آنچه در این مطلب میخوانید
خواندن کتاب خشم و هیاهو شبیه این نیست که بنشینی و یک داستان خانوادگی را از ابتدا تا انتها دنبال کنی. فاکنر عمداً داستان را از مسیر معمول خارج میکند؛ یکبار ما را داخل ذهن بِنجی میبرد، جایی که گذشته و حال بدون هشدار روی هم میافتند؛ بعد به ذهن کوئنتین میرسیم که آنقدر در گذشته و مفهوم گناه گیر کرده که زمان حال دیگر برایش معنایی ندارد؛ بعد جیسن را میبینیم که تقریباً همهچیز را با پول، خشم و انتقام میسنجد. وسط این آشفتگی، کَدی غایبترین شخصیت داستان است، اما شاید بیش از همهٔ شخصیتهای دیگر بر زندگی خانوادهٔ کامپسون اثر گذاشته باشد. کتاب خشم و هیاهو در واقع داستان خانوادهای است که هرکدام از اعضایش به شیوهای متفاوت با یک فقدان، یک گذشته و یک زخم قدیمی زندگی میکنند؛ و همین باعث میشود فروپاشی خانواده نه در یک حادثهٔ بزرگ، بلکه در مجموعهای از شکستهای کوچک و مداوم اتفاق بیفتد (Faulkner, ۱۹۲۹; Nobel Prize Outreach, ۲۰۲۶).
شناسنامه کتاب خشم و هیاهو
نویسنده: ویلیام فاکنر
مترجم: صالح حسینی
انتشارات: نیلوفر
قطع: رقعی
تعداد صفحه: 429

خرید این شاهکار با تخفیف از ایران کتاب!
آشنایی با ویلیام فاکنر
ویلیام فاکنر در ۲۵ سپتامبر ۱۸۹۷ در نیو آلبانیِ میسیسیپی به دنیا آمد و در آکسفورد رشد کرد؛ شهری که بعدها به یکی از مهمترین سرچشمههای جهان داستانی او تبدیل شد. او در دانشگاه میسیسیپی تحصیل کرد و در طول زندگی خود تجربههای متفاوتی از جمله کار در روزنامه، خدمت نظامی و فعالیت در هالیوود داشت. با این حال، مهمترین بخش زندگی فاکنر در ادبیات گذشت؛ جایی که توانست تاریخ، طبقه، نژاد و بحرانهای اخلاقی جنوب آمریکا را به مادهٔ اصلی داستانهایش تبدیل کند (Nobel Prize Outreach, ۲۰۲۶).

فاکنر در آثارش جهانی خیالی به نام Yoknapatawpha County ساخت؛ منطقهای که بسیاری از شخصیتها و خانوادههای آثار او در آن زندگی میکنند. این جهان خیالی، در واقع تصویری ادبی از جنوب آمریکا و گذشتهٔ پیچیدهٔ آن است. فاکنر بهویژه به ذهن انسان علاقه داشت: به خاطراتی که قابل اعتماد نیستند، گذشتهای که در زمان حال دخالت میکند و شخصیتهایی که واقعیت را نه آنطور که هست، بلکه آنطور که میتوانند تحملش کنند، تجربه میکنند. همین ویژگی در کتاب خشم و هیاهو به یکی از مهمترین عناصر ساختاری رمان تبدیل شده است (Nobel Prize Outreach, ۲۰۲۶; Library of Congress, ۲۰۱۳).

کتاب خشم و هیاهو در سال ۱۹۲۹ منتشر شد و خیلی زود به یکی از آثار مهم ادبیات مدرنیستی تبدیل شد. فاکنر در سال ۱۹۴۹ برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد و در سالهای پایانی عمر نیز به نوشتن و فعالیت ادبی ادامه داد. او در ۶ ژوئیهٔ ۱۹۶۲ در بایلیا، میسیسیپی، درگذشت. امروز، نام فاکنر بیش از هر چیز با رمانهایی مانند The Sound and the Fury، As I Lay Dying و Absalom, Absalom! گره خورده است؛ آثاری که در آنها، فرم روایت به اندازهٔ خود داستان اهمیت دارد (Nobel Prize Outreach, ۲۰۲۶).
