نقش رسانه در جنگ
یادداشت روز

نقش رسانه در جنگ

✔️ مقاله توسط مدیر سایت تأیید شد
محمد مومن
کارشناس‌ارشد علم اطلاعات و دانش‌شناسی

تاریخ انتشار: 2026/04/19

آخرین بروزرسانی: 2026/04/19

در عصر کنونی، جنگ‌ها دیگر تنها در میدان‌های فیزیکی و با سلاح‌های گرم تصمیم‌گیری نمی‌شوند؛ نقش رسانه در جنگ به یکی از محوری‌ترین مؤلفه‌های راهبردهای نظامی و سیاسی تبدیل شده است. رسانه‌ها نه‌تنها روایت‌گران رویدادهای جنگی هستند، بلکه خود به کنشگرانی فعال در بازتعریف واقعیت، جلب حمایت افکار عمومی و甚至 تعیین مسیر پیروزی یا شکست تبدیل شده‌اند. این مقاله با هدف ارائه‌ی تحلیلی جامع و تخصصی از نقش رسانه در جنگ تدوین شده است. در این راستا، مبانی نظری «مدیاتیزشن جنگ» (Mediatization of War) ، کارکردهای پروپاگاندا و اخبار جعلی در بحران‌های بین‌المللی ، نظریه‌های چارچوب‌بندی (Framing) در پوشش خبری منازعات ، و سازوکارهای مدیریت راهبردی ارتباطات در زمان جنگ  مورد مداقه قرار می‌گیرند. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که رسانه‌ها با عبور از نقش سنتی «سگ نگهبان» (Watchdog) به «سگ شکاری» (Guard dog) نظام‌های قدرت تبدیل شده‌اند و الگوریتم‌های پلتفرم‌های دیجیتال، معماری جدیدی از «جنگ‌های روایتی» را رقم زده‌اند. این مقاله بر اساس آخرین یافته‌های علمی در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۶ نگاشته شده و برای پژوهشگران حوزه‌ی ارتباطات، علوم سیاسی و مطالعات امنیتی کاربرد دارد.


1️⃣ مقدمه: عصر جدید رویارویی، از سنگر تا سانسور

از دیرباز، جمله‌ی معروف «اولین قربانی جنگ، حقیقت است» (The first casualty of war is truth) توسط سیاستمداران و فیلسوفان نقل می‌شده است. بااین‌حال، در قرن بیست و یکم، این جمله بیش از هر زمان دیگری مصداق پیدا کرده است، زیرا نقش رسانه در جنگ به یک عنصر حیاتی در معادلات قدرت تبدیل شده است. اگر در جنگ‌های جهانی، رسانه‌ها نقش بلندگوی پروپاگاندای دولتی را ایفا می‌کردند، امروزه پلتفرم‌های دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی، میدان نبرد را به فضای سیال و پیچیده‌ای از روایات متضاد بدل کرده‌اند .

پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که رابطه میان رسانه و جنگ یک رابطه‌ی خطی ساده نیست، بلکه یک فرآیند «مدیاتیزشن» (Mediatization) است؛ به این معنا که رسانه‌ها دیگر صرفاً بازتاب‌دهنده‌ی رویدادها نیستند، بلکه قواعد و منطق خود را به عرصه‌ی نظامی تحمیل می‌کنند . ارتش‌ها برای موفقیت در عملیات‌های خود ناچارند در «چهارچوب زمانی خبری» (News Timeframe) حرکت کنند و روایت‌های تصویری خود را برای «جذب نگاه» (Attention Economy) بهینه‌سازی نمایند.

[su_box title=”بیشتر بدانید!” style=”glass” box_color=”#f4ee54″ title_color=”#161414″]نفوذ اطلاعاتی دشمن[/su_box]

این مقاله با هدف بررسی ابعاد پنهان و آشکار نقش رسانه در جنگ در سه سطح کلان تدوین شده است: سطح اول، بررسی رسانه به عنوان «ابزار راهبردی دولت‌ها» (جنگ نرم و پروپاگاندا)؛ سطح دوم، تحلیل رسانه به عنوان «میدان نبرد مستقل» (جنگ روایتی و دیپلماسی عمومی)؛ و سطح سوم، نگاهی نقادانه به «معماری پلتفرمی جنگ» (الگوریتم‌ها، اخبار جعلی و قطبی‌سازی). این ساختار سه‌وجهی به پژوهشگران کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از پیچیدگی‌های ارتباطات در بحران‌های معاصر داشته باشند.

