نکات اخلاقی جزء بیستوهفتم قرآن
جزء بیستوهفتم قرآن کریم، که از آیهٔ ۳۱ سورهٔ مبارکهٔ «ذاریات» آغاز میشود و تا آیهٔ ۲۹ سورهٔ «حدید» ادامه مییابد، بخشی از سورههای «ذاریات»، «طور»، «نجم»، «قمر»، «الرحمن»، «واقعه» و «حدید» را در بر میگیرد. این سورهها، با زبانی تأملبرانگیز و تصاویری بدیع، انسان را به تأمل در آفرینش، نظم شگفتانگیز جهان، و سرانجامِ نیکوکاران و بدکاران فرامیخوانند و در عین حال، اصولی بنیادین برای زیستنِ اخلاقی ارائه میدهند. از تأکید بر «تقوا» و «استغفار» بهعنوان کلیدهای رستگاری، تا پرهیز از غفلت، حرص، تکبر و فخر فروشی، و از توصیه به انفاق و احسان، تا تأمل در نعمتهای بیکران الهی. این آموزهها، با نگاهی همزمان به «معاد» و «حیات دنیوی»، مسیرِ انسانِ مؤمن را در میانِ وسوسههای دنیا و فرصتهای آخرت روشن میسازند. در ادامه، گزیدهای از آموزههای اخلاقی این جزء را با آیات، ترجمه و توضیحی مختصر مرور میکنیم تا دریچهای باشد به سوی تدبری عمیقتر در این آیات نورانی.
۱. در گفتوگوی پنهانی، گناه و تجاوز نکن
فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ (مجادله: ۹)
پس در گفتوگوی پنهانی درباره گناه و تجاوز و نافرمانی از پیامبر با یکدیگر نجوا نکنید.
قرآن حتی گفتوگوی خصوصی را از نظر اخلاقی بیضابطه نمیداند. گفتوگوهای محرمانه نباید وسیله توطئه، تخریب شخصیت، هماهنگی برای ظلم، شایعهسازی یا آسیبزدن به دیگران شود. در زندگی امروز، این اصل درباره گروههای خصوصی پیامرسانها، جلسات غیرعلنی و گفتوگوهای پشتسر دیگران نیز مصداق دارد.
۲. گفتوگوی خصوصی را در مسیر نیکی و تقوا قرار بده
وَتَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ (مجادله: ۹)
و با یکدیگر درباره نیکی و تقوا نجوا کنید.
قرآن فقط نهی نمیکند، بلکه جایگزین اخلاقی هم ارائه میدهد. ارتباط خصوصی باید بتواند برای حل مشکل، کمک به انسان، مشورت درست، حفظ آبروی افراد یا انجام کار خیر به کار رود؛ نه اینکه صرفاً به حذف دیگران و شکلدادن به فضای ناسالم تبدیل شود.
۳. در گفتوگوهای خود تقوای الهی را رعایت کن
وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (مجادله: ۹)
و از خدایی پروا کنید که به سوی او گردآورده میشوید.
تقوا در ارتباطات یعنی انسان حتی در جایی که دیگران حضور ندارند، خود را مجاز به هر سخن و رفتاری نداند. اخلاق واقعی زمانی آشکار میشود که نظارت اجتماعی وجود نداشته باشد.
۴. در برابر سخنان آزاردهنده و رفتارهای آسیبزا، به خدا توکل کن
وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (مجادله: ۱۰)
و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.
توکل در این سیاق به معنای آن است که انسان در برابر نگرانی و فشار ناشی از رفتار دیگران، تعادل خود را از دست ندهد. توکل جایگزین تدبیر نیست؛ بلکه مانع فروپاشی روانی و اخلاقی انسان در شرایط فشار میشود.
۵. برای دیگران در مجالس جا باز کن
إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا (مجادله: ۱۱)
هنگامی که به شما گفته میشود در مجالس جا باز کنید، جا باز کنید.
این دستور نمونهای روشن از اخلاق اجتماعی در کوچکترین رفتارهای روزمره است. حق نشستن، حضور و مشارکت دیگران را به دلیل خودخواهی، جایگاه اجتماعی یا احساس مالکیت بر فضا محدود نکنیم. این اصل در کلاس، جلسه کاری، مهمانی، صف و فضای عمومی کاملاً کاربردی است.
۶. از خدا پروا کن و مراقب آینده اخلاقی خود باش
اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ (حشر: ۱۸)
از خدا پروا کنید و هر کس بنگرد برای فردای خود چه پیش فرستاده است.
این آیه یکی از صریحترین دستورهای قرآن به خودارزیابی اخلاقی است. انسان باید رفتار گذشته و تصمیمهای امروز خود را بررسی کند و ببیند چه چیزی برای آینده معنوی و انسانی خویش فراهم کرده است. در زندگی امروز، این یعنی بازبینی عادتها، روابط، مصرف، کار، مسئولیتها و آسیبهایی که ممکن است به دیگران زده باشیم.
