در قرآن، زمین عرصه زندگی، بهره‌مندی و آبادانی انسان است و در برابر آن، فساد، تباهی و تخریب به‌عنوان رفتاری ناپسند معرفی می‌شود. بااین‌حال، برای دقت در استناد باید توجه داشت که «محیط‌زیست» به معنای اصطلاح علمی امروز در قرآن مطرح نشده است؛ آنچه قرآن ارائه می‌کند، مجموعه‌ای از اصول درباره عمران زمین، منع فساد، پرهیز از اسراف، رعایت توازن و اصلاح به جای افساد است. بنابراین آیات این شاخه باید مستقیماً بر همین مفاهیم متمرکز باشند.

۱. مأموریت انسان در آبادانی زمین
«هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا»
هود: ۶۱
باید: در آبادانی، سازندگی و اصلاح زمین بکوشیم.
نباید: زمین را به عرصه تخریب و تباهی تبدیل کنیم.
توضیح: تعبیر «اسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا» از ریشه «عمر» است و در تفاسیر به معنای طلب آبادانی و عمران زمین آمده است. این آیه مستقیم‌ترین مبنای قرآنی برای مفهوم مسئولیت انسان در آبادانی زمین است.

۲. نهی از فساد در زمین پس از اصلاح
«وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا»
اعراف: ۵۶
باید: پس از اصلاح و آبادانی، از رفتارهای فسادآفرین جلوگیری کنیم.
نباید: دست به تخریب و تباهی در زمین بزنیم.
توضیح: این آیه یکی از صریح‌ترین آیات درباره منع فساد در زمین است. «فساد» در قرآن مفهومی عام دارد و فقط به تخریب محیط طبیعی محدود نیست؛ اما زمین به‌صراحت یکی از عرصه‌های فساد معرفی شده است.

۳. فساد ناشی از عملکرد انسان
«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ»
روم: ۴۱
باید: پیامدهای رفتار انسانی بر خشکی و دریا را جدی بگیریم.
نباید: آثار مخرب فعالیت‌های انسانی را نادیده بگیریم.
توضیح: این آیه از مهم‌ترین آیات در بحث محیط‌زیست است؛ زیرا از فساد در خشکی و دریا در نتیجه آنچه دست‌های مردم کسب کرده‌اند سخن می‌گوید. «فساد» در اینجا مفهومی گسترده دارد و نباید بدون دلیل آن را فقط آلودگی زیست‌محیطی بدانیم، اما آیه به‌روشنی میان عملکرد انسان و ظهور فساد در محیط زندگی ارتباط برقرار می‌کند.

۴. فساد و تخریب در برابر اصلاح
«وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ»
بقره: ۲۰۵
باید: رفتارهایی را که موجب تباهی و تخریب می‌شوند ترک کنیم.
نباید: فساد و نابودی منابع و زمینه‌های زندگی را عادی تلقی کنیم.
توضیح: این عبارت در سیاق شخصی آمده که در زمین به فساد می‌پردازد و حرث و نسل را نابود می‌کند. از همین رو، آیه ارتباط معناداری با تخریب منابع و حیات دارد، هرچند مفهوم فساد در آن محدود به محیط‌زیست نیست.

۵. نابودی کشت و نسل
«وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ»
بقره: ۲۰۵
باید: از رفتارهایی که به نابودی کشاورزی، تولید و نسل موجودات می‌انجامد جلوگیری کنیم.
نباید: منافع کوتاه‌مدت را به قیمت نابودی منابع حیاتی و نسل‌های آینده دنبال کنیم.
توضیح: تعبیر «الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ» در این آیه اهمیت ویژه‌ای دارد. «حرث» به کشت و زراعت و «نسل» به نسل و تداوم موجودات اشاره دارد. آیه نابودی آنها را در چارچوب فساد قرار می‌دهد.

۶. پرهیز از اسراف در بهره‌برداری از زمین
«كُلُوا مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»
انعام: ۱۴۱
باید: از محصولات زمین بهره ببریم، حق آنها را ادا کنیم و در مصرف زیاده‌روی نکنیم.
نباید: محصولات و منابع طبیعی را بی‌دلیل تلف کنیم.
توضیح: این آیه بهره‌برداری از محصولات کشاورزی را با ادای حق و منع اسراف همراه می‌کند و از این جهت، یکی از منابع مهم برای اصل مصرف مسئولانه منابع طبیعی است.

۷. رعایت توازن در نظام آفرینش
«وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ ۝ أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ»
رحمن: ۷–۸
باید: از تجاوز از حدود و برهم زدن توازن پرهیز کنیم.
نباید: در بهره‌برداری از طبیعت و منابع، به افراط و تجاوز از حدود روی آوریم.
توضیح: «میزان» در این آیات مفهومی گسترده دارد و به توازن و عدالت و معیار مربوط است. ارتباط آن با تعادل زیست‌محیطی یک استنباط تفسیری است، نه اینکه قرآن اصطلاح علمی «تعادل اکولوژیک» را به کار برده باشد.

۸. پرهیز از اسراف
«وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»
اعراف: ۳۱
باید: در مصرف منابع و نیازهای طبیعی اعتدال را رعایت کنیم.
نباید: مصرف بی‌رویه و تلف منابع را سبک زندگی مطلوب بدانیم.
توضیح: سیاق مستقیم آیه درباره خوردن و آشامیدن است؛ بنابراین نباید آن را مستقیماً قانون حفاظت از محیط‌زیست دانست. اما اصل منع اسراف می‌تواند در اخلاق مصرف و حفاظت از منابع طبیعی کاربرد داشته باشد.

۹. آبادانی و بهره‌مندی از زمین
«وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ»
حجر: ۱۹
باید: نظم، تناسب و تنوع موجود در زمین را بشناسیم و از آن پاسداری کنیم.
نباید: منابع و اجزای طبیعت را بی‌حساب و بدون توجه به نظم آن تخریب کنیم.
توضیح: آیه زمین را گسترده معرفی می‌کند و از کوه‌ها و رویش «مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ» سخن می‌گوید. تعبیر «موزون» بر تناسب و اندازه دلالت دارد و تصویری از نظم موجود در نظام طبیعی ارائه می‌کند.

۱۰. اصلاح به جای افساد
«وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا»
اعراف: ۵۶
باید: رویکرد انسان نسبت به زمین بر اصلاح، آبادانی و حفظ آن استوار باشد.
نباید: پس از ایجاد آبادانی، با رفتارهای مخرب آن را به فساد بکشانیم.
توضیح: تأکید دوباره بر این آیه از آن جهت است که «إصلاح» و «إفساد» را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد. این تقابل، از بنیادی‌ترین دوگانه‌های اخلاقی قرآن در مواجهه با جهان و جامعه است.

نتیجه‌گیری
از مجموع این ده آیه، چهار اصل اساسی به دست می‌آید: زمین باید آباد شود، نه ویران؛ اصلاح باید جایگزین فساد شود؛ بهره‌برداری باید با اعتدال و پرهیز از اسراف همراه باشد؛ و انسان باید پیامدهای رفتار خود بر نظام حیات را جدی بگیرد. در میان آیات این شاخه، هود:۶۱ مهم‌ترین آیه درباره آبادانی زمین، روم:۴۱ مهم‌ترین آیه درباره ارتباط رفتار انسان با ظهور فساد در خشکی و دریا، و اعراف:۵۶ صریح‌ترین آیه درباره منع فساد در زمین است. همچنین بقره:۲۰۵ با اشاره به نابودی «حرث و نسل»، بعد بسیار مهمی از پیامدهای ویرانگر فساد را نشان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت در منطق قرآن، انسان بهره‌بردار مطلق و بی‌مسئولیت زمین نیست؛ او در برابر آبادانی و عدم تباهی آن مسئولیت دارد.