[su_box title=”بیشتر بدانید!” style=”glass” box_color=”#f4ee54″ title_color=”#161414″]جستاری درباره نفوذ دشمن[/su_box]


2️⃣ مبانی نظری: از نظریه‌های پروپاگاندا تا مدیاتیزشن

برای درک علمی نقش رسانه در جنگ، ناگزیر از مرور نظریه‌های بنیادینی هستیم که در یکصد سال گذشته تکامل یافته‌اند. این نظریه‌ها چارچوب تحلیلی لازم برای رمزگشایی از لایه‌های پنهان گزارش‌های جنگی را فراهم می‌آورند.

📜 2.1 اصول ده‌گانه پروپاگاندا در جنگ

پس از جنگ جهانی اول، آرتور پونسونی (Arthur Ponsonby) و سپس مورلی (Morelli) اصولی را تدوین کردند که توضیح می‌دهد چگونه دولت‌ها افکار عمومی را برای پذیرش هزینه‌های جنگ آماده می‌کنند. این اصول شامل شیطان‌سازی رهبر دشمن (اصل سوم)، برجسته‌سازی جنایات جنگی دشمن (اصل پنجم) و اتهام استفاده از سلاح‌های غیرقانونی (اصل ششم) است .

در بحران اوکراین و غزه، نمونه‌های متعددی از کاربست این اصول مشاهده می‌شود. به عنوان مثال، روایت «رهبر دشمن به عنوان تجسم شیطان» یا «ارتش دشمن به عنوان مرتکب جنایات سیستماتیک علیه غیرنظامیان» نمونه‌های بارزی از فعال‌سازی این اصول پروپاگاندایی هستند. این چارچوب نشان می‌دهد که چگونه نقش رسانه در جنگ می‌تواند به «کالاییزدگی رنج» (Commodification of Suffering) منجر شود؛ جایی که رنج انسان‌ها به ابزاری برای جلب حمایت عاطفی تبدیل می‌شود.

🖼️ 2.2 نظریه چارچوب‌بندی (Framing) و برجسته‌سازی

یکی از قدرتمندترین ابزارهای تحلیلی برای واکاوی نقش رسانه در جنگ، نظریه‌ی «چارچوب‌بندی» (Framing) است. به بیان انتمن (Entman)، رسانه‌ها با انتخاب و برجسته‌سازی جنبه‌های خاصی از یک رویداد، تعریف خاصی از مشکل، تفسیر اخلاقی و راهکار مناسب را به مخاطب القا می‌کنند .

یک مطالعه‌ی تجربی در بحران روسیه و اوکراین نشان داد که نحوه‌ی عنوان‌گذاری خبرها تاثیر مستقیمی بر نگرش مخاطبان نسبت به مردم یک کشور دارد. هنگامی که رسانه‌ها از چارچوب «ملت» استفاده می‌کنند (مثلاً «روسیه به اوکراین حمله کرد»)، مخاطبان نگرش منفی‌تری نسبت به مردم عادی روسیه پیدا می‌کنند. در مقابل، استفاده از چارچوب «رهبر» (مثلاً «پوتین حمله کرد») این نگرش منفی را کاهش می‌دهد . این یافته برای استراتژیست‌های رسانه‌ای بسیار حیاتی است، زیرا نشان می‌دهد که انتخاب یک کلمه می‌تواند تصویر یک ملت را در اذهان عمومی برای نسل‌ها تخریب کند.

📡 2.3 مدیاتیزشن جنگ (Mediatization of War)

مفهوم «مدیاتیزشن» فراتر از نظریه‌های ساده‌ی اثرات رسانه‌ای (مانند نظریه سوزن هیپودرمیک) رفته و استدلال می‌کند که رسانه‌ها به بخشی ساختاری از نهادهای اجتماعی مانند ارتش و دولت تبدیل شده‌اند. بر اساس متاآنالیز کپکا و همکاران (۲۰۲۴)، حوزه‌ی مطالعاتی نقش رسانه در جنگ در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ رشد تصاعدی داشته و بینارشته‌ای شده است .

این پژوهش‌ها دو دسته فرآیند را در جنگ تشخیص می‌دهند:

  1. فرآیندهای شامل (Included Processes): جایی که رسانه‌ها قواعد نظامی را منعکس می‌کنند.

  2. فرآیندهای القایی (Induced Processes): جایی که منطق رسانه‌ای (مانند سرعت، اغراق، ساده‌سازی) به بدنه‌ی ارتش نفوذ کرده و حتی تصمیم‌گیری‌های تاکتیکی را تغییر می‌دهد.


3️⃣ رسانه به مثابه میدان نبرد: تاکتیک‌ها و راهبردها

در این بخش، به صورت عینی به بررسی نقش رسانه در جنگ در بستر عملیاتی می‌پردازیم. امروزه، هر عملیات نظامی موازی با یک «عملیات ترکیبی» (Combined Operation) در فضای مجازی انجام می‌شود.

🗞️ 3.1 مدیریت اخبار و اثر سی‌ان‌ان (CNN Effect)

در دهه‌ی ۱۹۹۰، اصطلاح «اثر سی‌ان‌ان» رواج یافت که اشاره به توانایی تصاویر تلویزیونی در ایجاد شوک عاطفی در افکار عمومی و وادار کردن دولت‌ها به واکنش (معمولاً مداخله نظامی یا خروج از بحران) داشت . با این حال، شلیشر (Schleicher) در مطالعات اخیر خود نشان می‌دهد که دولت‌ها و ارتش‌ها یاد گرفته‌اند چگونه «مدیریت رسانه‌ای» را در زمان جنگ انجام دهند.

این مدیریت شامل:

  • ایندکسینگ (Indexing): محدود کردن دسترسی خبرنگاران به منابع دست اول و مجبور کردن آنها به تکرار روایت‌های رسمی.

  • همراهی خبرنگاران (Embedding): قرار دادن خبرنگاران در یگان‌های نظامی برای کنترل روایت از درون.

🤳 3.2 عصر جنگ‌های الگوریتمی و اخبار جعلی

با ظهور تیک‌تاک، ایکس (توییتر سابق) و تلگرام، نقش رسانه در جنگ وارد فاز جدیدی شده است: فاز «میانجیگری پلتفرمی». در این فاز، محتوای تولید شده توسط کاربران (UGC) اغلب قدرتمندتر از گزارش‌های خبری رسمی است. مطالعه‌ای که در مرزهای ارتباطات (Frontiers in Communication) منتشر شده نشان می‌دهد که اخبار جعلی در زمان جنگ اغلب از طریق مکانیسم «روزنامه‌نگاری باندواگن» (Bandwagon Journalism) منتشر می‌شوند؛ به این معنی که حتی پس از افشای دروغ بودن یک خبر، رسانه‌های بزرگ از ترس جا ماندن از رقابت، از تکذیب‌های بعدی استقبال نمی‌کنند .

یکی از چالش‌های اصلی امروز، استفاده از «هاله‌ی مقامات ناشناس» است. منابع اطلاعاتی ناشناس که به عنوان «مطلع از وضعیت» معرفی می‌شوند، روایت‌های اثبات‌نشده را به عنوان واقعیت به خورد افکار عمومی می‌دهند.

🇨🇳 3.3 مطالعه تطبیقی: روایت‌های شرق و غرب

تحلیل نقش رسانه در جنگ بدون نگاه به تفاوت‌های فرهنگی و سیاسی نظام‌های رسانه‌ای ناقص است. مطالعه‌ای که به مقایسه پوشش بحران اوکراین در CNN آمریکا و CCTV چین پرداخت، نشان داد که هر دو شبکه به طور غالب از «ژورنالیسم جنگی» (War Journalism) استفاده می‌کنند که ماهیتاً دو قطبی و مبتنی بر «ما در برابر آنها» است، اگرچه CCTV اندکی گرایش بیشتری به «ژورنالیسم صلح» (Peace Journalism) داشت .

در حالی که CNN عمدتاً بر «بحران انسانی ناشی از تجاوز» و نقل قول از مقامات اوکراینی تمرکز داشت، CCTV بر «راهبردهای نظامی ناتو» و توجیهات امنیتی روسیه تأکید می‌کرد . همچنین، در چین، یک چارچوب جدید «صلح‌طلبانه» ظهور کرده است که در آن رسانه‌ها ضمن انتقاد از توسعه‌طلبی ناتو، خود را به عنوان مدافع ثبات جهانی معرفی می‌کنند .


