیجه‌اش ظلم از آب دربیاد. چیزی که برای خودم از این کتاب موند، اینه که آدم نباید اسیر کینه، تعصب یا قضاوت‌های عجولانه بشه؛ چون آخرش این نفرت، قبل از اینکه به بقیه آسیب بزنه، خود آدم رو از درون می‌سوزونه. برای من، تاجر ونیزی فقط یه نمایشنامه کلاسیک نیست؛ یه یادآوریه که ایمان، اخلاق و بخشش وقتی ارزش پیدا می‌کنن که توی رفتار و تصمیم‌های روزمره‌مون خودشون رو نشون بدن، نه فقط توی حرف.

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید

نظر، پرسش یا تجربه خود را با ما و دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید.

دیدگاه شما پس از ثبت، مطابق تنظیمات مدیریت سایت منتشر خواهد شد.

لطفاً نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید.

برای دریافت پاسخ، در صورت تمایل یکی از این دو را وارد کنید.