۷. خدا را فراموش نکن تا خودت را فراموش نکنی
وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ (حشر: ۱۹)
مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنان را از خودشان غافل ساخت.
فراموشی خدا در اینجا با فراموشی حقیقت و مسئولیت خویش همراه معرفی شده است؛ یعنی انسان ممکن است آنقدر درگیر منفعت، شهرت، رقابت و لذت شود که از هویت و مقصد واقعی زندگی خود غافل بماند.
۸. با کسانی که با شما نجنگیدهاند نیکی و عدالت کنید
أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ (ممتحنه: ۸)
با آنان نیکی کنید و با آنان به عدالت رفتار کنید.
این آیه یکی از مهمترین قواعد اخلاق اجتماعی قرآن است: صرفِ تفاوت عقیده، مجوز بدرفتاری نیست. درباره کسانی که با مسلمانان به سبب دین نجنگیده و آنان را از خانههایشان بیرون نکردهاند، قرآن «برّ» و «قسط» را توصیه میکند؛ یعنی نیکوکاری و عدالت. این اصل در روابط همسایگی، شهروندی، همکاری و تعامل با پیروان ادیان و عقاید دیگر کاربرد جدی دارد.
۹. با کسانی که با شما جنگیدهاند، همپیمانیِ حمایتگرانه نکن
أَن تَوَلَّوْهُمْ (ممتحنه: ۹)
که آنان را به دوستی و ولایت بگیرید.
نهی آیه ناظر به کسانی است که در دین با مسلمانان جنگیده، آنان را از خانههایشان بیرون کرده یا در این کار همکاری کردهاند. بنابراین نباید این حکم را به معنای منع هرگونه رفتار انسانی با مخالف تفسیر کرد؛ موضوع آیه، همپیمانی و حمایت سیاسی از نیروی متجاوز است.
۱۰. از خیانت و تجاوز به امانت بپرهیز
وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ (ممتحنه: ۱۲)
و در کار پسندیده از تو نافرمانی نکنند.
این عبارت در پیمان بیعت زنان آمده است و «معروف» را معیار اطاعت قرار میدهد؛ بنابراین اطاعت اخلاقی در قرآن مطلق و بیقید نیست، بلکه در چارچوب امر شناختهشده و درست معنا دارد.
۱۱. در زندگی اجتماعی، چیزی را برخلاف حق به دیگری نسبت نده
وَلَا يَفْتَرِينَ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ بُهْتَانٍ (ممتحنه: ۱۲)
و بهتان و افترا نزنند.
این فرمان مستقیماً اخلاق گفتار و آبروی انسانها را هدف میگیرد. نسبتدادن دروغین رفتار، جرم، رابطه یا عیب به دیگران، چه در فضای واقعی و چه در شبکههای اجتماعی، از مصادیق روشن بهتان است.
۱۲. دزدی نکن
وَلَا يَسْرِقْنَ (ممتحنه: ۱۲)
و دزدی نکنند.
فرمانی صریح درباره حرمت تعرض به مال دیگران است. در زندگی امروز، این اصل فقط درباره برداشتن مال فیزیکی نیست؛ دسترسی غیرمجاز به حسابها، سرقت اطلاعات، استفاده بدون اجازه از دارایی فکری و تصاحب حق مالی دیگران نیز با اصل امانتداری ناسازگار است.
۱۳. زنا نکن
وَلَا يَزْنِينَ (ممتحنه: ۱۲)
و زنا نکنند.
این فرمان مستقیماً ناظر به حفظ عفت جنسی و مرزهای اخلاقی خانواده است. در چارچوب این مجموعه، نکته اخلاقی آن حفظ تعهد جنسی و جلوگیری از آسیب به بنیان خانواده و کرامت انسان است.
۱۴. فرزندان را نکش
وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ (ممتحنه: ۱۲)
و فرزندان خود را نکشند.
فرمانی روشن درباره حرمت جان انسان، بهویژه کودک است. ارزش اخلاقی آن فراتر از یک حکم تاریخی است: کودک نباید قربانی فقر، خشم، تعصب، اختلاف خانوادگی یا تصمیمهای خودخواهانه بزرگسالان شود.
۱۵. پس از پایان نماز، برای کسب روزی و آبادانی زندگی تلاش کن
فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ (جمعه: ۱۰)
هنگامی که نماز پایان یافت، در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بجویید.
قرآن میان عبادت و فعالیت اقتصادی تقابل ایجاد نمیکند. انسان مؤمن پس از انجام مسئولیت عبادی، به کار، تولید، کسب روزی و فعالیت اجتماعی بازمیگردد. بنابراین اخلاق دینی به معنای ترک دنیا نیست، بلکه تنظیم درست اولویتهاست.
۱۶. اموال و فرزندان را وسیله غفلت از خدا قرار نده
لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ (منافقون: ۹)
اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکنند.
قرآن خانواده و ثروت را مذموم نمیکند؛ هشدار درباره زمانی است که آنها چنان ذهن و زندگی انسان را اشغال کنند که مسئولیتهای اخلاقی و معنوی فراموش شود. در زندگی امروز، غرقشدن در کار، مصرف، رفاه یا حتی نگرانی افراطی برای فرزندان میتواند چنین وضعی ایجاد کند.
۱۷. پیش از رسیدن مرگ، از آنچه به تو روزی داده شده انفاق کن
وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ (منافقون: ۱۰)
و از آنچه روزی شما کردهایم پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد، انفاق کنید.
قرآن تأکید میکند کار خیر را به آینده نامعلوم موکول نکنیم. انفاق فقط بخشیدن پول نیست؛ کمک به نیازمند، حمایت از درمان، آموزش، رفع گرفتاری و اختصاص بخشی از امکانات برای خیر عمومی نیز در همین منطق قرار میگیرد.
۱۸. به خدا توکل کن
وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (تغابن: ۱۳)
و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند.
توکل یعنی پس از انجام وظیفه و استفاده از اسباب، نتیجه را مطلقاً در اختیار خود ندانیم. این نگاه از اضطراب، خودبزرگبینی و احساس کنترل مطلق بر جهان جلوگیری میکند.
۱۹. اگر خطای اعضای خانواده قابل گذشت است، عفو و گذشت کن
فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا (تغابن: ۱۴)
از آنان برحذر باشید و اگر ببخشید و چشمپوشی کنید و درگذرید، [بدانید که...]
قرآن همزمان دو اصل را مطرح میکند: هوشیاری و گذشت. بخشش به معنای نادیدهگرفتن خطر یا اجازه دادن به تکرار ظلم نیست؛ یعنی در مواردی که امکان اصلاح وجود دارد، کینه را به اصل حاکم بر رابطه تبدیل نکنیم.
۲۰. بشنو، اطاعت کن و انفاق کن
وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنفِقُوا خَيْرًا لِّأَنفُسِكُمْ (تغابن: ۱۶)
بشنوید و اطاعت کنید و انفاق کنید که برای خود شما بهتر است.
سه رفتار کنار هم آمده است: آمادگی برای شنیدن حق، پذیرش مسئولیت و بخشندگی. از منظر اخلاقی، انسانی که فقط سخن میگوید اما نمیشنود و عمل نمیکند، امکان اصلاح واقعی ندارد.
۲۱. در انفاق، با بخل و خودخواهی مبارزه کن
وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (تغابن: ۱۶)
و کسانی که از بخل نفس خویش محفوظ بمانند، آنان رستگاراناند.
اصل اخلاقی این آیه مبارزه با خودخواهی و بخل است.
۲۲. به خدا وام نیکو بده؛ یعنی در راه خیر ببخش
إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا (تغابن: ۱۷)
اگر به خدا وامی نیکو دهید...
«قرض حسن» در اینجا تعبیر قرآنی برای بخشش و هزینهکردن در راه خیر است. انسان باید بخشی از امکانات خود را از دایره منفعت شخصی خارج کند و برای خیر دیگران اختصاص دهد.
۲۳. هنگام طلاق، زن را در زمان مناسب و مطابق ضوابط جدا کن
فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ (طلاق: ۱)
آنان را در زمان مناسبِ عده طلاق دهید و مدت عده را به دقت حساب کنید.
این حکم نمونه روشنی از اخلاق حقوقی در خانواده است: حتی هنگام فروپاشی زندگی مشترک نیز نباید حقوق طرف مقابل، نظم حقوقی و پیامدهای تصمیم نادیده گرفته شود. طلاق نباید تصمیمی هیجانی و بیضابطه باشد.
۲۴. در زمان جدایی، تقوا را رعایت کن و زن را از خانه بیرون نکن
وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ (طلاق: ۱)
از خدا، پروردگارتان، پروا کنید و آنان را از خانههایشان بیرون نکنید.
حتی در شرایط طلاق، انتقامگیری و آزار نباید جای رعایت حق را بگیرد. قرآن برای زن مطلقه در دوران عده حقوق و حریم مشخصی قائل میشود.
۲۵. یا با همسر به نیکی زندگی را ادامه بده یا با نیکی جدا شو
فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ (طلاق: ۲)
یا آنان را به شایستگی نگاه دارید یا به شایستگی از آنان جدا شوید.
حتی جدایی نباید به میدان تحقیر، تهدید، افشاگری و انتقام تبدیل شود. «معروف» یعنی رفتاری که از نظر عقل، شرع و عرف سالم، محترمانه و منصفانه باشد. این اصل برای طلاق امروز نیز بسیار کاربردی است: حفظ آبرو، رعایت حقوق مالی، پرهیز از آزار روانی و توجه به فرزندان.
۲۶. برای مسائل حقوقی و خانوادگی، شاهدان عادل بگیرید
وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ (طلاق: ۲)
دو تن از افراد عادل خود را گواه بگیرید و گواهی را برای خدا برپا دارید.
این دستور، اخلاق حقوقی را بر شهادت عادلانه و مستندکردن تعهدات استوار میکند. گواه نباید به دلیل دوستی، خویشاوندی، پول یا فشار اجتماعی حقیقت را تغییر دهد.
۲۷. زن مطلقه را در حد توان مالی خود مسکن بده و به او آسیب نزن
أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُم مِّن وُجْدِكُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ (طلاق: ۶)
آنان را در همان جایی که خود سکونت دارید و در حد توانتان سکونت دهید و برای تنگکردن بر آنان آزارشان ندهید.
این آیه از صریحترین نمونههای اخلاق در هنگام تعارض و جدایی است. حتی وقتی رابطه زوجیت پایان یافته، حق امنیت، مسکن و کرامت طرف مقابل از بین نمیرود. آزار عمدی برای وادارکردن طرف مقابل به ترک حق خود، رفتاری غیراخلاقی است.
۲۸. در صورت بارداری، هزینههای زن را تا زمان زایمان بپرداز
وَإِن كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّىٰ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ (طلاق: ۶)
و اگر باردار باشند، تا زمانی که وضع حمل کنند هزینه آنان را بپردازید.
مسئولیت مالی در شرایط آسیبپذیری زن و کودک، حتی پس از طلاق، ادامه دارد. این حکم نشان میدهد پایان رابطه زوجیت به معنای پایان مسئولیت انسانی و حقوقی نیست.
۲۹. اگر زن فرزند را شیر داد، دستمزد او را بپرداز
فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ (طلاق: ۶)
پس اگر برای شما شیر دادند، مزدشان را به آنان بدهید.
این فرمان بر حق مالی زن در برابر کاری که انجام میدهد تأکید دارد. کار مراقبتی و شیردهی نباید بیارزش تلقی شود یا حق اقتصادی زن نادیده گرفته شود.
۳۰. در مسائل مربوط به فرزند، با یکدیگر به نیکی و توافق رفتار کنید
وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍ (طلاق: ۶)
و میان خود با شایستگی و نیکی مشورت و توافق کنید.
پس از جدایی، اختلاف زن و شوهر نباید به ابزاری برای آسیبزدن به کودک تبدیل شود. تصمیم درباره حضانت، شیردهی، هزینهها و تربیت باید بر اساس مصلحت کودک و رفتار منصفانه باشد، نه انتقام از همسر سابق.
۳۱. هرکس توان مالی بیشتری دارد، متناسب با توانش هزینه کند
لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ (طلاق: ۷)
توانگر باید از گشایش و توان خود هزینه کند.
قرآن در مسئولیت مالی، عدالت را با تفاوت توانایی اقتصادی جمع میکند. کسی که درآمد و امکانات بیشتری دارد، نباید مسئولیت خود را به حداقل ممکن تقلیل دهد. در عین حال، از فرد کمتوان نیز بیش از ظرفیتش مطالبه نمیشود.
۳۲. هرکس روزیاش محدود است، متناسب با آنچه خدا به او داده هزینه کند
وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ (طلاق: ۷)
و کسی که روزیاش تنگ شده است، از آنچه خدا به او داده هزینه کند.
مسئولیت مالی باید متناسب با استطاعت واقعی باشد. این اصل از یک سو مانع فرار افراد توانگر از مسئولیت و از سوی دیگر مانع تحمیل تکلیف خارج از توان بر افراد کمبرخوردار میشود.
۳۳. خانواده خود را از سقوط اخلاقی و عذاب حفظ کن
قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا (تحریم: ۶)
خود و خانوادهتان را از آتشی حفظ کنید.
مسئولیت اخلاقی انسان فقط درباره خودش نیست. والدین و سرپرستان خانواده باید در تربیت، آموزش، فضای اخلاقی خانه و مراقبت از رفتار اعضای خانواده مسئولانه عمل کنند. این به معنای کنترل افراطی نیست؛ بلکه یعنی خانواده را نسبت به ارزشها، مسئولیت و پیامد رفتارها بیتفاوت رها نکنیم.
نتیجهگیری
مجموع آموزههای اخلاقیِ مرور شده از جزء بیستوهفتم قرآن، تصویر جامعی از یک نظام اخلاقیِ متعالی به دست میدهد که بر محور «تقوا و خودسازی»، «شکرگزاری و توجه به نعمتهای الهی»، «انفاق و عدالت اقتصادی»، «توکل و صبر در برابر سختیها»، و «آیندهنگری و آمادگی برای معاد» استوار است. این آموزهها نشان میدهند که انسانِ مؤمن، در این جهانِ پرآشوب، نهتنها باید به دنبالِ تأمینِ نیازهایِ مادی و معنویِ خویش باشد، بلکه باید با «ایمان و عملِ صالح»، «صبر و استقامت»، «انفاق و احسان»، و «یادِ دائمیِ خدا»، خود را برایِ جهانی دیگر آماده سازد. در یک کلام، این جزء به ما میآموزد که اخلاق قرآنی، اخلاقِ «حرکتِ آگاهانه در مسیرِ حق» است؛ حرکتی که در آن، انسان با «تزکیهٔ نفس»، «شکرِ نعمت»، «انفاقِ مال» و «توکل بر خدا»، همزمان به «فلاحِ دنیوی» و «فوزِ اخروی» دست مییابد و در برابرِ وسوسههایِ دنیا و غفلت از یاد خدا، هشیار و پایدار میماند؛ و این، پیامی است که برای انسانِ امروز، که در گردابِ مادیگرایی و بیمعنایی دست و پا میزند، نجاتبخش و امیدآفرین است.
