معرفی کتاب ۱ دقیقه مطالعه
چکیده کوتاه
خلاصه و تحلیل کتاب ولپن اثر بن جانسن؛ کمدی هجوآمیزی درباره حرص، فریب، ثروت و آدم‌هایی که برای رسیدن به میراث، انسانیت خود را می‌فروشند.

در کتاب ولپن، آدم‌ها برای رسیدن به پول لازم نیست کسی را با شمشیر بکشند؛ کافی است کمی چاپلوسی کنند، دروغ بگویند و منتظر مرگ دیگری بمانند. بن جانسن در این نمایشنامه، جهانی ساخته که در آن تقریباً همه برای چیزی طمع دارند و هرکس خیال می‌کند از دیگران باهوش‌تر است. ولپن و موسکا با بازی‌دادن آدم‌های حریص، آن‌ها را به جان هم می‌اندازند، اما ماجرا کم‌کم از یک شوخی زیرکانه فراتر می‌رود: وقتی حرص آن‌قدر بزرگ شود که آدم برای رسیدن به ثروت حاضر باشد خودش را تحقیر کند، دیگر لازم نیست کسی او را فریب بدهد؛ خودش با پای خودش وارد دام می‌شود.


شناسنامه کتاب ولپن

نویسنده: بن جانسون

مترجم:عبدالحسین نوشین

انتشارات: قطره

تعداد صفحه: 140

ولپن

خرید این نمایشنامه زیبا از ایران کتاب!


آشنایی با بن جانسن

بن جانسن، با نام انگلیسی Ben Jonson، احتمالاً در ۱۱ ژوئن ۱۵۷۲ در وست‌مینستر لندن به دنیا آمد. پدرش پیش از تولد او درگذشته بود و جانسن در شرایطی رشد کرد که از نظر مالی با ثبات کامل روبه‌رو نبود؛ بااین‌حال، آموزش کلاسیک و مطالعهٔ گسترده، مسیر فکری او را شکل داد. او بعدها به یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان دورهٔ الیزابتی و ژاکوبی تبدیل شد و در کنار نمایشنامه‌نویسی، شاعر، منتقد ادبی و چهره‌ای اثرگذار در فرهنگ تئاتری انگلستان بود. برخلاف تصویری که گاهی از نویسنده‌ای منزوی داریم، جانسن از همان ابتدا با فضای واقعی تئاتر، بازیگران و مناسبات ادبی و اجتماعی زمان خود درگیر بود (Internet Shakespeare Editions, ۲۰۱۰; Folger Shakespeare Library, ۲۰۱۹).

آشنایی با بن جانسن

جانسن در سال‌های فعالیت ادبی خود به‌ویژه در کمدی‌های هجوآمیز، شخصیت‌هایی را خلق کرد که اغلب اسیر حرص، غرور، شهوت، خودفریبی یا میل به صعود اجتماعی‌اند. ولپن، که نخستین‌بار در سال ۱۶۰۶ اجرا شد، یکی از مهم‌ترین آثار اوست و در کنار نمایشنامه‌هایی مانند اپیکوئن، کیمیاگر و بارتولومیو فِیر جایگاه جانسن را به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین کمدی‌نویسان عصر خود تثبیت کرد. او در سال ۱۶۱۶ مجموعه‌ای از آثارش را در قالب The Workes of Beniamin Jonson منتشر کرد؛ اقدامی مهم که نشان می‌دهد جانسن به جایگاه ادبی و ماندگاری آثارش آگاه بود و برای نویسنده‌بودن، شأنی فراتر از سرگرمی‌سازی قائل می‌شد. او همچنین کتابخانه‌ای بزرگ و جدی داشت که مجموعه‌ای از آثار کلاسیک لاتین و یونانی و متون ادبی دیگر را دربر می‌گرفت (Internet Shakespeare Editions, ۲۰۱۰; Duroselle-Melish, ۲۰۱۶).

او در زمان مرگ بسیار فقیر و تنها بود و بیشتر دوستان و مریدانش او را ترک گفته بودند.