خلاصه کتاب خشم و هیاهو
کتاب خشم و هیاهو با روایت بِنجی کامپسون آغاز میشود؛ مردی سیوسهساله که ناتوانی ذهنی دارد و نمیتواند زمان را مثل دیگران تجربه کند. برای او، یک بو، یک صدا یا یک کلمه میتواند گذشته را ناگهان به زمان حال بیاورد. به همین دلیل، روایت بِنجی از نظر زمانی آشفته است، اما همین آشفتگی به خواننده اجازه میدهد فروپاشی خانوادهٔ کامپسون را از دل تجربهٔ ذهنی او ببیند. در مرکز خاطرات بِنجی، خواهرش کَدی قرار دارد؛ شخصیتی که برای او نماد محبت و امنیت است. اما کَدی از خانواده فاصله میگیرد، باردار میشود و پس از آشکارشدن اینکه فرزندش از همسرش نیست، از زندگی خانوادگی کنار گذاشته میشود. در همین بخش، بِنجی نیز بهدلیل رفتارهایی که خانواده نمیتواند با آنها کنار بیاید، اخته میشود؛ اتفاقی که نشان میدهد این خانواده بهجای فهمیدن آسیبپذیری اعضایش، اغلب با حذف و کنترل واکنش نشان میدهد (Faulkner, ۱۹۲۹; Penguin Random House, n.d.).

در بخش دوم، وارد ذهن کوئنتین میشویم؛ برادری که در سال ۱۹۱۰ در هاروارد زندگی میکند و از نظر روانی در آستانهٔ فروپاشی قرار دارد. کوئنتین در گذشته گیر کرده است. او نمیتواند با رابطهٔ کَدی، بارداری او و فروپاشی تصویری که از پاکی، خانواده و شرافت ساخته، کنار بیاید. برای او، کَدی فقط یک خواهر نیست؛ بخشی از نظم ذهنی و اخلاقی اوست. وقتی این نظم از بین میرود، کوئنتین دیگر نمیتواند به زندگی عادی برگردد. کوئنتین در پایان همان روز، پس از سرگردانی و آشفتگی ذهنی، با پریدن از روی پل رودخانه خودکشی میکند. او پیش از مرگ جسمانی، مدتهاست در ذهن خود از جهان واقعی فاصله گرفته است (Faulkner, ۱۹۲۹; Penguin Random House, n.d.).
گاهی یک خانواده نه بهخاطر یک فاجعه، بلکه بهخاطر سالها نادیدهگرفتن دردهای کوچک اعضایش از هم میپاشد.
بخش سوم به جیسن اختصاص دارد؛ مردی خشمگین، خودخواه و حسابگر که شکستهای زندگیاش را بهانهای برای آزار دیگران میکند. جیسن از اینکه بهخاطر رسوایی کَدی فرصتهای شغلی و اجتماعیاش را از دست داده، کینهای دائمی در دل دارد. او پولهایی را که کَدی برای دخترش کَروِین میفرستد، برای خودش نگه میدارد و با چکهای جعلی او را فریب میدهد. در پایان، کَروِین از خانه فرار میکند و پولهایی را که جیسن پنهان کرده، با خود میبرد. در بخش پایانی، روایت از ذهن شخصیتهای اصلی فاصله میگیرد و دیلسی، خدمتکار سیاهپوست خانواده، برجستهتر میشود. در روز عید پاک، در حالی که خانوادهٔ کامپسون تقریباً از درون فروپاشیده است، دیلسی همچنان نوعی ثبات، ایمان و قدرت انسانی را حفظ کرده است. پایان کتاب خشم و هیاهو در واقع تقابل میان خانوادهای است که همهچیز دارد اما از درون خالی شده و زنی که از نظر اجتماعی در پایینترین جایگاه قرار دارد اما شاید بیش از همهٔ آنها توان ایستادن و ادامهدادن را دارد (Faulkner, ۱۹۲۹; Encyclopedia.com, n.d.).
