ربا در قرآن صرفاً یک مسئله فردی یا مالی نیست؛ بلکه با عدالت اقتصادی، بدهی، فقر، قدرت و بهره‌کشی از نیاز دیگران ارتباط دارد. قرآن از یک سو اصل مالکیت و تجارت را به رسمیت می‌شناسد و از سوی دیگر، ربا را به‌صراحت از معامله مشروع جدا می‌کند. در منطق قرآن، سرمایه نباید از طریق ایجاد فشار فزاینده بر بدهکار، قدرت اقتصادی خود را بر انسان نیازمند تحمیل کند؛ در مقابل، بخشش، مهلت دادن به بدهکار و ترک ربا از مسیرهای مطلوب برای اصلاح مناسبات مالی معرفی شده‌اند.

۱. حرمت صریح ربا
«وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا»
«خداوند خریدوفروش را حلال و ربا را حرام کرده است.»
بقره: ۲۷۵
باید: میان تجارت مشروع و ربا تفاوت گذاشت و درآمد مالی را در چارچوب معاملات مشروع به دست آورد.
نباید: سود ربوی را همانند سود حاصل از خریدوفروش مشروع تلقی کرد.
توضیح: قرآن در این آیه به‌صراحت ادعای یکسان بودن بیع و ربا را رد می‌کند و میان این دو تمایز اساسی می‌گذارد.

۲. ترک ربا
«وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ»
«اگر مؤمنید، آنچه از ربا باقی مانده است واگذارید.»
بقره: ۲۷۸
باید: تعهدات و درآمدهای ربوی را کنار گذاشت و از ادامه ساختار ربوی پرهیز کرد.
نباید: پس از آگاهی از حرمت ربا، همچنان بر دریافت زیاده ربوی اصرار کرد.
توضیح: فرمان قرآن تنها به خودداری از ایجاد قرارداد جدید محدود نیست؛ بلکه بر ترک آنچه از ربا باقی مانده نیز تأکید می‌کند.

۳. پرهیز از چندبرابر کردن بدهی
«لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً»
«ربا را که چند برابر و چندین برابر می‌شود، نخورید.»
آل‌عمران: ۱۳۰
باید: در روابط بدهی، از ساختاری که بدهی را به‌صورت فزاینده بر دوش بدهکار سنگین می‌کند پرهیز کرد.
نباید: نیاز مالی انسان را به وسیله‌ای برای افزایش تصاعدی بدهی و ثروت‌اندوزی تبدیل کرد.
توضیح: این آیه در سیاق خود از «ربای مضاعف» نهی می‌کند و نشان‌دهنده شدت برخورد قرآن با سازوکارهای ربوی است.

۴. پرهیز از افزایش ثروت از راه ربا
«وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ»
«و آنچه به عنوان ربا می‌دهید تا در اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نمی‌یابد.»
روم: ۳۹
باید: رشد ثروت را از مسیرهای مشروع و همراه با ارزش‌آفرینی دنبال کرد.
نباید: افزایش دارایی را صرفاً از طریق گرفتن زیاده از اموال دیگران دنبال کرد.
توضیح: قرآن میان افزایش ظاهری ثروت و رشد اقتصادی مورد تأیید الهی تفاوت می‌گذارد؛ هر افزایشی از نظر قرآن الزاماً ارزشمند نیست.

۵. بازگرداندن اصل سرمایه
«فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ»
«پس اصل سرمایه‌هایتان برای شماست؛ نه ستم می‌کنید و نه بر شما ستم می‌شود.»
بقره: ۲۷۹
باید: در تسویه بدهی، اصل سرمایه و حقوق مشروع طرفین را رعایت کرد.
نباید: طلبکار را با زیاده‌خواهی ربوی به ظلم بر بدهکار واداشت، یا حق مشروع طلبکار را نیز نادیده گرفت.
توضیح: این آیه معیار مهمی ارائه می‌کند: نه طلبکار باید مورد ظلم قرار گیرد و نه بدهکار؛ و در ساختار مورد بحث، اصل سرمایه برای طلبکار باقی می‌ماند.

۶. مهلت دادن به بدهکار ناتوان
«وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيْسَرَةٍ»
«و اگر بدهکار تنگدست باشد، پس تا هنگام گشایش به او مهلت دهید.»
بقره: ۲۸۰
باید: به بدهکار ناتوان تا زمان توانایی پرداخت مهلت داد.
نباید: فقر و ناتوانی مالی بدهکار را وسیله‌ای برای فشار بیشتر و تشدید بدهی قرار داد.
توضیح: این آیه یکی از روشن‌ترین مبانی قرآنی برای جلوگیری از استثمار فرد بدهکار به دلیل نیاز مالی است.

۷. بخشیدن بدهی در صورت امکان
«وَأَن تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ»
«و اگر ببخشید، برای شما بهتر است، اگر بدانید.»
بقره: ۲۸۰
باید: در صورت امکان، بخشش تمام یا بخشی از بدهی فرد ناتوان را بر استمرار فشار مالی ترجیح داد.
نباید: بخشش بدهی را با اجبار و بدون توجه به حق مشروع طلبکار مطرح کرد.
توضیح: قرآن ابتدا حق طلبکار را به رسمیت می‌شناسد، اما بخشش بدهی را مرتبه‌ای برتر از صرفاً مهلت دادن معرفی می‌کند.

۸. پرهیز از استثمار نیاز مالی
«لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ»
«نه ستم می‌کنید و نه بر شما ستم می‌شود.»
بقره: ۲۷۹
باید: روابط مالی را به‌گونه‌ای تنظیم کرد که قدرت اقتصادی یک طرف موجب تضییع حق طرف دیگر نشود.
نباید: نیاز، فقر یا اضطرار مالی انسان را وسیله‌ای برای تحمیل شرایط ناعادلانه قرار داد.
توضیح: این عبارت، یکی از فشرده‌ترین معیارهای اخلاق اقتصادی قرآن است: حفظ حق دو طرف و جلوگیری از رابطه مالی مبتنی بر ظلم.

۹. پرهیز از تصاحب ناعادلانه اموال
«وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ»
«اموال یکدیگر را در میان خود به ناروا نخورید.»
بقره: ۱۸۸
باید: کسب و افزایش ثروت را بر پایه معامله مشروع و رضایت طرفین قرار داد.
نباید: از فریب، قدرت اقتصادی یا موقعیت برتر برای تصاحب ناعادلانه اموال دیگران استفاده کرد.
توضیح: استثمار اقتصادی در معنای گسترده، با اصل قرآنی منع «اکل مال به باطل» ناسازگار است؛ زیرا ثروت نباید از مسیر تضییع حق دیگری افزایش یابد.

۱۰. جایگزین کردن تجارت مشروع با ربا
«وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ»
«و اگر توبه کنید، اصل سرمایه‌هایتان برای شماست؛ نه ستم می‌کنید و نه بر شما ستم می‌شود.»
بقره: ۲۷۹
باید: سرمایه را در فعالیت‌های اقتصادی مشروع، مولد و عادلانه به کار گرفت.
نباید: درآمدزایی از نیاز و بدهکاری دیگران را جایگزین فعالیت اقتصادی واقعی و ارزش‌آفرین کرد.
توضیح: جمع‌بندی آیات ربا نشان می‌دهد که قرآن اصل سرمایه را نفی نمی‌کند؛ بلکه سازوکاری را که در آن افزایش ثروت از طریق زیاده‌خواهی بر بدهی شکل می‌گیرد، مردود می‌داند و بر حفظ اصل سرمایه بدون ظلم تأکید می‌کند.