معرفی کتاب ۱ دقیقه مطالعه
چکیده کوتاه
کتاب پسری از گوانتانامو نوشته آنا پررا، روایت نوجوانی که بی‌گناه بازداشت می‌شود و در زندان گوانتانامو با شکنجه و بی‌هویتی روبه‌رو می‌شود.

کتاب پسری از گوانتانامو از آن داستان‌هایی است که خیلی زود خواننده را از فاصله امن تماشا بیرون می‌کشد. ما با نوجوانی روبه‌رو می‌شویم که نه سرباز است، نه سیاستمدار و نه کسی که در آغاز داستان خودش را درگیر جنگ می‌بیند؛ اما مجموعه‌ای از سوءظن‌ها و تصمیم‌های سیاسی، زندگی‌اش را به مسیری می‌برد که اختیار چندانی بر آن ندارد. آنا پررا در این رمان، گوانتانامو را فقط به‌عنوان یک زندان نشان نمی‌دهد؛ آن را به فضایی تبدیل می‌کند که در آن نام، هویت، اعتماد و حتی تصویر انسان از خودش زیر فشار قرار می‌گیرد. با این حال، کتاب فقط درباره رنج نیست؛ درباره تلاش یک نوجوان برای حفظ انسانیتش در شرایطی است که مدام می‌کوشند او را به یک پرونده، یک برچسب یا یک «مظنون» تقلیل دهند.


شناسنامه کتاب پسری از گوانتانامو

نویسنده: آنا پررا

مترجم: کیوان عبیدی آشتیانی

ناشر: افق

قطع: پالتویی

تعداد صفحات: 540

پسری از گوانتانامو

خرید این رمان با تخفیف از شهر کتاب آنلاین!


آشنایی با آنا پِرِرا

آنا پررا (Anna Perera) نویسنده بریتانیایی است که در لندن به دنیا آمد. پدر او اهل سریلانکا و مادرش ایرلندی بود و همین پیشینه چندفرهنگی، در شکل‌گیری نگاه او به هویت، مهاجرت، تفاوت‌های فرهنگی و تجربه کسانی که در حاشیه قرار می‌گیرند، اهمیت داشته است. او پیش از فعالیت حرفه‌ای در نویسندگی، زبان انگلیسی تدریس کرد و بعدها مسئولیت واحدی آموزشی برای نوجوانانی را بر عهده گرفت که از مدرسه کنار گذاشته شده بودند. تجربه کار با نوجوانان، به او شناختی نزدیک‌تر از اضطراب‌ها، آسیب‌پذیری‌ها و پیچیدگی‌های دنیای نوجوانی داد؛ موضوعی که در آثار داستانی‌اش نیز دیده می‌شود (Perera, n.d.; The Independent, 2009).

آشنایی با آنا پِرِرا

پررا در ادامه، مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته Writing for Children از دانشگاه وینچستر دریافت کرد و نوشتن را به‌صورت جدی دنبال کرد. آثار او معمولاً به سراغ نوجوانانی می‌روند که در موقعیت‌های دشوار اجتماعی، خانوادگی یا سیاسی قرار گرفته‌اند. او در روایت‌هایش از ساده‌کردن مسائل پیچیده پرهیز می‌کند و شخصیت‌های نوجوان را فقط قربانی یا قهرمان نشان نمی‌دهد؛ آنها معمولاً آدم‌هایی هستند که در میان ترس، خشم، امید و تردید، تلاش می‌کنند راهی برای ادامه‌دادن پیدا کنند (Perera, n.d.).

