کتاب جزء از کل از آن رمانهایی نیست که فقط داستانی را تعریف کند و بعد به پایان برسد؛ بیشتر شبیه گفتوگویی طولانی با آدمهایی است که هرکدام به شیوهای عجیب و گاهی خندهدار، در تلاشاند از زندگی جان سالم به در ببرند. استیو تولتز با روایت زندگی خانوادهٔ دین، از رابطهٔ پیچیدهٔ پدر و پسر، دوستیهای فرساینده، شکستهای تکراری و ترس انسان از بیمعنا بودن حرف میزند؛ اما این کار را با لحنی خشک و موعظهگر انجام نمیدهد. در جهان این رمان، آدمها حتی وسط تلخترین تجربهها هم ممکن است شوخی کنند، اشتباه بگیرند، خودشان را گول بزنند یا با نوعی طنز تلخ به مصیبتهایشان نگاه کنند. همین ترکیبِ خنده و اندوه باعث میشود کتاب جزء از کل فقط درباره رنج نباشد؛ درباره این باشد که انسان چگونه با وجود آشفتگی، ناکامی و ناتوانی در فهم کامل جهان، همچنان برای پیدا کردن دلیلی برای ادامهدادن تلاش میکند.
آنچه خواهید خواند!
شناسنامه کتاب جزء از کل
نویسنده: استیو تولتز
مترجم: پیمان خاکسار
انتشارات: نشر چشمه
قطع: رقعی
تعداد صفحه: 656

خرید این رمان با تخفیف از ایران کتاب!
آشنایی با استیو تولتز
استیو تولتز (Steve Toltz) رماننویس استرالیایی، در سال ۱۹۷۲ در شهر سیدنی، ایالت نیو ساوت ولز، به دنیا آمد. درباره تاریخ دقیق تولد او در منابع اختلافهایی دیده میشود؛ برخی منابع زندگینامهای تاریخ ۲۱ ژوئن ۱۹۷۲ را ثبت کردهاند، در حالی که منابع ناشران معتبر معمولاً فقط به سال تولد و زادگاه او اشاره میکنند. او دوران مدرسه را در Killara High School گذراند و در سال ۱۹۹۴ از University of Newcastle در استرالیا فارغالتحصیل شد. زندگی تولتز پیش از نویسندهشدن، مسیری مستقیم و از پیش طراحیشده نداشت. او سالهایی را در مونترال، ونکوور، نیویورک، بارسلونا و پاریس زندگی کرد و در مشاغل بسیار متفاوتی از جمله فیلمبرداری، بازاریابی تلفنی، نگهبانی، کارآگاهی خصوصی، تدریس زبان انگلیسی و فیلمنامهنویسی فعالیت داشت. این تجربههای پراکنده و گاه نامتعارف، بعدها در جهان داستانی او بازتاب پیدا کردند؛ جهانی که در آن شخصیتها معمولاً در مسیرهای غیرقابلپیشبینی حرکت میکنند و زندگیشان بهندرت از منطق سادهٔ موفقیت و شکست پیروی میکند (Encyclopedia.com, n.d.; Penguin Random House, n.d.).

تولتز در سال ۲۰۰۸ با انتشار نخستین رمانش، A Fraction of the Whole، که در فارسی با عنوان جزء از کل شناخته میشود، به شهرت جهانی رسید. این رمان بلند و چندلایه، داستان خانوادهای نامتعارف را از خلال رابطهٔ پرتنش و پیچیدهٔ مارتین دین و پسرش، جسپر، روایت میکند و با ترکیب طنز سیاه، نگاه فلسفی، هجو اجتماعی و روایتهای پرپیچوخم، تصویری نامتعارف از خانواده، هویت، شکست و معنای زندگی میسازد. استقبال منتقدان از این اثر بسیار گسترده بود و کتاب در همان سال در فهرست نهایی جایزهٔ Man Booker Prize و جایزهٔ Guardian First Book Award قرار گرفت. موفقیت جزء از کل باعث شد تولتز از نویسندهای ناشناخته به یکی از چهرههای مهم ادبیات معاصر استرالیا تبدیل شود. خود او در گفتوگوهایش توضیح داده است که رابطهٔ پدر و پسر در رمان، از علاقهاش به این پرسش شکل گرفت که فرزندِ فردی طغیانگر یا منفور چگونه میتواند هویت مستقل خود را بسازد؛ مسئلهای که در مرکز بسیاری از کشمکشهای داستان قرار دارد (Penguin Random House, n.d.; BookBrowse, n.d.).