پیام کتاب خشم و هیاهو
۱. گذشته اگر هضم نشود، به زندان تبدیل میشود
کوئنتین نمیتواند از گذشته عبور کند و جیسن هم تمام زندگیاش را صرف انتقام از گذشته میکند. هر دو به شکلی متفاوت، قربانی چیزی هستند که دیگر نمیتوانند تغییرش دهند.
۲. فروپاشی خانواده معمولاً ناگهانی نیست
خانوادهٔ کامپسون در یک روز نابود نمیشود. بیتفاوتی، خودخواهی، خشم، سکوت و ناتوانی در فهمیدن یکدیگر، کمکم این خانواده را از درون تهی میکند.
۳. هیچکس واقعیت را دقیقاً یکسان تجربه نمیکند
بِنجی، کوئنتین و جیسن در یک خانواده زندگی کردهاند، اما هرکدام گذشتهٔ کاملاً متفاوتی دارند. فاکنر نشان میدهد که واقعیت فقط مجموعهای از اتفاقات نیست؛ برداشت ما از آن اتفاقات هم بخشی از واقعیت زندگی ماست.
۴. فکرکردن زیاد همیشه به فهمیدن منجر نمیشود
کوئنتین بسیار فکر میکند، اما این فکرکردن به نجات او منجر نمیشود. گاهی آدم آنقدر در تحلیل گذشته و پیدا کردن معنای دردش غرق میشود که توان زندگیکردن در زمان حال را از دست میدهد.
۵. جایگاه اجتماعی، معیار انسانیت نیست
در کتاب خشم و هیاهو، کسانی که قدرت، پول و جایگاه خانوادگی بیشتری دارند، الزاماً انسانیتر نیستند. دیلسی، که در ساختار اجتماعی آن زمان در موقعیتی فرودست قرار دارد، یکی از معدود شخصیتهایی است که در پایان همچنان نوعی ثبات و شفقت انسانی را حفظ میکند.
برداشت شخصی من
به نظرم همه کتاب خشم و هیاهو رو میشه در کلمه خودبینی خلاصه کرد و علت این موضوع چیزی نیست جز گسست خانواده و فداکاری نکردن والدین (پدری لاابالی و الکلی و مادری بیعاطفه و خودخواه). در واقع بنیان هر خانوادهای بر دوش پدر و مهر مادر گذاشته شده و وقتی در یه خانواده این دو پایه مشکل داشته باشه نباید توقع زیادی از اعضای خانواده داشت. بچههای خانواده هم به خاطر نبود مهر و عاطفه، برابری و برادری و از همه مهمتر از خودگذشتگی و درک دیگران، اسیر گذشتهای هستن که خودشون و خانواده ساختن و نتیجه اون شده زمان حالی که پُر از خشم و هیاهو شده. ویلیام فاکنر خواسته نشون بده نژادپرستی، فخرفروشی، فروپاشی ارزشها و خشونت باعث میشه ارتباطات عاطفی و درک متقابل انسانی از بین بره و یه زندگی غیرقابل تحمل شکل بگیره که ثروت، جایگاه خانوادگی، اشرافیت و اعتبار هم دیگه بدرد نمیخوره.
منابع
Encyclopedia.com. (n.d.). The sound and the fury. https://www.encyclopedia.com/arts/educational-magazines/sound-and-fury
Faulkner, W. (1929). The sound and the fury. Cape & Smith.
Library of Congress. (2013, February 14). Library of Congress announces 88 books that shaped America. https://www.loc.gov/today/pr/2013/13-005.html
Nobel Prize Outreach. (2026). William Faulkner – Biographical. NobelPrize.org. https://www.nobelprize.org/prizes/literature/1949/faulkner/biographical/
Nobel Prize Outreach. (2026). William Faulkner – Facts. NobelPrize.org. https://www.nobelprize.org/prizes/literature/1949/faulkner/facts/
Penguin Random House. (n.d.). The sound and the fury. https://www.penguinrandomhouse.com/books/48428/the-sound-and-the-fury-by-william-faulkner/9780679732242/
دیدگاهها