ایده نوشتن Guantanamo Boy پس از حضور آنا پررا در برنامه‌ای خیریه برای سازمان حقوقی Reprieve شکل گرفت. او در آنجا با این واقعیت آشنا شد که برخی نوجوانان نیز در جریان عملیات‌های موسوم به «جنگ علیه تروریسم» بازداشت و به گوانتانامو منتقل شده‌اند. این موضوع برای او به پرسشی ادبی و انسانی تبدیل شد: اگر نوجوانی عادی، بدون درک کامل از منازعات سیاسی، ناگهان وارد نظام بازداشت و بازجویی شود، چه بر سر هویت و نگاه او به جهان می‌آید؟ حاصل این پرسش، رمانی شد که تجربه گوانتانامو را از زاویه دید یک نوجوان روایت می‌کند (Perera, n.d.; Publishers Weekly, 2011).

بنر آموزش زبان توسط محمد مومن

رمان Guantanamo Boy در سال ۲۰۰۹ منتشر شد و توجه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کرد. کتاب به زبان‌های مختلف ترجمه شد و در فهرست نامزدهای جوایز ادبی نوجوان قرار گرفت؛ از جمله در فهرست نهایی جایزه Costa Children’s Book Award. اهمیت اثر فقط در موضوع سیاسی آن نیست؛ پررا تلاش می‌کند نشان دهد تصمیم‌هایی که در سطح دولت‌ها گرفته می‌شوند، چگونه می‌توانند زندگی فردی یک نوجوان و خانواده‌اش را دگرگون کنند. او بعدها نیز در آثاری مانند The Glass Collector به زندگی نوجوانان در موقعیت‌های اجتماعی دشوار پرداخت و توجه خود را به مسئله فقر، نابرابری و کرامت انسانی ادامه داد (Perera, n.d.).


خلاصه کتاب پسری از گوانتانامو

داستان کتاب پسری از گوانتانامو با خالد، نوجوان پانزده‌ساله‌ای از شهر راچدیل انگلستان، آغاز می‌شود؛ پسری معمولی که فوتبال، بازی‌های رایانه‌ای، دوستان مدرسه و دختری به نام نایم را دوست دارد. او مسلمان است، اما در آغاز داستان هویت دینی و پاکستانی‌اش نقش پررنگی در زندگی روزمره‌اش ندارد و خودش را پیش از هر چیز یک نوجوان بریتانیایی می‌داند. پس از مرگ مادربزرگ، خانواده برای دیدار بستگان راهی پاکستان می‌شوند. خالد در آنجا با پسرعمویش طارق آشنا می‌شود و ساعت‌ها با او درباره بازی‌های رایانه‌ای، زندگی و آینده حرف می‌زند. اما فضای پاکستان پس از حملات یازده سپتامبر آکنده از ترس و سوءظن است؛ جوانان مسلمان به‌سادگی متهم می‌شوند و برخی افراد برای دریافت پول، دیگران را به نیروهای آمریکایی معرفی می‌کنند. وقتی پدر خالد ناگهان ناپدید می‌شود، او برای پیدا کردنش از خانه بیرون می‌رود و ناخواسته در میان یک تجمع اعتراضی قرار می‌گیرد. همان حضور اتفاقی، بعدها به بخشی از پرونده‌ای تبدیل می‌شود که علیه او ساخته می‌شود. چندی بعد، مردان مسلح نیمه‌شب به خانه عمه‌اش حمله می‌کنند، خالد را از خواب بیدار می‌کنند و بدون توضیح می‌ربایند. او به بازداشتگاهی منتقل می‌شود و بازجویان بارها از او می‌خواهند اعتراف کند عضو گروه‌های تروریستی است. خالد حقیقت را می‌گوید، اما در جهانی که از پیش او را مجرم فرض کرده‌اند، حقیقت برای اثبات بی‌گناهی کافی نیست.

شخصیت خالد در پسری از گوانتانامو

خالد ابتدا در پاکستان و سپس در زندان‌های افغانستان نگهداری می‌شود و سرانجام با چشم‌بند و دست‌وپای بسته به گوانتانامو منتقل می‌شود. از اینجا داستان وارد تاریک‌ترین بخش خود می‌شود: نوجوانی که هیچ اتهام مشخصی علیه او ثابت نشده، با بازجویی‌های طولانی، محرومیت از خواب، انفرادی، تحقیر، زنجیرشدن، قرارگرفتن در وضعیت‌های دردناک و شکنجه‌هایی مانند غرق‌سازی مصنوعی روبه‌رو می‌شود. بازجویان می‌کوشند او را وادار کنند چیزهایی را بپذیرد که هرگز انجام نداده است و حتی جزئیات زندگی‌اش، حضور در تجمع یا ارتباط اینترنتی با طارق را به نشانه‌های «تروریسم» تبدیل می‌کنند. فشار آن‌قدر شدید می‌شود که خالد به‌تدریج توان تشخیص زمان و واقعیت را از دست می‌دهد، دچار توهم می‌شود و گاهی احساس می‌کند ذهنش از بدنش جدا شده است. او برای پایان‌دادن به درد و امید به بازگشت، سرانجام اعتراف‌هایی دروغین می‌کند؛ اما اعتراف هم آزادی نمی‌آورد، چون هدف بازجویی‌ها کشف حقیقت نیست، بلکه ساختن روایتی است که با فرض اولیهٔ بازجویان هماهنگ باشد. در میان زندانیان، خالد سرانجام دوباره با طارق روبه‌رو می‌شود و درمی‌یابد که او نیز گرفتار همین چرخه شده است. ارتباط با دیگر زندانیان، خاطره خانواده و امکان نوشتن نامه، تنها روزنه‌هایی هستند که خالد را به زندگی بیرون وصل نگه می‌دارند. او نزدیک به دو سال بدون محاکمه در بازداشت می‌ماند و نوجوانی‌اش در فضایی می‌گذرد که هر روز می‌تواند به معنای از دست‌دادن بخشی از اعتماد، حافظه و امید باشد.

بنر ترجمه تخصصی عصر زبان

در پایان، پیگیری خانواده و تلاش وکیل باعث می‌شود پرونده خالد دوباره بررسی شود و روشن شود که شواهد معتبری برای اتهام‌های مطرح‌شده وجود ندارد. او سرانجام آزاد می‌شود و به انگلستان بازمی‌گردد؛ جایی که خانواده با اشک و شادی از او استقبال می‌کنند، اما بازگشت به خانه به معنای بازگشت به زندگی سابق نیست. خالد دیگر آن نوجوان بی‌دغدغه‌ای نیست که پیش از سفر، بیشتر نگران فوتبال، بازی و علاقه‌اش به نایم بود. خاطره زندان، خشونت، بی‌اعتمادی و سال‌هایی که از او گرفته شده، همچنان در ذهنش باقی مانده است. او دوباره در کنار خانواده قرار می‌گیرد، اما باید یاد بگیرد چگونه با آسیب‌های روانی و خشم خود زندگی کند و دوباره به آدم‌ها اعتماد داشته باشد. پایان رمان، با وجود آزادی خالد، کاملاً ساده و خوش‌بینانه نیست؛ آنا پررا یادآوری می‌کند که آزادی می‌تواند پایان زندان باشد، اما الزاماً پایان پیامدهای آن نیست. کتاب پسری از گوانتانامو در نهایت نشان می‌دهد وقتی حکومت‌ها انسان را پیش از اثبات جرم به یک برچسب تقلیل می‌دهند، فقط آزادی او را نمی‌گیرند؛ بخشی از کودکی، امنیت و تصویر او از جهان را نیز زخمی می‌کنند. با این حال، زنده‌ماندن خالد و بازگشت او به خانه نشان می‌دهد که حتی پس از تجربه‌ای ویرانگر، امکان بازسازی زندگی وجود دارد؛ هرچند هیچ بازگشتی نمی‌تواند زمان ازدست‌رفته را کاملاً جبران کند.


