در قرآن، میل و خواهش به‌خودی‌خود شرّ نیست؛ انسان با نیازها و گرایش‌های طبیعی آفریده شده است. مسئله زمانی آغاز می‌شود که هوا و هوس جای هدایت الهی، عقل و معیار اخلاقی را بگیرد. ازاین‌رو مهار خواهش‌ها به معنای نابودی میل‌های انسانی نیست، بلکه یعنی انسان بتواند میان خواسته، انتخاب و عمل فاصله بگذارد و هر میل درونی را بدون ارزیابی دنبال نکند. این شاخه بر هواپرستی، کنترل امیال، مقاومت در برابر وسوسه، مهار شهوت و ترجیح حق بر خواسته شخصی تمرکز دارد.

۱. قرار ندادن هوس در جایگاه معبود
«أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ»
«آیا دیدی کسی را که هوای نفس خود را معبود خویش گرفته است؟»
جاثیه: ۲۳
باید: خواسته‌های شخصی را زیرمجموعه حق، عقل و هدایت الهی قرار داد.
نباید: میل شخصی را معیار نهایی تشخیص درست و نادرست قرار داد.
توضیح: قرآن در شدیدترین بیان، پیروی مطلق از هوا را به «معبود گرفتن» آن تشبیه می‌کند؛ یعنی زمانی که خواست شخصی عملاً جای معیارهای بالاتر را می‌گیرد.

۲. ترجیح حق بر خواهش شخصی
«وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ»
«و از هوا پیروی مکن که تو را از راه خدا گمراه می‌کند.»
ص: ۲۶
باید: هنگام تعارض میان خواسته شخصی و حق، حق را مقدم داشت.
نباید: برای رسیدن به خواسته خود، معیارهای الهی و اخلاقی را کنار گذاشت.
توضیح: مشکل هوا در قرآن صرف وجود میل نیست؛ «پیروی» از آن است. انسان ممکن است خواسته‌ای داشته باشد، اما وظیفه او این نیست که هر خواسته‌ای را به عمل تبدیل کند.

۳. مهار خواهش جنسی
«وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ»
«و آنان که دامان خویش را حفظ می‌کنند.»
مؤمنون: ۵
باید: میل جنسی را در چارچوب عفاف و حدود الهی مدیریت کرد.
نباید: خواهش جنسی را بدون ضابطه اخلاقی و شرعی دنبال کرد.
توضیح: قرآن حفظ عفت جنسی را از ویژگی‌های مؤمنان معرفی می‌کند. مهار شهوت در این نگاه، بخشی از خودکنترلی و سلامت اخلاقی انسان است.

۴. کنترل نگاه به‌عنوان مرحله نخست مهار شهوت
«قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ»
«به مردان مؤمن بگو چشم‌های خود را فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند.»
نور: ۳۰
باید: نگاه و محرک‌های مؤثر بر رفتار جنسی را مدیریت کرد.
نباید: عمداً خود را در معرض محرک‌هایی قرار داد که مهار خواهش جنسی را دشوار می‌کنند.
توضیح: تقدم «غضّ بصر» بر «حفظ فرج» در آیه قابل توجه است؛ قرآن یکی از راه‌های پیشگیری را کنترل ورودی‌های حسی و نگاه معرفی می‌کند.

۵. مقاومت در برابر وسوسه شیطان
«إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ»
«همانا کسانی که تقوا دارند، هنگامی که وسوسه‌ای از شیطان به آنان برسد، یاد خدا می‌کنند و ناگهان بینا می‌شوند.»
اعراف: ۲۰۱
باید: هنگام شکل‌گیری وسوسه، آگاهانه متوقف شد و پیش از عمل، مسیر درست را بازشناخت.
نباید: وسوسه را بدون مقاومت دنبال کرد تا به تصمیم و رفتار تبدیل شود.
توضیح: قرآن برای مقابله با وسوسه، «تذکر» و بازگشت به آگاهی را مطرح می‌کند. فاصله انداختن میان وسوسه و عمل، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های مهار نفس است.

۶. مهار خشم
«وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ»
«و آنان که خشم خود را فرو می‌برند و از مردم درمی‌گذرند.»
آل‌عمران: ۱۳۴
باید: در هنگام خشم، اختیار رفتار خود را حفظ کرد.
نباید: خشم لحظه‌ای را به پرخاش، انتقام یا ظلم تبدیل کرد.
توضیح: خشم یکی از نیرومندترین حالات هیجانی انسان است. قرآن فروبردن آن را از صفات نیکوکاران می‌شمارد؛ یعنی شدت احساس، مجوز رفتار نادرست نیست.

۷. کنترل میل به انتقام
«وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»
«و هر کس شکیبایی کند و ببخشد، بی‌گمان این از کارهای استوار است.»
شوری: ۴۳
باید: در برابر آسیب دیگران، امکان صبر و گذشت را بر واکنش انتقام‌جویانه ترجیح داد.
نباید: میل به انتقام را به تصمیمی کور و خارج از عدالت تبدیل کرد.
توضیح: قرآن صبر و گذشت را نشانه استواری می‌داند. البته این آیه به معنای نفی مطلق حق دادخواهی نیست؛ بلکه بر ارزش اخلاقی مهار میل به انتقام تأکید دارد.

۸. مهار میل به زیاده‌خواهی
«وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»
«و دیدگان خود را به آنچه گروه‌هایی از آنان را از آن بهره‌مند کرده‌ایم، یعنی شکوفه زندگی دنیا، مدوز.»
طه: ۱۳۱
باید: خواسته‌های مادی را مدیریت و داشته‌های خود را واقع‌بینانه ارزیابی کرد.
نباید: زندگی خود را دائماً با برخورداری دیگران مقایسه و میل به بیشتر داشتن را بی‌نهایت کرد.
توضیح: قرآن در این آیه به کنترل نگاه مقایسه‌گر و میل فزاینده به برخورداری‌های دیگران توجه می‌دهد. این اصل با قناعت و استقلال روانی ارتباط مستقیم دارد.

۹. مقدم داشتن خواسته الهی بر خواسته شخصی
«وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ»
«و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و پیامبرش درباره کاری حکم کردند، برای آنان در کارشان اختیاری باشد.»
احزاب: ۳۶
باید: در احکام و تکالیف قطعی الهی، خواسته شخصی را تابع فرمان خدا کرد.
نباید: میل شخصی را در برابر حکم روشن الهی معیار نهایی قرار داد.
توضیح: آیه درباره حوزه‌ای است که حکم خدا و رسول به‌طور مشخص بیان شده است. در چنین مواردی، ایمان اقتضا می‌کند انسان خواست شخصی خود را بر حکم الهی مقدم نکند.

۱۰. مهار نفس در برابر خواهش و رسیدن به رستگاری
«وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ ۝ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ»
«و نفس را از هوس بازداشت؛ پس بی‌گمان بهشت جایگاه اوست.»
نازعات: ۴۰–۴۱
باید: در برابر خواهش‌هایی که انسان را از حق و مسئولیت دور می‌کنند، قدرت نه گفتن داشته باشد.
نباید: هر میل نفسانی را بدون سنجش به خواسته و سپس به عمل تبدیل کرد.
توضیح: این آیه جمع‌بندی روشنی از این شاخه ارائه می‌کند: داشتن میل با پیروی از میل یکی نیست. انسان زمانی به رشد اخلاقی می‌رسد که بتواند در برابر هوسِ ناسازگار با حق ایستادگی کند.