پس از موفقیت نخستین رمان، تولتز در سال ۲۰۱۵ دومین رمانش، Quicksand، را منتشر کرد؛ اثری تلخ و طنزآمیز درباره دوستی، شکست، جنایت، بدشانسی و تلاش انسان برای فرار از پیامدهای گذشته. این کتاب در سال ۲۰۱۷ جایزهٔ Russell Prize for Humour Writing را دریافت کرد. سومین رمان او، Here Goes Nothing، در سال ۲۰۲۲ منتشر شد و با نگاهی طنزآلود و فلسفی به مرگ، زندگی پس از مرگ، عشق و پوچی میپردازد؛ این اثر نیز در فهرست بلند جایزهٔ The Nib Literary Award قرار گرفت. در مجموع، آثار تولتز به دلیل شخصیتهای نامتعارف، روایتهای پرجنبوجوش، شوخطبعی تیره و علاقه به پرسشهای بزرگ انسانی شناخته میشوند؛ او معمولاً بهجای ارائه پاسخهای قطعی، آدمهایی را تصویر میکند که میان امید و بدبینی، میل به آزادی و ترس از شکست، و نیاز به معنا و تردید نسبت به آن سرگرداناند. تولتز در سالهای مختلف میان استرالیا و شهرهای دیگر زندگی کرده و منابع ناشران بینالمللی، محل زندگی کنونی او را نیویورک ثبت کردهاند.

خلاصه کتاب جزء از کل
داستان کتاب جزء از کل با جسپر دین آغاز میشود؛ جوانی که در بازداشتگاه مهاجرتی استرالیا زندانی شده و از همان ابتدا میگوید جسد پدرش، مارتین، هرگز پیدا نخواهد شد. روایت سپس به گذشته برمیگردد و زندگی عجیب خانوادهٔ دین را از خلال خاطرات جسپر و مارتین باز میکند. مارتین در شهری کوچک و خشن بزرگ شده؛ شهری که زندان، خشونت و بدبینی بر فضای آن سایه انداخته است. او کودکی آرام و گوشهگیر است، اما برادر ناتنیاش، تری دین، شخصیتی جسور، پرخاشگر و شیفتهٔ شهرت دارد. تری پس از آسیبدیدن و از دستدادن آیندهٔ ورزشیاش، بهتدریج به جنایتکاری مشهور تبدیل میشود و با کشتن ورزشکارانی که آنها را فاسد میداند، برای بخشی از جامعه به قهرمان و برای حکومت به مجرم بدل میشود. در مقابل، مارتین بیشتر عمرش را صرف فکرکردن، اعتراض به قواعد زندگی و تلاش برای اثبات این میکند که جهان ارزش آن را دارد که به حرفهایش گوش بدهد. او پس از سالها درگیری با خانواده، تجربهٔ یک کمای طولانی، بیماری و مرگ مادر و فروپاشی شهر محل زندگیاش، به اروپا میرود و با زنی مرموز و آسیبپذیر به نام آسترید آشنا میشود. آسترید باردار میشود، اما وضعیت روانیاش بهتدریج بحرانی میشود؛ پس از تولد جسپر، خودکشی میکند و مارتین ناگهان با مسئولیت بزرگکردن پسری تنها میماند. او جسپر را از مدرسه بیرون میآورد و تصمیم میگیرد خودش آموزش او را بر عهده بگیرد؛ اما آموزش مارتین بیشتر مجموعهای از نظریههای بدبینانه، درسهای عجیب درباره شکست، مرگ، آزادی و بیاعتمادی به جامعه است. جسپر همزمان پدرش را دوست دارد، از او میترسد و نگران است روزی دقیقاً به همان آدم نامتعادل و منزوی تبدیل شود (Toltz, ۲۰۰۸).

با بزرگشدن جسپر، زندگی پدر و پسر وارد مرحلهای آشفتهتر میشود. مارتین مدتی در آسایشگاه روانی بستری میشود و جسپر ناخواسته به خانوادهای دیگر سپرده میشود؛ تجربهای که احساس رهاشدگی او را عمیقتر میکند. پس از بازگشت مارتین، آنها در خانهای دورافتاده زندگی میکنند که با راهروها و هزارتوهایی پیچیده احاطه شده است؛ گویی مارتین میخواهد برای خود و پسرش جهانی بسازد که دیگران نتوانند وارد آن شوند. در این دوره، آنوک، زنی مستقل و غیرقابلپیشبینی، وارد زندگی آنها میشود و به یکی از نزدیکترین افراد خانواده تبدیل میگردد. جسپر نیز نخستین عشق خود را تجربه میکند، اما رابطهاش با دختری که او را «برج جهنمی» مینامد، به خیانت و شکست میانجامد. در همین زمان، مارتین طرحی بلندپروازانه ارائه میکند تا همهٔ مردم استرالیا را از راه نوعی قرعهکشی به میلیونر تبدیل کند. طرح او با کمک ادی، دوست و حامی مالی خانواده، به شهرت میرسد و مارتین ناگهان از مردی منزوی و ناموفق به چهرهای محبوب تبدیل میشود؛ تا جایی که وارد سیاست میشود و به مقام نخستوزیری میرسد. اما این موفقیت پایدار نمیماند. روشن میشود ادی در سازوکار قرعهکشی تقلب کرده و برندگان را از میان نزدیکان خود انتخاب کرده است. جسپر نیز بخشی از حقیقت را به معشوقهٔ سابقش میگوید و ماجرا به رسانهها میرسد. مارتین، که میخواست با اصلاح جهان نامی ماندگار از خود باقی بگذارد، یکباره به یکی از منفورترین چهرههای استرالیا تبدیل میشود. خانواده مجبور به فرار میشود و همراه ادی، آنوک و کارولین ــ عشق قدیمی مارتین ــ راهی تایلند میشود. در آنجا رازهای پنهان یکییکی آشکار میشوند: تری، که همه تصور میکردند سالها پیش مرده است، زنده مانده و به رئیس یک شبکهٔ جنایی تبدیل شده؛ ادی نیز برخلاف ظاهر وفادارش، سالها از خانوادهٔ دین نفرت داشته و تحت نفوذ تری عمل میکرده است. سپس رابطهٔ پنهانی کارولین و تری فاش میشود، مارتین به سرطان مبتلا میشود و آشفتگی گروه به خشونت میانجامد؛ ادی و کارولین کشته میشوند و جسپر درمییابد خانوادهای که همیشه میخواست آن را نجات دهد، عملاً از درون فروپاشیده است (Toltz, ۲۰۰۸; Publishers Weekly, ۲۰۰۷).
در بخش پایانی، مارتین که میداند زمان زیادی برایش باقی نمانده، از جسپر میخواهد او را به استرالیا بازگرداند تا در سرزمین خودش بمیرد. پدر و پسر با قایقی که پناهجویان را قاچاقی جابهجا میکند، راهی استرالیا میشوند. این سفر، برخلاف سالها زندگی مشترک، نخستین زمانی است که آن دو واقعاً به هم نزدیک میشوند؛ جسپر دیگر فقط پدرش را منبع آشفتگی نمیبیند و مارتین نیز برای نخستین بار بهجای سخنرانی و آموزش، امکان همراهبودن را تجربه میکند. وقتی ساحل استرالیا از دور پیدا میشود، مارتین با آرامش میمیرد و جسپر مطابق خواستهٔ او، جسدش را به دریا میسپارد. پس از رسیدن قایق، جسپر بازداشت میشود و همانجا روایت اصلی کتاب را مینویسد. او سرانجام آزاد میشود و وسایل باقیماندهٔ پدرش را تحویل میگیرد. در میان آنها دفترهای خاطرات مارتین و نقاشیهای آسترید را پیدا میکند؛ نقاشیهایی که چهرهای تکرارشونده را نشان میدهند، همان تصویری که سالها در ذهن و رؤیاهای جسپر حضور داشته است. جسپر به این نتیجه میرسد که ترس بزرگش ــ تبدیلشدن به مارتین ــ سرنوشت قطعی او نیست؛ زیرا او فقط فرزند پدرش نیست و بخشی از مادر گمشدهاش نیز در وجود او حضور دارد. آنوک، که پس از مرگ همسرش ثروت زیادی به دست آورده، به او کمک میکند تا به اروپا برود و رد گذشتهٔ مادرش را پیدا کند. رمان با این سفر پایان مییابد: جسپر از سایهٔ پدر بیرون میآید، نه با انکار مارتین و نه با شبیهشدن به او، بلکه با پذیرفتن اینکه هویت انسان از یک نفر یا یک سرگذشت ساخته نمیشود. عنوان جزء از کل نیز در همین نقطه معنای عمیقتری پیدا میکند؛ هر انسان بخشی از خانواده، خاطره، شکست و گذشتهٔ خود است، اما هیچکدام از این بخشها بهتنهایی تمام وجود او را تعریف نمیکنند (Toltz, ۲۰۰۸).