بن جانسن در سال‌های پایانی عمر نیز به نوشتن ادامه داد، هرچند بیماری و مشکلات جسمی فعالیتش را محدودتر کرد. او در ۶ اوت ۱۶۳۷ در لندن درگذشت و در کلیسای وست‌مینستر به خاک سپرده شد. رابطهٔ او با ویلیام شکسپیر نیز از نکات مهم زندگی ادبی‌اش بود؛ جانسن رقیب ادبی شکسپیر به شمار می‌رفت، اما در عین حال از توانایی او نیز ستایش کرده بود و نام شکسپیر در میان بازیگران آثار جانسن دیده می‌شود. اگر شکسپیر بیشتر با ژرفای تراژدی و پیچیدگی‌های روان انسان شناخته می‌شود، جانسن در ولپن و دیگر کمدی‌هایش با نگاهی تیزبین‌تر و هجوآمیزتر به انسان نگاه می‌کند: آدم‌هایی که گاهی برای رسیدن به پول، آن‌قدر خودشان را کوچک می‌کنند که دیگر برای فریب‌دادنشان به نیرنگ چندانی نیاز نیست (Internet Shakespeare Editions, ۲۰۱۰; Folger Shakespeare Library, ۲۰۱۶).


خلاصه کتاب ولپن

نمایشنامه در ونیز آغاز می‌شود؛ جایی که ولپن، مردی ثروتمند و ظاهراً بیمار، در خانه‌اش در بستر مرگ افتاده است. اما بیماری او چیزی جز یک نمایش حساب‌شده نیست. ولپن در واقع سالم و سرحال است و با کمک خدمتکار زیرک و بلندپروازش، موسکا، نقشه‌ای برای بازی‌دادن آدم‌های حریص کشیده است. خبر مرگ قریب‌الوقوع ولپن پخش می‌شود و چند نفر که چشمشان به ثروت اوست، یکی‌یکی به دیدنش می‌آیند: ولتور، وکیل، با طلا و هدایای گران‌قیمت؛ کوروینو، تاجر، با هدیه‌ای دیگر؛ و کورباتچو، پیرمردی حریص که حتی حاضر است برای جلب رضایت ولپن، پسر خودش را از ارث محروم کند. همه خیال می‌کنند موسکا وارث احتمالی ولپن است و با هدیه‌دادن، می‌توانند جای خود را در وصیت‌نامهٔ او محکم کنند. در واقع، هرکدام از این مردان چنان به طمع خود گرفتارند که حتی احتمال مرگ یک انسان برایشان بیشتر از خودِ مرگ، یک فرصت مالی است.

خلاصه کتاب ولپن

موسکا به‌تدریج بازی را پیچیده‌تر می‌کند و هرکدام از این آدم‌ها را با وعدهٔ وارث‌شدن به جان دیگری می‌اندازد. در یکی از مهم‌ترین بخش‌های نمایش، کوروینو برای اینکه از نزدیک‌شدن مردان دیگر به همسر جوان و زیبایش، سلیا، جلوگیری کند، او را از جامعه دور نگه می‌دارد؛ اما وقتی ولپن با نقشه‌ای تازه به سلیا نزدیک می‌شود، کوروینو به جای محافظت از همسرش، او را به خانهٔ ولپن می‌برد و حتی برای جلب رضایت او، سلیا را در اختیارش می‌گذارد. اینجا حرص چهرهٔ واقعی خود را نشان می‌دهد: کوروینو آن‌قدر می‌خواهد وارث شود که حاضر است برای رسیدن به ثروت، از شرافت و غیرت خودش هم بگذرد. ولپن تلاش می‌کند به سلیا تعرض کند، اما بوناریو، پسر کوروچیو، سر می‌رسد و او را نجات می‌دهد. بااین‌حال، ماجرا به دادگاه کشیده می‌شود و موسکا با دروغ و صحنه‌سازی، سلیا و بوناریو را متهم می‌کند؛ تا جایی که قربانیان تقریباً جای متهمان می‌نشینند و آدم‌های فاسد می‌کوشند با استفاده از قانون، خودشان را بی‌گناه جلوه دهند.

فروش آنلاین شهر کتاب

در پایان، بازی‌ای که ولپن و موسکا با آن دیگران را فریب می‌دادند، از کنترل خودشان خارج می‌شود. ولپن که از دیدن آشفتگی و تحقیر آدم‌های حریص لذت می‌برد، برای اینکه شوخی‌اش را به اوج برساند، خبر مرگ خودش را منتشر می‌کند و وانمود می‌کند مرده است. طبق نقشه، قرار است موسکا وارث او شود و دیگران را از میراث محروم کند؛ اما موسکا که مزهٔ قدرت را چشیده، تصمیم می‌گیرد واقعاً جای ولپن را بگیرد و ثروت او را تصاحب کند. ولپن که حالا با خطر واقعی روبه‌رو شده، مجبور می‌شود زنده‌بودن خود را آشکار کند و در نهایت هر دو رسوا می‌شوند. دادگاه، ولپن و موسکا و دیگر شخصیت‌های حریص را مجازات می‌کند و سلیا و بوناریو از اتهام‌ها نجات می‌یابند. ولپن در نهایت فقط داستان یک شیاد باهوش نیست؛ نمایشنامه‌ای است دربارهٔ آدم‌هایی که آن‌قدر در حرص خود فرو می‌روند که برای فریب‌خوردن، دیگر نیازی به دروغ پیچیده ندارند. آن‌ها خودشان دوست دارند باور کنند که وارث‌اند؛ چون طمع، گاهی آدم را به جایی می‌رساند که حقیقت را نه آن‌طور که هست، بلکه آن‌طور که به نفعش است می‌بیند.

بیشتر بخوانید!

پیام کتاب ولپن

۱. حرص، آدم را قبل از اینکه پولدار کند، احمق می‌کند.

شخصیت‌های نمایش آن‌قدر به میراث ولپن چشم دوخته‌اند که هر دروغی را باور می‌کنند. آدم حریص معمولاً نه آنچه را واقعاً وجود دارد، بلکه همان چیزی را می‌بیند که آرزو دارد به دست بیاورد.

۲. آدم‌های فاسد گاهی خودشان را با دست خودشان رسوا می‌کنند.

ولپن و موسکا دیگران را فریب می‌دهند، اما در نهایت خودِ میل به قدرت و طمع باعث می‌شود نقشه‌شان از کنترل خارج شود و علیه خودشان برگردد.

۳. پول می‌تواند آدم‌ها را وادار کند از خودشان فاصله بگیرند.

کوروینو برای رسیدن به ثروت حتی حاضر می‌شود همسرش را قربانی کند؛ یعنی حرص فقط دارایی انسان را هدف نمی‌گیرد، بلکه می‌تواند شرافت، عشق و هویت او را هم از بین ببرد.

۴. فریب‌دادن آدمی که خودش می‌خواهد فریب بخورد، کار سختی نیست.

آدم‌های نمایش به دلیل طمعشان دنبال حقیقت نیستند؛ دنبال نشانه‌ای هستند که خیالشان را تأیید کند. به همین دلیل هر دروغی که به وعدهٔ ثروت ختم شود، برایشان باورکردنی است.

۵. کسی که دیگران را بازی می‌دهد، ممکن است سرانجام در بازی خودش گرفتار شود.

ولپن تصور می‌کند همیشه از همه باهوش‌تر است، اما موسکا نشان می‌دهد شاگردی که قدرت را بچشد، ممکن است خیلی زود علیه استادش بایستد.


برداشت شخصی من

وُلپُن (Volpone) در اصل یک کلمه ایتالیایی به معنای «روباه مکار» هست. معنایی که بن جانسن اون رو به درستی برای این شاهکار ادبی خودش انتخاب کرده. در این نمایشنامه زیبا و بسیار پرُمغز همه آدم‌های در ظاهر انسان هستن اما در واقع یه روباره مکار هستن. پول آلوده به چرک و خون باعث شده آدم‌های این قصه همه انسانیت رو برای رسیدن بهش بفروشن. پدیده‌ای که اگه به خوبی دور و برمون رو نگاه کنیم خیلی زیاد داره اتفاق می‌افته. اینجاست که یاد یه حقیقت مطلق می‌افتیم که طمع مال و ثروت سیری ناپذیر است.


منابع 

Duroselle-Melish, C. (2016, October 20). Ben Jonson’s library. Folger Shakespeare Library.

Folger Shakespeare Library. (2019, September 3). Elizabethan education and Ben Jonson’s school days.

Internet Shakespeare Editions. (2010). Ben Jonson: Life and times. University of Victoria.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *