پهلوانی در ایران همیشه فقط به زور بازو و پیروزی در گود کشتی خلاصه نمیشده است. مردم از پهلوان انتظار داشتهاند وقتی زورش از دیگران بیشتر است، ظرفیت بیشتری برای فروتنی، جوانمردی و دستگیری از دیگران هم داشته باشد. به همین دلیل، نام بعضی پهلوانان فقط در تاریخ ورزش نمیماند؛ در حافظهٔ مردم جا میگیرد و کمکم بخشی از فرهنگ یک شهر و یک نسل میشود. کتاب پهلوان اکبر خراسانی نقل یکی از همین داستانها است.
آنچه خواهید خواند!
شناسنامه کتاب پهلوان اکبر خراسانی
نویسنده: جمشید صداقت نژاد
با همکاری: فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولین

آشنایی با جمشید صداقت نژاد
جمشید صداقتنژاد، نویسنده، روزنامهنگار و فیلمنامهنویس پیشکسوت، سالها در عرصهٔ ادبیات، مطبوعات و سینما فعالیت کرد و آثار متنوعی از خود به جا گذاشت. او علاوه بر نگارش رمانها و داستانهایی مانند «پدرخواندهٔ ایرانی»، «مسافر غریب»، «پانتهآ» و «سمرامیس»، در بازنویسی آثار کلاسیک و کهن ادبیات فارسی نیز فعال بود و آثاری چون بازنویسی «بیژن و منیژه» و روایتهایی از داستان «لیلی و مجنون» را منتشر کرد. با این حال، بخش مهمی از کارنامهٔ او به نگارش زندگینامهٔ شخصیتهای برجستهٔ ورزشی و قهرمانان دفاع مقدس اختصاص داشت؛ حوزهای که در آن تلاش میکرد زندگی آدمهایی را ثبت کند که بخشی از حافظهٔ جمعی مردم ایران بودند.

در میان آثار او، «زندگینامهٔ پهلوان اکبر خراسانی» جایگاه ویژهای دارد و نشاندهندهٔ علاقهٔ صداقتنژاد به تاریخ پهلوانی و چهرههای ماندگار ورزش ایران است. او همچنین زندگینامهٔ شخصیتهایی چون پهلوان سید حسن رزاز، مفرد قلندر، سیدمحمد طلبه و هادی ساعی را به رشتهٔ تحریر درآورد و در کنار آن، فیلمنامههایی مانند «سلام تهران»، «مادر دوستت دارم» و «قول یک مرد» نوشت. جمشید صداقتنژاد در ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ بر اثر ایست قلبی درگذشت و با مرگ او، نویسندهای از میان رفت که بخش قابلتوجهی از عمر خود را صرف ثبت داستان زندگی آدمهای برجسته، قهرمانان و چهرههای کمتر فراموششدنی تاریخ معاصر ایران کرده بود.
خلاصه کتاب پهلوان اکبر خراسانی
کتاب «پهلوان اکبر خراسانی» نوشتهٔ جمشید صداقتنژاد، زندگینامهای روایی دربارهٔ یکی از نامآورترین پهلوانان دورهٔ قاجار است؛ مردی که در مشهد، در سال ۱۲۴۷ق زاده شد و بعدها برای رسیدن به جایگاه پهلوانی به تهران رفت. کتاب، زندگی او را در زمینهٔ سنت کشتی پهلوانی، زورخانه و فرهنگ فتوت دنبال میکند و از همان ابتدا بر این نکته تأکید دارد که پهلوانی فقط قدرت بدنی نیست؛ پهلوان واقعی باید نیرومندی خود را علیه ناتوانان به کار نبرد، اسیر مال و مقام نشود و در کنار قدرت جسم، از خویشتنداری و جوانمردی نیز برخوردار باشد. اکبر خراسانی پس از فراگیری فنون کشتی در خراسان، به یکی از چهرههای مهم کشتی ایران تبدیل میشود و در سال ۱۲۷۶ق در حضور ناصرالدینشاه با پهلوان ابراهیم یزدی کشتی میگیرد. این مبارزه برندهای قطعی ندارد، اما شاه بازوبند پهلوانی را به اکبر میدهد و او از آن پس در شمار بزرگترین پهلوانان پایتخت قرار میگیرد.

بخش مهمی از روایت کتاب به دوران پهلوانی و مبارزههای اکبر اختصاص دارد. او با شماری از پهلوانان نامدار آن روزگار، از جمله حبیب مراغهای، میرزا طارمی، نعمتالله خراسانی، جعفر کرمانشاهی، اکبر قاپچی، کاظم دباغ، حسین سرابی، برادران کلاهدوز، رضا گرجی، جعفر قمی، حسین کلهپز قمی، حسین گلزار، اسماعیل گاودار و یعقوب کلاردشتی کشتی میگیرد و در روایتهای مربوط به زندگی او، بر پیروزیهایش در برابر بسیاری از این حریفان تأکید میشود. حتی در سفر به عراق، در زورخانهٔ کربلا با پهلوان علی سنی کشتی میگیرد و بر او غلبه میکند. اکبر خراسانی به دلیل قدرت بدنی و تمرینهای سختش، بهویژه دویدنهای بسیار برای تقویت پاها، لقبهایی مانند «اکبر منگولهپا» و «اکبر سگپا» پیدا میکند و بهعنوان مبتکر یا رواجدهندهٔ برخی فنون کشتی، از جمله سگک و کلاته، شناخته میشود. با این حال، روایتهای تاریخی دربارهٔ او کاملاً یکدست نیستند و در کنار ستایش قدرت و مهارتش، گاه از بهکارگیری نیرنگ در برخی کشتیها نیز سخن گفته شده است؛ نکتهای که چهرهٔ او را از یک قهرمان افسانهایِ بینقص، به انسانی تاریخی با پیچیدگیها و تناقضهای واقعی نزدیکتر میکند.
پهلوان واقعی باید نیرومندی خود را علیه ناتوانان به کار نبرد، اسیر مال و مقام نشود و در کنار قدرت جسم، از خویشتنداری و جوانمردی نیز برخوردار باشد.
در پایان، سرگذشت پهلوان اکبر خراسانی با مرگ او در تهران، در ۱۳۲۲ق، به پایان میرسد؛ او بر اثر بیماری وبا درگذشت و پیکرش در بیرون دروازهٔ حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد. اما کتاب صداقتنژاد فقط روایت تولد، کشتیها و مرگ یک پهلوان نیست؛ در پس این زندگینامه، تلاشی برای بیرونکشیدن الگوهای فراموششدهٔ فرهنگ پهلوانی از میان اوراق تاریخ دیده میشود. نویسنده میکوشد نشان دهد که در سنت ایرانی، پهلوانی در بهترین معنای خود ترکیبی از قدرت، تحمل رنج، مهار نفس، حمایت از زیردستان و دفاع از مظلومان بوده است. به همین دلیل، «پهلوان اکبر خراسانی» همزمان یک زندگینامهٔ ورزشی و روایتی از تاریخ اجتماعی و اخلاقی پهلوانی ایران است؛ داستان مردی که شهرتش را از گود کشتی به دست آورد، اما ماندگاری نامش به این پرسش وابسته شد که قدرت، وقتی با مرام و مسئولیت همراه نباشد، چه ارزشی دارد.

دیدگاهها