اقتباس از کتاب پسری از گوانتانامو

یک نمایش با اقتباس از کتاب «پسری از گوانتانامو» (Guantanamo Boy) با همین عنوان که در لندن به روی صحنه رفته است. این نمایش که با همین نام («Guantanamo Boy») در سال ۲۰۱۱ به کارگردانی دامینیک هینگورانی (که فیلمنامه آن را نیز اقتباس کرده) در لندن به اجرا درآمد. این نمایش، داستان پسر نوجوان بریتانیایی به نام خالد را روایت می‌کند که پس از سفر به پاکستان، به عنوان مظنون به تروریسم دستگیر و به زندان گوانتانامو منتقل می‌شود.

بیشتر بخوانید!

پیام کتاب پسری از گوانتانامو

۱. بی‌گناهی همیشه برای در امان ماندن کافی نیست

داستان خالد نشان می‌دهد وقتی ترس سیاسی و امنیتی جای بررسی منصفانه را بگیرد، یک فرد ممکن است پیش از آنکه جرمش ثابت شود، مجرم فرض شود. رمان یادآوری می‌کند که عدالت فقط یافتن مقصر نیست؛ باید از حقوق بی‌گناهان هم محافظت کند.

۲. ترس می‌تواند انسان را به یک برچسب تقلیل دهد

خالد پیش از بازداشت، نوجوانی با علایق و آرزوهای معمولی است؛ اما پس از دستگیری، بسیاری او را فقط از دریچهٔ «مظنون بودن» می‌بینند. کتاب نشان می‌دهد برچسب‌زدن، پیچیدگی زندگی و هویت انسان را نادیده می‌گیرد.

۳. شکنجه فقط بدن را هدف نمی‌گیرد

فشارهای مداوم، بی‌خوابی، انزوا و تحقیر می‌توانند اعتماد انسان به حافظه، واقعیت و حتی خودش را فرسوده کنند. رمان نشان می‌دهد آسیب روانی ممکن است پس از پایان زندان نیز ادامه داشته باشد.

۴. امنیت بدون قانون می‌تواند به بی‌عدالتی تبدیل شود

کتاب پرسش مهمی مطرح می‌کند: اگر برای حفظ امنیت، حق دفاع و اصل بی‌گناهی نادیده گرفته شود، چه چیزی از عدالت باقی می‌ماند؟ ترس از تهدید نباید به مجوزی برای حذف حقوق انسانی تبدیل شود.

۵. آزادی پایان همهٔ آسیب‌ها نیست

بازگشت خالد به خانه لحظه‌ای امیدبخش است، اما او دیگر همان نوجوان پیش از بازداشت نیست. کتاب یادآوری می‌کند که آزادی جسمی می‌تواند آغاز فرایند دشوار بازسازی اعتماد، هویت و زندگی باشد.


برداشت شخصی من

خب، راستش وقتی این کتاب رو خوندم، یه حس عجیبی بهم دست داد. واقعاً آدم رو به فکر فرو می‌بره که چطور یه نوجوان بی‌گناه، صرفاً به خاطر اسم و رنگ پوستش، باید این همه وحشت و ظلم رو تحمل کنه. جالبه که انگار کل سیستم امنیتی یه کشور تصمیم گرفته این بچه رو قربانی کنه تا به بقیه نشون بده که “ما با تروریسم می‌جنگیم”، غافل از اینکه دارن یه بچه رو بی‌چون و چرا نابود می‌کنن. واقعاً صحنه‌هایی که بچه‌های دیگه رو با اون لباس‌های نارنجی و چشم‌بند می‌بینم، آدم رو به این نتیجه می‌رسونه که حقوق بشر فقط یه شعار الکی برای بعضی‌هاست و وقتی نوبت به بقیه می‌رسه، همه‌چیز تعطیله. این کتاب به‌خوبی نشون می‌ده که چطور با برچسب زدن و دشمن‌سازی، می‌شه بدترین جنایت‌ها رو توجیه کرد و یه نوجوان رو که باید بره مدرسه و زندگی کنه، تبدیل به یه زندانی در سرزمین وحشتی بنام گوانتانامو میشه.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *