واژه شناسی مفهوم ترجمه
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۰/۱۳
آخرین بروزرسانی: ۱۴۰۳/۱۰/۱۳
کلمه «ترجمه» از واژه لاتین translation مشتق شده است که از دو بخش تشکیل شده است: tran به معنای «عبور از» و ferre به معنای «حمل کردن یا آوردن». بنابراین، معنای تحتاللفظی آن «عبور دادن» یا «آوردن از جایی به جای دیگر» است. ترجمه از دیرباز توسط پژوهشگران، منتقدان و نویسندگان مختلف به شیوههای گوناگون تعریف شده است. در این نوشتار، به طور مختصر به واژه شناسی مفهوم ترجمه پرداختهایم.
آنچه خواهید خواند!
تعاریف مختلف ترجمه
از دیدگاه واژه شناسی مفهوم ترجمه، تعاریف مختلفی از ترجمه ارائه شدهاند که نشاندهنده دیدگاههای متنوع محققان است. این دیدگاهها مفهومی که در ظاهر ساده به نظر میرسد را به یک پدیده پیچیده تبدیل میکنند.
بهعنوان مثال:
√ پاتیل (۲۰۱۴) ترجمه را به معنای تغییر، تبدیل، تفسیر، بازنویسی، ارائه، تغییر شکل و آوانویسی تعریف میکند.
√ ماندی (۲۰۰۴) ترجمه را بهعنوان یک محصول یا فرآیند توصیف میکند. در این تعریف، کیفیت متن مقصد (TT) به نقش مترجم در انتقال معنا، چه از نظر زبانی و چه فرهنگی، بستگی دارد.
√ باسنت (۲۰۰۲) اظهار میکند که ترجمه چیزی فراتر از جایگزینی اقلام واژگانی و دستوری میان زبانها است. این فرآیند ممکن است شامل کنار گذاشتن عناصر زبانی پایه متن مبدا باشد تا به هدف “هویت بیانی” میان متون مبدا و مقصد دست یابد.
√ ماچالی (۱۹۹۸) در واژه شناسی مفهوم ترجمه، اصطلاح ترجمه را بهعنوان بازآفرینی معنا تعریف میکند، نه خلق معنا. او تأکید میکند که ترجمه فرآیندی چندمرحلهای است که در هر مرحله معنای متن اصلی با دقت بیشتری بازآفرینی میشود.
√ لیلووا (۱۹۸۵) ترجمه را بهعنوان یک فعالیت خاص شفاهی یا نوشتاری تعریف میکند که هدف آن بازآفرینی یک متن موجود در یک زبان به متنی در زبان دیگر است، با حفظ محتوای ثابت، ویژگیهای اصلی متن و اصالت نویسنده.
√ لارسن (۱۹۸۴) بیان میکند که ترجمه انتقال معنا از زبان مبدا به زبان مقصد است. این فرآیند با استفاده از ساختار معنایی از قالب زبان اول به قالب زبان دوم انجام میشود. در این دیدگاه، معنا باید ثابت بماند.
√ نیدا و تایبر (۱۹۸۲) ترجمه را فرآیند بازتولید پیام در زبان مقصد تعریف میکنند که باید نزدیکترین معادل طبیعی زبان مبدا را به لحاظ معنا و سبک ارائه دهد. آنها بر روی مفهوم «بازتولید» تأکید دارند، چرا که هدف اصلی ترجمه انتقال معنا و سبک است.
√ کتفورد (۱۹۶۵) از دیدگاه زبانشناسی، ترجمه را جایگزینی مواد متنی در یک زبان با مواد معادل در زبان دیگر تعریف میکند. او در آثار بعدی خود (۱۹۷۶) بیان میکند که در ترجمه، معانی زبان مبدا با معانی زبان مقصد جایگزین میشوند.

ابعاد مختلف ترجمه: علم، صنعت و هنر
برای درک بهتر ترجمه، باید تفاوت میان علم، صنعت و هنر را درک کنیم:
√ علم (Science):
علمی بودن یک فعالیت به این معناست که این فعالیت نظاممند و قانونمند است. به عبارت دیگر، هر فعالیتی که بر اساس قوانین مشخص و با ترتیب خاصی انجام شود و به نتایج مورد انتظار برسد، ماهیتی علمی دارد.
√ صنعت (Craft):
صنعت به مهارتی اشاره دارد که از طریق تمرین و تجربه بهبود پیدا میکند و وابسته به قوانین سخت و مشخص نیست.