4️⃣ ابعاد پنهان: اقتصاد سیاسی و زیرساخت‌های رسانه‌ای

یکی از جدیدترین حوزه‌های مطالعاتی در نقش رسانه در جنگ، توجه به زیرساخت‌های مادی رسانه است. پکر و ریوز (۲۰۲۵) در نظریه‌ی «وابستگی مخرب» (Destructive Dependence) استدلال می‌کنند که جنگ‌ها نه تنها از طریق رسانه روایت می‌شوند، بلکه برای رسانه نیز رخ می‌دهند. به عنوان مثال، استخراج مواد معدنی کمیاب در جمهوری دموکراتیک کنگو که برای ساخت گوشی‌های موبایل و تجهیزات مخابراتی نظامی ضروری است، خود عاملی برای تداوم خشونت است .

این دیدگاه ماتریالیستی، نقش رسانه در جنگ را از یک پدیده صرفاً گفتمانی به یک پدیده زنجیره‌ی تأمین و لجستیک پیوند می‌زند. به عبارت دیگر، زیرساخت‌های ارتباطی (کابل‌های فیبر نوری، فرستنده‌ها، ماهواره‌ها) هم هدف حملات نظامی هستند و هم موتور محرکه‌ی اقتصاد جنگی.


5️⃣ نتیجه‌گیری: رسانه، سپر و شمشیر همزمان

در پایان این بررسی جامع، می‌توان ادعا کرد که نقش رسانه در جنگ از «پنجره‌ای به سوی جبهه» فراتر رفته و به «سپر و شمشیر استراتژیک» تبدیل شده است. رسانه‌ها همزمان سپر دفاعی دولت‌ها در برابر اتهامات بین‌المللی و شمشیر برنده‌ی آنها برای بریدن زانوهای روانی دشمن هستند.

تحولات فناورانه در پنج سال اخیر (۲۰۲۰-۲۰۲۵) نشان داده است که الگوریتم‌های رسانه‌های اجتماعی، حباب‌های فیلتری (Filter Bubbles) ایجاد می‌کنند که در آن هر طرف درگیری تنها شواهد تأییدکننده‌ی روایت خود را می‌بیند. این امر نه تنها وحدت ملی را تضعیف می‌کند (زیرا هر شهروند در «واقعیت» مجزایی زندگی می‌کند)، بلکه فرآیند صلح را نیز با مشکل مواجه می‌سازد. برای آینده، پژوهشگران باید توجه ویژه‌ای به هوش مصنوعی مولد (Generative AI) و توانایی آن در تولید محتوای دستکاری‌شده (دیپ‌فیک) در مقیاس صنعتی داشته باشند. درک نقش رسانه در جنگ دیگر یک انتخاب آکادمیک نیست؛ یک ضرورت حیاتی برای بقای دموکراسی و امنیت ملی است.


❓ پرسش‌های متداول (FAQ)

1. تفاوت اصلی «جنگ روایتی» (Narrative Warfare) با «پروپاگاندا» چیست؟
پروپاگاندا کلاسیک عمدتاً مبتنی بر دروغ‌گویی یا تحریف آشکار است، در حالی که جنگ روایتی مدرن به دنبال «چارچوب‌بندی» واقعیت است. به جای گفتن دروغ، سعی می‌کند مخاطب را متقاعد کند که به بخش خاصی از واقعیت توجه کند و بخش دیگر را نادیده بگیرد.

2. آیا «اثر سی‌ان‌ان» همچنان در عصر شبکه‌های اجتماعی معنا دارد؟
بله، اما با تغییر شکل. اثر سی‌ان‌ان سنتی به تصاویر تلویزیونی وابسته بود. امروزه «اثر تیک‌تاک» یا «اثر ایکس» جایگزین آن شده، جایی که ویدیوهای کوتاه و تایید نشده می‌توانند ظرف چند ساعت باعث تغییر در سیاست خارجی کشورها شوند.

3. چرا رسانه‌های جریان اصلی گاهی اخبار جعلی جنگی را منتشر می‌کنند؟
مطالعات نشان می‌دهد که فشار «ساعت خبری» (Deadline pressure)، رقابت برای کلیک (Clickbait) و اتکا به منابع قدرت (مقامات ناشناس) باعث می‌شود سازوکارهای راستی‌آزمایی تضعیف شوند .

