در قرآن، حفظ جان از ارزش‌های بنیادین زندگی انسانی است و کشتن ناحق، خودکشی، به خطر انداختن بی‌دلیل جان و بی‌اعتنایی به سلامت و نیازهای جسمانی، در چارچوب‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، باید در گزینش آیات دقت کرد: قرآن یک «نظام پزشکی» ارائه نمی‌کند، بلکه اصول اخلاقی و حقوقی حفاظت از حیات را بیان می‌کند؛ از جمله حرمت قتل، ضرورت حفظ جان، پرهیز از افراط و تفریط و توجه به پاکیزگی و نیازهای جسمانی.

۱. حرمت کشتن انسان بی‌گناه
«وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ»
«و جانی را که خداوند حرام کرده است جز به حق نکشید.»
اسراء: ۳۳
باید: جان انسان را محترم شمرد و از سلب حیات ناحق پرهیز کرد.
نباید: کشتن انسان را بر اساس خشم، منفعت، تعصب یا انگیزه‌های شخصی توجیه کرد.
توضیح: تعبیر «النفس التي حرم الله» نشان‌دهنده حرمت بنیادین جان است و استثنای «إلا بالحق» نیز نشان می‌دهد که آیه درباره منع قتل ناحق سخن می‌گوید.

۲. نجات یک انسان و ارزش حیات
«مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا»
«و هر کس انسانی را زنده بدارد، گویی همه مردم را زنده داشته است.»
مائده: ۳۲
باید: نجات جان انسان‌ها و جلوگیری از مرگ بی‌گناهان را از بزرگ‌ترین ارزش‌های اخلاقی دانست.
نباید: نسبت به جان انسان‌ها بی‌تفاوت بود.
توضیح: این عبارت در ادامه آیه‌ای درباره قتل نفس آمده است و قرآن با چنین تشبیهی اهمیت فوق‌العاده حفظ حیات انسانی را برجسته می‌کند.

۳. پرهیز از کشتن خویشتن
«وَلَا تَقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا»
«و خودتان را نکشید؛ زیرا خداوند همواره نسبت به شما مهربان است.»
نساء: ۲۹
باید: از اقداماتی که آگاهانه موجب نابودی جان انسان می‌شود پرهیز کرد.
نباید: جان خود یا دیگری را بی‌ارزش تلقی کرد.
توضیح: آیه به‌صراحت از قتل انفس نهی می‌کند. درباره اینکه «أنفسکم» فقط خودکشی را دربرمی‌گیرد یا قتل متقابل و آسیب‌رسانی به یکدیگر را نیز شامل می‌شود، در تفسیر بحث شده است؛ بنابراین نباید دامنه آیه را بدون توضیح محدود یا بیش از حد توسعه داد.

۴. حفظ جان در شرایط اضطراری
«فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ»
«پس هر کس ناچار شود، بدون آنکه خواهان تجاوز باشد یا از حد بگذرد، گناهی بر او نیست.»
بقره: ۱۷۳
باید: در شرایط اضطراری، ضرورت حفظ جان را در احکام و تصمیم‌های عملی لحاظ کرد.
نباید: حکم عادی را بدون توجه به وضعیت اضطراری و تهدید جدی جان اعمال کرد.
توضیح: این اصل در سیاق احکام خوراک‌های ممنوع مطرح شده است؛ قرآن در شرایط اضطرار، ممنوعیت عادی را با رعایت شرایطی برمی‌دارد. این نشان می‌دهد که حفظ حیات در وضعیت اضطراری دارای جایگاه ویژه‌ای است.

۵. پرهیز از افکندن خویش در هلاکت
«وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»
«و خود را با دست خویش به هلاکت نیفکنید.»
بقره: ۱۹۵
باید: از رفتارهای بی‌محابا و اقداماتی که انسان را بدون ضرورت در معرض نابودی قرار می‌دهد اجتناب کرد.
نباید: خطرهای جدی و قابل پیشگیری را آگاهانه نادیده گرفت.
توضیح: سیاق آیه درباره انفاق و روی‌گردانی از آن است و تفسیر دقیق آن محل بحث مفسران است؛ بنابراین استفاده از آن به‌عنوان یک قاعده عام سلامت باید با توجه به سیاق انجام شود.

۶. ضرورت حفظ جان حتی در شرایط دشوار
«وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ»
«فرزندانتان را از بیم تنگدستی نکشید؛ ما آنان و شما را روزی می‌دهیم.»
اسراء: ۳۱
باید: فقر و مشکلات اقتصادی را توجیهی برای سلب حیات انسان قرار نداد.
نباید: ارزش جان کودک را تابع وضعیت اقتصادی خانواده دانست.
توضیح: قرآن در این آیه یکی از شدیدترین اشکال خشونت علیه کودکان را رد می‌کند و حق حیات را مستقل از وضعیت اقتصادی آنان به رسمیت می‌شناسد.

۷. حرمت قتل فرزندان از ترس فقر
«وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ»
«فرزندانتان را از بیم تنگدستی نکشید؛ ما شما و آنان را روزی می‌دهیم.»
انعام: ۱۵۱
باید: حق حیات فرزند را بر محاسبات اقتصادی مقدم دانست.
نباید: تنگدستی را مجوز نابودی جان انسان قرار داد.
توضیح: تفاوت ظریف این آیه با اسراء:۳۱ قابل توجه است؛ در اینجا فقر موجود و در آیه اسراء ترس از فقر آینده در سیاق آیه مطرح شده است. هر دو آیه بر حرمت قتل فرزندان تأکید می‌کنند.

۸. حرمت قتل عمد و مسئولیت سنگین آن
«وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا»
«و هر کس مؤمنی را عمداً بکشد، کیفرش دوزخ است ... و خدا بر او خشم گرفته و او را لعنت کرده و برایش عذابی بزرگ آماده ساخته است.»
نساء: ۹۳
باید: قتل عمد را از شدیدترین تعرض‌ها به حیات انسانی بدانیم.
نباید: قتل عمد را با توجیه‌های شخصی، قبیله‌ای یا منفعت‌طلبانه کوچک بشماریم.
توضیح: شدت تعبیرات این آیه نشان می‌دهد که سلب عمدی حیات از منظر قرآن دارای پیامد اخلاقی و اخروی بسیار سنگینی است.

۹. رعایت نیازهای جسمانی در کنار عبادت
«وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا»
«بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید.»
اعراف: ۳۱
باید: نیازهای طبیعی بدن را به رسمیت شناخت و در تأمین آنها اعتدال داشت.
نباید: سلامت جسم را با پرخوری، مصرف افراطی و رفتارهای زیان‌بار به خطر انداخت.
توضیح: قرآن در اینجا اصل تغذیه همراه با اعتدال را بیان می‌کند. این آیه به‌تنهایی یک دستور پزشکی نیست، اما در اخلاق سلامت، اصل مهمی درباره پرهیز از افراط در مصرف ارائه می‌دهد.

۱۰. اهمیت پاکیزگی
«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ»
«همانا خداوند توبه‌کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد.»
بقره: ۲۲۲
باید: پاکیزگی و رعایت طهارت را بخشی از زندگی سالم و مسئولانه دانست.
نباید: نظافت و پاکیزگی را امری بی‌اهمیت تلقی کرد.
توضیح: آیه در سیاق احکام طهارت و مسائل جنسی آمده است و «المتطهرین» را می‌توان در چارچوب همان سیاق فهم کرد. از آن می‌توان اصل اهمیت طهارت و پاکیزگی را استخراج کرد، اما نباید ادعا کرد که آیه مستقیماً درباره علم بهداشت مدرن سخن می‌گوید.

جمع‌بندی
منظومه قرآنی حفظ جان و سلامت بر چند اصل اساسی استوار است: حرمت سلب ناحق حیات، ارزش والای نجات انسان، منع قتل خویشتن و دیگران، حمایت از جان کودکان، توجه به وضعیت اضطراری، پرهیز از به‌خطر انداختن بی‌دلیل جان، رعایت اعتدال در خوردن و آشامیدن و اهمیت پاکیزگی.
نکته مهم در این شاخه آن است که قرآن «سلامت» را صرفاً به معنای پزشکی مدرن مطرح نمی‌کند؛ بلکه ابتدا یک اخلاق حیات می‌سازد: جان انسان ارزشمند است و هیچ منفعت اقتصادی، خشم، تعصب یا عادت اجتماعی نمی‌تواند به‌سادگی مجوز نابودی آن باشد.