√ هنر (Art):
هنر نیز یک مهارت است، اما در سطحی بالاتر که شامل عناصر زیباییشناسی و ایجاد پاسخهای عاطفی قوی میشود.
رویکرد سه گانه به مفهوم ترجمه
Pradita (2012) مفهوم ترجمه را به سه دسته تقسیم میکند:
√ مبتنی بر محصول (Product-based)
√ مبتنی بر فرآیند (Process-based)
√ مبتنی بر عملکرد (Function-based)
در ترجمه مبتنی بر محصول، دو فاز اصلی وجود دارد:
ترجمه فردی یا متنمحور: تمرکز بر یک متن خاص برای توصیف و تحلیل آن.
ترجمه تطبیقی: مقایسه ترجمههای مختلف از یک متن، چه در یک زبان واحد و چه در زبانهای مختلف.
ترجمه مبتنی بر عملکرد به بررسی نقش و تأثیر ترجمه در محیط اجتماعی و فرهنگی مخاطب میپردازد. در نهایت، ترجمه مبتنی بر فرآیند، بیشتر به روند یا عمل ترجمه و فعالیت ذهنی مترجم مربوط میشود. Munday (2001) این رویکرد را به روانشناسی ترجمه متصل میکند و تلاش میکند فرایند ذهنی مترجم را بررسی کند.
Munday (2004) ترجمه را به دو شکل اصلی توصیف میکند:
بهعنوان یک محصول: مترجم باید به محصول نهایی ترجمه که ملموس و قابل اندازهگیری است توجه کند.
بهعنوان یک فرآیند: تمرکز بر نقش مترجم در انتقال متن منبع (ST) به متن مقصد (TT) در یک زبان دیگر.

ترجمه بهعنوان فرآیند و محصول
نتیجهگیری کلی از واژه شناسی مفهوم ترجمه این است که ترجمه، هم بهعنوان یک فرآیند و هم بهعنوان یک محصول، باید هدفمند باشد. داس (۲۰۱۴) ترجمه را یک فعالیت ثانویه میداند که بیشتر مکانیکی است تا خلاقانه. او معتقد است که هر کسی که دانش اولیهای از زبانی غیر از زبان مادری خود دارد، میتواند ترجمه کند. باسنت (۲۰۰۲) نیز ترجمه را بهعنوان یک “شغل کمارزش” توصیف میکند. با این حال، ترجمه فرایندی است که شامل تحلیل، تفسیر و بازآفرینی میشود و به معنای جایگزینی یک مجموعه از منابع زبانی و ارزشها با مجموعهای دیگر است.
داس (۲۰۱۴) بیان میکند که ملتها از طریق ترجمه خود را تعریف میکنند و به همین ترتیب دیگران را نیز تعریف میکنند. ترجمه نقش اساسی در تعیین هویت یک ملت در رابطه با دیگران ایفا میکند، خواه از طریق مخالفت با تأثیرات خارجی، پذیرش یا بومیسازی فرهنگ خارجی (که در آن تفاوتها تا حد ممکن کاهش مییابد)، یا از طریق تقلید از یک فرهنگ دیگر، معمولاً یک فرهنگ غالب.
ترجمه و ارتباط فرهنگی
ترجمه با ایجاد پیوند میان خوانندگان، نویسندگان و منتقدان یک ملت با ملتهای دیگر، تنها در حوزه ادبیات نقش ندارد، بلکه در تمامی حوزههای توسعه مانند علم، انسانشناسی، پزشکی، فلسفه، دین، علوم سیاسی، تجارت، حقوق و سایر زمینههایی که بشریت را تعریف میکنند نیز تأثیرگذار است.
لفور (۱۹۹۲) ترجمه را بهعنوان فرآیند، محصول و دریافت تعریف میکند. ترجمه به محصول و دریافت اشاره دارد، در حالی که عمل ترجمه به فرآیند اشاره میکند. تیموچکو (۲۰۰۷) نیز اظهار میکند که ترجمه باید بهعنوان بازنمایی، انتقال و تطبیق فرهنگی در نظر گرفته شود.
این دیدگاهها بیان میکنند که دو مؤلفه اساسی ترجمه زبان و فرهنگ هستند. چالش در بحث و تحلیل ترجمه و عمل ترجمه این است که نظریه و عمل را بهصورت تعاملی ترکیب کنیم. ترجمه به دلیل ترکیب این دو مؤلفه، ذاتاً یک فرآیند چندوجهی و پیچیده است که با تجلیات و پیامدهای متفاوت همراه است.