۱. در گفتوگوی پنهانی، گناه و تجاوز نکن
فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ (مجادله: ۹)
پس در گفتوگوی پنهانی درباره گناه و تجاوز و نافرمانی از پیامبر با یکدیگر نجوا نکنید.
قرآن حتی گفتوگوی خصوصی را از نظر اخلاقی بیضابطه نمیداند. گفتوگوهای محرمانه نباید وسیله توطئه، تخریب شخصیت، هماهنگی برای ظلم، شایعهسازی یا آسیبزدن به دیگران شود. در زندگی امروز، این اصل درباره گروههای خصوصی پیامرسانها، جلسات غیرعلنی و گفتوگوهای پشتسر دیگران نیز مصداق دارد.
۲. گفتوگوی خصوصی را در مسیر نیکی و تقوا قرار بده
وَتَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ (مجادله: ۹)
و با یکدیگر درباره نیکی و تقوا نجوا کنید.
قرآن فقط نهی نمیکند، بلکه جایگزین اخلاقی هم ارائه میدهد. ارتباط خصوصی باید بتواند برای حل مشکل، کمک به انسان، مشورت درست، حفظ آبروی افراد یا انجام کار خیر به کار رود؛ نه اینکه صرفاً به حذف دیگران و شکلدادن به فضای ناسالم تبدیل شود.
۳. در گفتوگوهای خود تقوای الهی را رعایت کن
وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (مجادله: ۹)
و از خدایی پروا کنید که به سوی او گردآورده میشوید.
تقوا در ارتباطات یعنی انسان حتی در جایی که دیگران حضور ندارند، خود را مجاز به هر سخن و رفتاری نداند. اخلاق واقعی زمانی آشکار میشود که نظارت اجتماعی وجود نداشته باشد.
۴. در برابر سخنان آزاردهنده و رفتارهای آسیبزا، به خدا توکل کن
وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (مجادله: ۱۰)
و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.
توکل در این سیاق به معنای آن است که انسان در برابر نگرانی و فشار ناشی از رفتار دیگران، تعادل خود را از دست ندهد. توکل جایگزین تدبیر نیست؛ بلکه مانع فروپاشی روانی و اخلاقی انسان در شرایط فشار میشود.
۵. برای دیگران در مجالس جا باز کن
إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا (مجادله: ۱۱)
هنگامی که به شما گفته میشود در مجالس جا باز کنید، جا باز کنید.
این دستور نمونهای روشن از اخلاق اجتماعی در کوچکترین رفتارهای روزمره است. حق نشستن، حضور و مشارکت دیگران را به دلیل خودخواهی، جایگاه اجتماعی یا احساس مالکیت بر فضا محدود نکنیم. این اصل در کلاس، جلسه کاری، مهمانی، صف و فضای عمومی کاملاً کاربردی است.
۶. از خدا پروا کن و مراقب آینده اخلاقی خود باش
اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ (حشر: ۱۸)
از خدا پروا کنید و هر کس بنگرد برای فردای خود چه پیش فرستاده است.
این آیه یکی از صریحترین دستورهای قرآن به خودارزیابی اخلاقی است. انسان باید رفتار گذشته و تصمیمهای امروز خود را بررسی کند و ببیند چه چیزی برای آینده معنوی و انسانی خویش فراهم کرده است. در زندگی امروز، این یعنی بازبینی عادتها، روابط، مصرف، کار، مسئولیتها و آسیبهایی که ممکن است به دیگران زده باشیم.
۷. خدا را فراموش نکن تا خودت را فراموش نکنی
وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ (حشر: ۱۹)
مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنان را از خودشان غافل ساخت.
فراموشی خدا در اینجا با فراموشی حقیقت و مسئولیت خویش همراه معرفی شده است؛ یعنی انسان ممکن است آنقدر درگیر منفعت، شهرت، رقابت و لذت شود که از هویت و مقصد واقعی زندگی خود غافل بماند.
۸. با کسانی که با شما نجنگیدهاند نیکی و عدالت کنید
أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ (ممتحنه: ۸)
با آنان نیکی کنید و با آنان به عدالت رفتار کنید.
این آیه یکی از مهمترین قواعد اخلاق اجتماعی قرآن است: صرفِ تفاوت عقیده، مجوز بدرفتاری نیست. درباره کسانی که با مسلمانان به سبب دین نجنگیده و آنان را از خانههایشان بیرون نکردهاند، قرآن «برّ» و «قسط» را توصیه میکند؛ یعنی نیکوکاری و عدالت. این اصل در روابط همسایگی، شهروندی، همکاری و تعامل با پیروان ادیان و عقاید دیگر کاربرد جدی دارد.
۹. با کسانی که با شما جنگیدهاند، همپیمانیِ حمایتگرانه نکن
أَن تَوَلَّوْهُمْ (ممتحنه: ۹)
که آنان را به دوستی و ولایت بگیرید.
نهی آیه ناظر به کسانی است که در دین با مسلمانان جنگیده، آنان را از خانههایشان بیرون کرده یا در این کار همکاری کردهاند. بنابراین نباید این حکم را به معنای منع هرگونه رفتار انسانی با مخالف تفسیر کرد؛ موضوع آیه، همپیمانی و حمایت سیاسی از نیروی متجاوز است.
۱۰. از خیانت و تجاوز به امانت بپرهیز
وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ (ممتحنه: ۱۲)
و در کار پسندیده از تو نافرمانی نکنند.
این عبارت در پیمان بیعت زنان آمده است و «معروف» را معیار اطاعت قرار میدهد؛ بنابراین اطاعت اخلاقی در قرآن مطلق و بیقید نیست، بلکه در چارچوب امر شناختهشده و درست معنا دارد.
۱۱. در زندگی اجتماعی، چیزی را برخلاف حق به دیگری نسبت نده
وَلَا يَفْتَرِينَ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ بُهْتَانٍ (ممتحنه: ۱۲)
و بهتان و افترا نزنند.
این فرمان مستقیماً اخلاق گفتار و آبروی انسانها را هدف میگیرد. نسبتدادن دروغین رفتار، جرم، رابطه یا عیب به دیگران، چه در فضای واقعی و چه در شبکههای اجتماعی، از مصادیق روشن بهتان است.
۱۲. دزدی نکن
وَلَا يَسْرِقْنَ (ممتحنه: ۱۲)
و دزدی نکنند.
فرمانی صریح درباره حرمت تعرض به مال دیگران است. در زندگی امروز، این اصل فقط درباره برداشتن مال فیزیکی نیست؛ دسترسی غیرمجاز به حسابها، سرقت اطلاعات، استفاده بدون اجازه از دارایی فکری و تصاحب حق مالی دیگران نیز با اصل امانتداری ناسازگار است.
۱۳. زنا نکن
وَلَا يَزْنِينَ (ممتحنه: ۱۲)
و زنا نکنند.
این فرمان مستقیماً ناظر به حفظ عفت جنسی و مرزهای اخلاقی خانواده است. در چارچوب این مجموعه، نکته اخلاقی آن حفظ تعهد جنسی و جلوگیری از آسیب به بنیان خانواده و کرامت انسان است.
۱۴. فرزندان را نکش
وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ (ممتحنه: ۱۲)
و فرزندان خود را نکشند.
فرمانی روشن درباره حرمت جان انسان، بهویژه کودک است. ارزش اخلاقی آن فراتر از یک حکم تاریخی است: کودک نباید قربانی فقر، خشم، تعصب، اختلاف خانوادگی یا تصمیمهای خودخواهانه بزرگسالان شود.
۱۵. پس از پایان نماز، برای کسب روزی و آبادانی زندگی تلاش کن
فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ (جمعه: ۱۰)
هنگامی که نماز پایان یافت، در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بجویید.
قرآن میان عبادت و فعالیت اقتصادی تقابل ایجاد نمیکند. انسان مؤمن پس از انجام مسئولیت عبادی، به کار، تولید، کسب روزی و فعالیت اجتماعی بازمیگردد. بنابراین اخلاق دینی به معنای ترک دنیا نیست، بلکه تنظیم درست اولویتهاست.
۱۶. اموال و فرزندان را وسیله غفلت از خدا قرار نده
لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ (منافقون: ۹)
اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکنند.
قرآن خانواده و ثروت را مذموم نمیکند؛ هشدار درباره زمانی است که آنها چنان ذهن و زندگی انسان را اشغال کنند که مسئولیتهای اخلاقی و معنوی فراموش شود. در زندگی امروز، غرقشدن در کار، مصرف، رفاه یا حتی نگرانی افراطی برای فرزندان میتواند چنین وضعی ایجاد کند.
۱۷. پیش از رسیدن مرگ، از آنچه به تو روزی داده شده انفاق کن
وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ (منافقون: ۱۰)
و از آنچه روزی شما کردهایم پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد، انفاق کنید.
قرآن تأکید میکند کار خیر را به آینده نامعلوم موکول نکنیم. انفاق فقط بخشیدن پول نیست؛ کمک به نیازمند، حمایت از درمان، آموزش، رفع گرفتاری و اختصاص بخشی از امکانات برای خیر عمومی نیز در همین منطق قرار میگیرد.
۱۸. به خدا توکل کن
وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (تغابن: ۱۳)
و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند.
توکل یعنی پس از انجام وظیفه و استفاده از اسباب، نتیجه را مطلقاً در اختیار خود ندانیم. این نگاه از اضطراب، خودبزرگبینی و احساس کنترل مطلق بر جهان جلوگیری میکند.
۱۹. اگر خطای اعضای خانواده قابل گذشت است، عفو و گذشت کن
فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا (تغابن: ۱۴)
از آنان برحذر باشید و اگر ببخشید و چشمپوشی کنید و درگذرید، [بدانید که...]
قرآن همزمان دو اصل را مطرح میکند: هوشیاری و گذشت. بخشش به معنای نادیدهگرفتن خطر یا اجازه دادن به تکرار ظلم نیست؛ یعنی در مواردی که امکان اصلاح وجود دارد، کینه را به اصل حاکم بر رابطه تبدیل نکنیم.
۲۰. بشنو، اطاعت کن و انفاق کن
وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنفِقُوا خَيْرًا لِّأَنفُسِكُمْ (تغابن: ۱۶)
بشنوید و اطاعت کنید و انفاق کنید که برای خود شما بهتر است.
سه رفتار کنار هم آمده است: آمادگی برای شنیدن حق، پذیرش مسئولیت و بخشندگی. از منظر اخلاقی، انسانی که فقط سخن میگوید اما نمیشنود و عمل نمیکند، امکان اصلاح واقعی ندارد.
۲۱. در انفاق، با بخل و خودخواهی مبارزه کن
وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (تغابن: ۱۶)
و کسانی که از بخل نفس خویش محفوظ بمانند، آنان رستگاراناند.
اصل اخلاقی این آیه مبارزه با خودخواهی و بخل است.
۲۲. به خدا وام نیکو بده؛ یعنی در راه خیر ببخش
إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا (تغابن: ۱۷)
اگر به خدا وامی نیکو دهید...
«قرض حسن» در اینجا تعبیر قرآنی برای بخشش و هزینهکردن در راه خیر است. انسان باید بخشی از امکانات خود را از دایره منفعت شخصی خارج کند و برای خیر دیگران اختصاص دهد.
۲۳. هنگام طلاق، زن را در زمان مناسب و مطابق ضوابط جدا کن
فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ (طلاق: ۱)
آنان را در زمان مناسبِ عده طلاق دهید و مدت عده را به دقت حساب کنید.
این حکم نمونه روشنی از اخلاق حقوقی در خانواده است: حتی هنگام فروپاشی زندگی مشترک نیز نباید حقوق طرف مقابل، نظم حقوقی و پیامدهای تصمیم نادیده گرفته شود. طلاق نباید تصمیمی هیجانی و بیضابطه باشد.
۲۴. در زمان جدایی، تقوا را رعایت کن و زن را از خانه بیرون نکن
وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ (طلاق: ۱)
از خدا، پروردگارتان، پروا کنید و آنان را از خانههایشان بیرون نکنید.
حتی در شرایط طلاق، انتقامگیری و آزار نباید جای رعایت حق را بگیرد. قرآن برای زن مطلقه در دوران عده حقوق و حریم مشخصی قائل میشود.
۲۵. یا با همسر به نیکی زندگی را ادامه بده یا با نیکی جدا شو
فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ (طلاق: ۲)
یا آنان را به شایستگی نگاه دارید یا به شایستگی از آنان جدا شوید.
حتی جدایی نباید به میدان تحقیر، تهدید، افشاگری و انتقام تبدیل شود. «معروف» یعنی رفتاری که از نظر عقل، شرع و عرف سالم، محترمانه و منصفانه باشد. این اصل برای طلاق امروز نیز بسیار کاربردی است: حفظ آبرو، رعایت حقوق مالی، پرهیز از آزار روانی و توجه به فرزندان.
۲۶. برای مسائل حقوقی و خانوادگی، شاهدان عادل بگیرید
وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ (طلاق: ۲)
دو تن از افراد عادل خود را گواه بگیرید و گواهی را برای خدا برپا دارید.
این دستور، اخلاق حقوقی را بر شهادت عادلانه و مستندکردن تعهدات استوار میکند. گواه نباید به دلیل دوستی، خویشاوندی، پول یا فشار اجتماعی حقیقت را تغییر دهد.
۲۷. زن مطلقه را در حد توان مالی خود مسکن بده و به او آسیب نزن
أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُم مِّن وُجْدِكُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ (طلاق: ۶)
آنان را در همان جایی که خود سکونت دارید و در حد توانتان سکونت دهید و برای تنگکردن بر آنان آزارشان ندهید.
این آیه از صریحترین نمونههای اخلاق در هنگام تعارض و جدایی است. حتی وقتی رابطه زوجیت پایان یافته، حق امنیت، مسکن و کرامت طرف مقابل از بین نمیرود. آزار عمدی برای وادارکردن طرف مقابل به ترک حق خود، رفتاری غیراخلاقی است.
۲۸. در صورت بارداری، هزینههای زن را تا زمان زایمان بپرداز
وَإِن كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّىٰ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ (طلاق: ۶)
و اگر باردار باشند، تا زمانی که وضع حمل کنند هزینه آنان را بپردازید.
مسئولیت مالی در شرایط آسیبپذیری زن و کودک، حتی پس از طلاق، ادامه دارد. این حکم نشان میدهد پایان رابطه زوجیت به معنای پایان مسئولیت انسانی و حقوقی نیست.
۲۹. اگر زن فرزند را شیر داد، دستمزد او را بپرداز
فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ (طلاق: ۶)
پس اگر برای شما شیر دادند، مزدشان را به آنان بدهید.
این فرمان بر حق مالی زن در برابر کاری که انجام میدهد تأکید دارد. کار مراقبتی و شیردهی نباید بیارزش تلقی شود یا حق اقتصادی زن نادیده گرفته شود.
۳۰. در مسائل مربوط به فرزند، با یکدیگر به نیکی و توافق رفتار کنید
وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍ (طلاق: ۶)
و میان خود با شایستگی و نیکی مشورت و توافق کنید.
پس از جدایی، اختلاف زن و شوهر نباید به ابزاری برای آسیبزدن به کودک تبدیل شود. تصمیم درباره حضانت، شیردهی، هزینهها و تربیت باید بر اساس مصلحت کودک و رفتار منصفانه باشد، نه انتقام از همسر سابق.
۳۱. هرکس توان مالی بیشتری دارد، متناسب با توانش هزینه کند
لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ (طلاق: ۷)
توانگر باید از گشایش و توان خود هزینه کند.
قرآن در مسئولیت مالی، عدالت را با تفاوت توانایی اقتصادی جمع میکند. کسی که درآمد و امکانات بیشتری دارد، نباید مسئولیت خود را به حداقل ممکن تقلیل دهد. در عین حال، از فرد کمتوان نیز بیش از ظرفیتش مطالبه نمیشود.
۳۲. هرکس روزیاش محدود است، متناسب با آنچه خدا به او داده هزینه کند
وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ (طلاق: ۷)
و کسی که روزیاش تنگ شده است، از آنچه خدا به او داده هزینه کند.
مسئولیت مالی باید متناسب با استطاعت واقعی باشد. این اصل از یک سو مانع فرار افراد توانگر از مسئولیت و از سوی دیگر مانع تحمیل تکلیف خارج از توان بر افراد کمبرخوردار میشود.
۳۳. خانواده خود را از سقوط اخلاقی و عذاب حفظ کن
قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا (تحریم: ۶)
خود و خانوادهتان را از آتشی حفظ کنید.
مسئولیت اخلاقی انسان فقط درباره خودش نیست. والدین و سرپرستان خانواده باید در تربیت، آموزش، فضای اخلاقی خانه و مراقبت از رفتار اعضای خانواده مسئولانه عمل کنند. این به معنای کنترل افراطی نیست؛ بلکه یعنی خانواده را نسبت به ارزشها، مسئولیت و پیامد رفتارها بیتفاوت رها نکنیم.
نتیجهگیری
مجموع آموزههای اخلاقیِ مرور شده از جزء بیستوهفتم قرآن، تصویر جامعی از یک نظام اخلاقیِ متعالی به دست میدهد که بر محور «تقوا و خودسازی»، «شکرگزاری و توجه به نعمتهای الهی»، «انفاق و عدالت اقتصادی»، «توکل و صبر در برابر سختیها»، و «آیندهنگری و آمادگی برای معاد» استوار است. این آموزهها نشان میدهند که انسانِ مؤمن، در این جهانِ پرآشوب، نهتنها باید به دنبالِ تأمینِ نیازهایِ مادی و معنویِ خویش باشد، بلکه باید با «ایمان و عملِ صالح»، «صبر و استقامت»، «انفاق و احسان»، و «یادِ دائمیِ خدا»، خود را برایِ جهانی دیگر آماده سازد. در یک کلام، این جزء به ما میآموزد که اخلاق قرآنی، اخلاقِ «حرکتِ آگاهانه در مسیرِ حق» است؛ حرکتی که در آن، انسان با «تزکیهٔ نفس»، «شکرِ نعمت»، «انفاقِ مال» و «توکل بر خدا»، همزمان به «فلاحِ دنیوی» و «فوزِ اخروی» دست مییابد و در برابرِ وسوسههایِ دنیا و غفلت از یاد خدا، هشیار و پایدار میماند؛ و این، پیامی است که برای انسانِ امروز، که در گردابِ مادیگرایی و بیمعنایی دست و پا میزند، نجاتبخش و امیدآفرین است.