تحلیل شخصیتهای رمان جزء از کل
مارتین دین (پدر): مارتین، خودشیفتهای وسواسی است که از عقدهای عمیقِ حقارت رنج میبرد. او تلاش میکند با خلق ایدههای بزرگ و سیستمهای فلسفی، شکستهای شخصی و بیارزشیاش را جبران کند. مارتین نماد مکانیسم دفاعیِ والایش (sublimation) است؛ چراکه اضطرابهای درونیاش را به طرحهای ذهنی و انتزاعی تبدیل میکند تا از مواجهه با واقعیتِ تلخِ خودش فرار کند. او پدری سلطهگر است که میخواهد جهان را به تصویر ذهنی خودش درآورد، اما هر بار در این تلاش شکست میخورد.
تری دین (عمو): تری، درست در نقطهی مقابل برادرش قرار دارد. او نمونهی کاملِ سادهدلیِ فطری و بیقیدوبند است، اما در عین حال از هیچانگاریِ اگزیستانسیال رنج میبرد؛ یعنی به بیمعناییِ بنیادین زندگی باور دارد، اما برخلاف مارتین که این بیمعنایی را با ایدهپردازی پنهان میکند، تری در آن غرق میشود. او دست به هر کاری میزند تا خودش را حس کند، حتی اگر آن کارها خودویرانگر باشند. تری محبوبِ جمع است، اما درونش تهیست از هرگونه معنا و هدف.
جاسپر دین (راوی): جاسپر، سوژهای درگیرِ عقدهی ادیپِ حلنشده است. او در سایهی پدری سلطهگر و عمویی هرجومرجطلب، مدام بین همذاتپنداری با هرکدام و طردِ هر دو سرگردان است. روایت او، تلاشی برای بازسازی خاطراتِ تحریفشده و یافتن هویت خویش در میان روایتهای متناقضِ دیگران است. جاسپر نمادِ جستجوگرِ همیشگیِ حقیقت است که درنهایت به این نتیجه میرسد که واقعیت، چیزی جز روایتِ شخصیِ ما از آن نیست و هرکسی به اندازهی خودش، بخشی از حقیقت را در دست دارد.
پیام جزء از کل
پیام اصلی کتاب این است که حقیقت، روایت و خاطره، مفاهیمی سیال و نسبیاند و هیچکس بهتنهایی راویِ مطلق واقعیت نیست. تالتز نشان میدهد که زندگی آمیختهای از تراژدی و کمدی، شکست و پیروزی، جنون و خرد است و معنای نهایی آن، در تقابل و تداخل این روایتهای گوناگون شکل میگیرد. بهعبارتی، کل، چیزی جز مجموعِ بخشهای متضاد و گاه ناهماهنگِ آن نیست و هر شخصیت، با تمام نقصها و تناقضهایش، جزئی از این کلِ بینهایت پیچیدهی انسانی است.
برداشت شخصی من
کتاب را علیرغم اینکه در ایران بسیار پرفروش بوده تا سال ۱۴۰۴ در انتشارات چشمه به چاپ ۹۵ رسیده اما دوستش نداشتم. باور من اینه که باید پیچیدهترین مباحث انسانی رو به سادهترین شکل ممکن گفت و همین قاعده هنر نویسنده هست تا بتونه پیام خودش رو با سه شرط ساده بودن، عمیق بودن و سریع بودن به خواننده خودش منتقل کنه، اصلی که در رمان جزء از کل اصلاً اتفاق نمیافته. شاید بهتر باشه استیو تولتز رو روی یه صندلی داغ بنشونیم و ازش بخوایم خودش کتابش رو تحلیل کنه.
منابع
BookBrowse. (n.d.). Steve Toltz: Biography, books, and interview. Retrieved July 28, 2026, from BookBrowse – Steve Toltz
Encyclopedia.com. (n.d.). Toltz, Steve 1972–. Retrieved July 28, 2026, from Encyclopedia.com – Steve Toltz
Penguin Random House. (n.d.). Steve Toltz. Retrieved July 28, 2026, from Penguin Random House – Steve Toltz
Simon & Schuster. (n.d.). Steve Toltz. Retrieved July 28, 2026, from Simon & Schuster – Steve Toltz
دیدگاهها