ترجمه بهعنوان بازآفرینی (Transcreation)
ترجمه اغلب بهعنوان بازآفرینی در نظر گرفته میشود و در محدودیتهای گفتمان فرهنگی (فرهنگ ترجمه) انجام میشود. بنابراین، ترجمه نقش مهمی در شناسایی و مذاکره درباره هویت فرهنگی، شباهتها و تفاوتها، و همچنین پویایی تعاملات بینفرهنگی از طریق واسط بینزبانی ایفا میکند (فایک، ۲۰۱۰).
ترجمه بهعنوان هنر و صنعت
Newmark (به نقل از Aveling، ۲۰۱۰) ترجمه را یک «هنر» میداند و آن را تلاشی برای جایگزینی پیامها یا اظهارات غیرکلامی در یک زبان با پیامهای مشابه در زبان دیگر تعریف میکند. این تعریف به وضوح نشان میدهد که ترجمه علاوه بر فرآیند، باید محصولی باشد که پیام را بهدرستی منتقل کند، نه صرفاً قالب کلمات را.
Savory (1957, 1968) ترجمه را یک «هنر» میداند و Jacobsen (1958) آن را یک «صنعت» توصیف میکند. هر دو محقق به این نکته اشاره دارند که ترجمه در مرز میان هنر و صنعت قرار دارد و از هر دو جنبه بهره میبرد.
ترجمه و سبکهای مختلف آن
Nida و Taber عوامل اجتماعی نظیر سن، جنسیت، سطح تحصیلات، شغل، طبقه اجتماعی و وابستگیهای مذهبی را در فرایند ترجمه دخیل میدانند. این عوامل بر تنوع زبانی تأثیر میگذارند و باید در ترجمه لحاظ شوند.
آنها با بهرهگیری از طبقهبندی Martin Joos (1976)، سبکهای مختلف ترجمه را به شرح زیر معرفی میکنند:
√ فنی (Technical): برای مخاطبان متخصص با واژگان پیچیده و ساختارهای زبانی خاص.
√ رسمی (Formal): برای مخاطبان گستردهتر با زبان رسمی و استاندارد.
√ غیررسمی (Informal): برای ارتباطات عمومی و مخاطبان عام.
√ محاورهای (Casual): مناسب برای گفتوگوهای روزمره.
√ صمیمی (Intimate): برای ارتباطات شخصی و نزدیک.
مترجم باید آگاه باشد که این سبکها باید در زبان مقصد بهدرستی منتقل شوند تا معادلسازی پویا حاصل شود.
ایدهی شباهت در ترجمه
ایدهی شباهت در ترجمه بهعنوان یک هدف دشوار و حتی غیرممکن مورد بحث قرار گرفته است. بهطور کلی، ترجمه بهجای ایجاد شباهت مطلق، بر دستیابی به معادل طبیعی و نزدیکترین حالت ممکن تأکید دارد. فرآیند ترجمه به ندرت ملزم به ایجاد شباهت کامل است، زیرا هر زبان ویژگیهای منحصربهفرد خود را دارد، چه از نظر دستوری و چه از نظر معنای فرهنگی. مترجمان باید محدودیتهایی را که در دستیابی به ترجمهای وفادار وجود دارد در نظر بگیرند، بهطوری که متن زبان مبدا (SL) و متن زبان مقصد (TL) تا حد ممکن همخوان باشند.
در اینجا نقش مترجم بسیار مهم است. بهترین نسخه از هر ترجمه به قضاوت و تخصص مترجم بستگی دارد؛ اینکه چگونه میتواند متن اصلی (ST) را طوری بازتولید کند که برای مخاطبان زبان مقصد (TT) قابلفهم و پذیرفتنی باشد. نورد (۱۹۹۷) ترجمه را بهعنوان یک عمل ارتباطی توصیف میکند. به این معنا که در فرآیند ارتباط، هم تولیدکنندگان و هم دریافتکنندگان معنا را منتقل میکنند. معنای مرتبط با نشانهها الزامی ندارد که برای تولیدکننده و گیرنده یکسان باشد.
نتیجهگیری
واژه شناسی مفهوم ترجمه نشان میدهد که ترجمه بهعنوان یک علم، هنر و صنعت ترکیبی از مهارتهای زبانی، فرهنگی و خلاقیت است. با وجود پیشرفت فناوریهای ترجمه ماشینی، نقش انسانی در فرایند ترجمه همچنان برجسته و غیرقابل جایگزینی است.