4. «ژورنالیسم صلح» در مقابل «ژورنالیسم جنگ» چیست؟
ژورنالیسم جنگ بر خشونت، پیروزی/شکست و الگوی «ما-آنها» تمرکز دارد. ژورنالیسم صلح به دنبال بررسی ریشه‌های درگیری، صدای همه طرف‌ها (از جمله غیرنظامیان) و راهکارهای حل اختلاف است.

5. چگونه می‌توان سوگیری رسانه‌ای در گزارش‌های جنگی را تشخیص داد؟
با تحلیل «چارچوب‌بندی»: ببینید چه صفتی قبل از نام طرفین درگیری می‌آید (مثلاً «نیروهای دموکراتیک» در مقابل «شبه‌نظامیان»). همچنین به استفاده از صدای مجهول (Passive Voice) برای کم‌رنگ کردن عامل خشونت توجه کنید.

6. آیا شبکه‌های اجتماعی باعث طولانی‌تر شدن جنگ‌ها می‌شوند؟
بله. الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی برای افزایش تعامل، محتوای خشم‌آور و قطبی‌کننده را تقویت می‌کنند. این امر آشتی ملی را دشوارتر می‌سازد، زیرا هر دو طرف درگیری، خاطرات تروماتیک و روایت‌های غیرقابل انعطافی را به صورت دیجیتال بایگانی می‌کنند.

7. مفهوم «مدیاتیزشن جنگ» دقیقاً به چه معناست؟
یعنی ارتش‌ها و دولت‌ها ناچار به تطابق با منطق رسانه‌ای (سرعت، ساده‌سازی، نمایشی بودن) می‌شوند. حتی عملیات نظامی برای موفقیت باید «تصویری» طراحی شوند تا در اخبار پخش شوند.

8. منابع معتبر برای رصد علمی نقش رسانه در جنگ کدامند؟
پایگاه‌هایی مانند JSTOR، Sage Journals (مجله Media, War & Conflict)، Frontiers in Communication و کنفرانس‌های ICA (International Communication Association). همچنین کتاب راهنمای راتلج (Routledge Handbook of Media, Conflict and Security) یک منبع جامع است .

9. چگونه هوش مصنوعی (AI) نقش رسانه در جنگ را تغییر خواهد داد؟
هوش مصنوعی دو لبه دارد: از یک سو امکان تولید انبوه دیپ‌فیک (جعل عمیق) برای تخریب وجهه فرماندهان دشمن را می‌دهد، از سوی دیگر ابزارهای راستی‌آزمایی سریع را در اختیار روزنامه‌نگاران قرار می‌دهد.

10. یک پژوهشگر حرفه‌ای باید چه مهارتی برای تحلیل جنگ رسانه‌ای داشته باشد؟
تسلط بر روش «تحلیل گفتمان انتقادی» (CDA)، آشنایی با نظریه بازی‌ها (Game Theory) برای تحلیل تاکتیک‌های روایتی، و دانش پایه‌ای از علوم داده برای تحلیل شبکه‌های اجتماعی (Social Network Analysis).


📚 منابع

Kopecka, K., Ehrlén, V., Dyksik, D., & Sobiech, M. (2024). Mediatization of war: The state of the research field in the period 2018-2022. Horyzonty Polityki, 15(51), 13-33.

Schleicher, K. (2025). Military, government, and media management in wartime. In A. Schwarz, M. W. Seeger, & S. Kim (Eds.), The handbook of international crisis and risk communication research (2nd ed., pp. 43-54). Wiley Blackwell.

Wang, S., Li, X., Huang, C., & Hsee, C. K. (2025). The Nation or The Leader? Exploring the Effect of Framing in News Coverage of International Conflicts. Judgment and Decision Making, 19(e12), 1-15.

Zhang, S. I., Liu, Z., & Peng, A. Y. (2026). Framing NATO in China during the 2022 war in Ukraine. Media, War & Conflict, 19(1), 27-47.

Packer, J., & Reeves, J. (2025). Pulp to Plutonium: Conflict Media and Destructive Dependence. Media Theory, 9(1), 143–168.

Wang, Y., Sannusi, S. N., & Abd Kadir, S. (2024). News Framing of the 2022 Russian-Ukrainian Conflict: A Comparative Analysis of CNN (USA) and CCTV (China). e-Bangi, 21(4).

Frontiers in Communication. (2026). Fog of War: the role of fake news in initiating and prolonging conflict. Front. Commun., 11:1790164.

لینک کوتاه این مطلب: https://momen.ir/vqju

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *